آموزشی  

ترجمه ، تالیف ، گردآوری یادداشت های دیگران

محبت و تکريم

سردبير : حسن زارعيان
اعضاي تحريريه:
فاطمه امينيان – پرويز رزاقي- عباس فرهادي ثابت - حسن زارعيان – صديقه محمدي
ويراستار : فرهنگ فرهي
طراح : بهمن زارعيان
نياز به محبت و تکريم نيازي فطري، روحي و رواني است که در همه ي انسانها بويژه در کودکان وجود دارد.
برخورد توأم با کرامت و محبت موجب سلامت روان و تقويت عزم نفس مي گردد. دو ويژگي مهم محبت و تکريم همواره از خصوصيات اخلاقي انسانهاي بزرگ چو نبي مکرم حضرت محمد(ص) بوده است. آن حضرت در اين زمينه با تأکيد فراوان فرموده اند: محيط خانه را محل رد و بدل کردن محبت قرار دهيد و والدين اجازه دهند که فزندان با ،محبت بزرگ شوند و خود الگوي مناسبي براي فرزندان باشند. اگر اين توصيه حکيمانه را به کار گيريم در آينده اي نه چندان دور شاهد جامعه اي سالم و بدون تنش خواهيم بود.
به اميد آنکه در نگرش اعضاي خانواده افق هاي تازه تري بگشايم، در اين شماره به دو گل واژه ي حياتي محبت و تکريم مي پردازيم. دوستدار شما


تعريف محبت و تکريم :
محبت به معني دوست داشتن کسي و تکريم به معني حب ذات و دوست داشتن خود است؛ بطوريکه اگر محبت از جانب ديگران به فرد ابراز شود موجب احساس رضايت و خشنودي او مي گردد.
ويژگي هاي انسان با کرامت و با محبت : سخي، بخشنده و قدردان محبت هاي ديگران است، به عهد خود وفا مي کند، جواب بدي را با خوبي مي دهد، از ديگران چيزي درخواست نمي کند و ارزش هاي انساني خود را محترم مي شمارد.
اصول تکريم و محبت :
1 – تکريم و محبت به کودک در آغاز ورود به مدرسه بايد به اندازه اي باشد که وابستگي کودک را به مادر قطع و او را به مدرسه علاقمند کند.
2 – تکريم و محبت محدود به افراد خاصي نيست، بنابراين تمامي افرادي که با کودک سرو کار دارند بايد با محبت و کرامت رفتار کنند.
3 – تکريم و محبت بايد منطقي و به دور از تبعيض باشد.
4 – تکريم و محبت بايد قلبي و به دور از تصنع باشد.
5 – علت تحريم و محبت بايد براي کودک قابل فهم باشد.
6 – تکريم و محبت به اندازه اي باشد که مانع تربيت صحيح نشود( کودک بداند که در مقابل رفتار شايسته مورد محبت واقع مي شود)
7 – از آنجا که محبت و تکريم از نيازهاي اساسي انسان است نبايد ابراز آن مشروط باشد (اين کار را انجام بده تا دوستت داشته باشم).
8 – در ابراز محبت و تکريم، سن توانايي و درک کودک را در نظر بگيريم و افراط نکنيم
9 – تکريم و محبت به گونه اي ابراز شود که براي کودکان قابل درک باشد.
10 – تکريم و محبت مختص به کودکان نيست لذا لازم است با توجه به موقعيت و جايگاه افراد (همسر ، خويشان ، بزرگترها و...) آنان را تکريم کنيم.
11 – ابراز محبت به فرزندان به گونه اي باشد که در صورت مواجه شدن با محروميت بتواند مشکل را حل کند.
اجازه دهيم محروميت را در بعضي از مراحل زندگي اش تجربه کند و بداند که :

اثرات تربيتي ابراز محبت و تکريم :
کودکي که از تکريم و محبت والدين بخصوص مادر به اندازه لازم برخوردار شده باشد؛
1 - احساس امنيت مي کند.
2 – رواني شاد و دلي با نشاط دارد (متعادل است).
3 – احساس محروميت نمي کند پيوسته اميدورار است.
4 – خوش بين و خوش قلب است.
5 – خيرخواه و انسان دوست است و به فضايل انساني احترام مي گذارد،
6 – داراي سازگاري و سلامت روان است.
7 – اجتماعي تر و داراي اعتماد به نفس است.
8 – رشد تحصيلي بالاتري دارد.
9 - از هوش عاطفي و خلاقيت بيشتري برخوردار است.
10 – چون طعم شيرين محبت و تکريم را چشيده، قادر است اين آب حيات را به ديگران نيز هديه کند.
11- مشکلات و تغييرات دوران بلوغ را بهتر مي پذيرد و با آنها کنار مي آيد.
12 – در نوجواني فريب هوسبازان و رانده شدگان اجتماعي را نمي خورد، (به حيثيت خانوادگي مقيد است).
13 – در سنين جواني احساس محروميت ، بي پناهي و سردرگمي نمي کند، بنابراين به کانونهاي فساد( اعتياد، ميگساري و ... ) پناه نمي برد.



راههاي ابراز محبت و تکريم به فرزندان :
1 – در هفت سالگي اول زندگي همبازي آنها باشيم.
2 – به فرزندانمان سلام کنيم.
3 – به عهد و پيماني که با آنها بسته ايم وفادار باشيم.
4- در مقابل خطاهايشان صبورانه رفتار کنيم.
5 – براي سخنان آنها ارزش قائل شده شنونده خوبي باشيم.
4 – مقابل ديگران (حتي افراد خانواد) به شخصيت آنها احترام بگذاريم.
7 – کودکان را به مجالس و ميهماني ها دعوت کنيم.
8 – از توجه کردن به آنها حتي در موقع غذا خوردن غفلت نکنيم.
9 – به دور از چشم ديگران خطاهاي فرزندان مان را به آنها گوشزد کنيم.
10 – نکات مثبت رفتار آنها را در نزد ديگران بازگو کنيم.
11 – به شخصيت آنها احترام بگذاريم و مانند يک بزرگسال با آنها رفتار کنيم(بزرگي بدهيم تا احساس بزرگي کند).
12 – با فزندانمان به ويژه در دوران نوجواني مشورت کنيم.
13 – نامهاي زيبا و با معنا براي فرزندان انتخاب کنيم تا در بزرگي نزد همسالانشان شرمنده نشوند.
14 – بجاي انتقاد، فرزندانمان را تشويق کنيم.
15 – براي ابراز محبت به کودکان خردسال، آنان را در آغوش بگيريم، ببوسيم و با آنها ارتباط فيزيکي برقرار کنيم.
16 – در حضور آنان تأکيد کنيم که بسيار عزيز و دوست داشتني هستند.
17 – کودکان را تشويق کنيم تا دوستان خود را در صورت امکان به منزل دعوت کنند.
18- هنگامي که عمل ناپسندي از فرزندمان سر مي زند، به جاي سرزنش کودک، عمل او را نکوهش کنيم نه شخصيت او را.
19 – هنگام خواب فرزندانمان را ببوسيم و حتماً به آنها شب بخير بگوييم.
20 – در صورت مخالفت با درخواست نابجاي فرزندان، گفتن «نه» را با پيامي محبت آميز همراه کنيم : (بخاطر علاقه اي که به تو دارم اجازه نمي دهم در خيابان دوچرخه بازي کني، چون ممکن است صدمه ببيني).
21 – با اقوام و دوستاني که به فرزندمان محبت دارند بيشتر معاشرت کنيم.
22 – وقتي فرزندمان کار درستي انجام داد، احساس رضايت و خرسندي خود را با تأييد و تشويق به او نشان دهيم.
23 – گذراندن اوقات والدين با فرزندان مانند رفتن به پارک ، کوه، مسافرت و يا بازي کردن و درس خواندن با آنان نوعي ابراز محبت و تکريم آنهاست.
24 – به مناسبت روز تولد، رسيدن به تکليف، اتمام دوره تحصيلي و قبولي دانشگاه و ... با دعوت از دوستان صميمي فرزندمان جشن کوچکي براي او بگيريم و به او هديه بدهيم.
25 – از منحصر به فرد بودن فرزندمان ابراز خوشحالي و خوشبختي کنيم و با بيان جمله هايي مانند «چقدر خوشحال و خوشبخت هستيم که خدا تو را به ما داد» ، احساس محبت و دوست داشتن خود را به او منتقل کنيم.
26 – عکس فرزندمان را در منزل و کيف پول و دفتر کارمان قرار دهيم.

انجمن علمي آموزشي مدرسين آموزش خانواده شهر تهران

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۶ساعت 23:59  توسط محمد رضا رستمخانی  | 

طريقة‌ نگارش‌ مقالات‌ تحقيقي‌

قسمت اول

طريقة‌ نگارش‌ مقالات‌ تحقيقي‌ - راهنمايي‌ ساده‌ براي‌ غير انگليسي‌ زبانها
پاول‌ استا پلتون‌
مركز تحقيقات‌ بين‌ المللي‌ كشاورزي‌ استراليا
كانبرا 1987


مترجمان: دكتر حسين غريبي، شهرياري تمامي

( توجه : شكلها و تصاوير اين مقاله در دسترس نيست )

از آنجا كه‌ تنها براي‌ تعداد كمي‌ از محققين‌ نوشتن‌ مقاله‌ تحقيقي‌ كار آساني‌ است‌ و از طرف‌ ديگر در صورت‌عدم‌ انتشار و چاپ‌ يك‌ كار تحقيقي‌ ، بيشتر نتايج‌ و حاصل‌ كار از دست‌ رفته‌ و باعث‌ دوباره‌ كاري‌ مي‌ گردد .لزوم‌ ارائه‌ راهنمايي‌ مؤثر جهت‌ نوشتن‌ مقالات‌ تحقيقي‌، بوضوح‌ احساس‌ مي‌شود. دانشمنداني‌ كه‌ دركشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ به‌ تحقيق‌ مشغولند به‌ راحتي‌ نتايج‌ كار خود را در يكي‌ از مجلاتي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خودشان‌يعني‌ انگليسي‌ آلماني‌ يا فرانسوي‌ است‌ چاپ‌ مي‌نمايند و از اين‌ نظر مشكلي‌ در نوشتن‌ مقاله‌ ندارند ، ولي‌محققين‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ از چنين‌ مزيتي‌ برخوردار نبوده‌ و از آنجا كه‌ زبان‌ اصلي‌ و مادريشان‌ غيرانگليسي‌ مي‌ باشد نوشتن‌ مقاله‌ تحقيقي‌ به‌ زبان‌ هاي‌ علمي‌ روز برايشان‌ بسيار مشكل‌ است‌ .
يش‌ گفتار مؤلفين‌
از آنجا كه‌ تنها براي‌ تعداد كمي‌ از محققين‌ نوشتن‌ مقاله‌ تحقيقي‌ كار آساني‌ است‌ و از طرف‌ ديگر در صورت‌عدم‌ انتشار و چاپ‌ يك‌ كار تحقيقي‌ ، بيشتر نتايج‌ و حاصل‌ كار از دست‌ رفته‌ و باعث‌ دوباره‌ كاري‌ مي‌ گردد .لزوم‌ ارائه‌ راهنمايي‌ مؤثر جهت‌ نوشتن‌ مقالات‌ تحقيقي‌، بوضوح‌ احساس‌ مي‌شود. دانشمنداني‌ كه‌ دركشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ به‌ تحقيق‌ مشغولند به‌ راحتي‌ نتايج‌ كار خود را در يكي‌ از مجلاتي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خودشان‌يعني‌ انگليسي‌ آلماني‌ يا فرانسوي‌ است‌ چاپ‌ مي‌نمايند و از اين‌ نظر مشكلي‌ در نوشتن‌ مقاله‌ ندارند ، ولي‌محققين‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ از چنين‌ مزيتي‌ برخوردار نبوده‌ و از آنجا كه‌ زبان‌ اصلي‌ و مادريشان‌ غيرانگليسي‌ مي‌ باشد نوشتن‌ مقاله‌ تحقيقي‌ به‌ زبان‌ هاي‌ علمي‌ روز برايشان‌ بسيار مشكل‌ است‌ .
به‌ دليل‌ اينكه‌ زبان‌ انگليسي‌ زبان‌ علمي‌ شناخته‌ شده‌ دنياست‌ اين‌ راهنما براي‌ آندسته‌ از محققيني‌ نوشته‌ شده‌كه‌ انگليسي‌ زبان‌ نبوده‌ و تمايل‌ دارند مقاله‌ خود را به‌ زبان‌ انگليسي‌ بنويسند
ACIAR ( مركز بين‌ المللي‌تحقيقات‌ كشاورزي‌ استراليا ) اميدوار است‌ كه‌ اين‌ راهنما مناسب‌ بوده‌ و مفيد واقع‌ شود . اين‌ راهنما كارمشتركي‌ از ACIAR و شعبه‌ اندونزيايي‌ تحقيقات‌ و توسعه‌ كشاورزي‌ (AARD) است‌ كه‌ اين‌ شعبه‌ مسئول‌چاپ‌ مجلة‌ علوم‌ كشاورزي‌ در اندونزي‌ مي‌ باشد داير نمودن‌ و چاپ‌ اين‌ مجله‌ دقيق‌ و انگليسي‌ زبان‌ دراندونزي‌، كشوري‌ كه‌ مردم‌ آن‌ عمدتاً به‌ زباني‌ غير از انگليسي‌ تكلّم‌ مي‌ نمايند، اقدامي‌ جسورانه‌ بود كه‌ توسط‌آقايان‌ . اس‌ . وي‌ ساديكين‌ مدير عامل‌ AARD و پروفسور. جي‌. آر. مك‌ ويليام‌ رئيس‌ ACIAR موردحمايت‌ جدي‌ قرار گرفت‌. چاپ‌ اين‌ مجله‌ قسمتي‌ از برنامة‌ آگاه‌ سازي‌ كشورهاي‌ همسايه‌ اندونزي‌ در موردعلم‌ كشاورزي‌ اين‌ كشور و نيز بطور همزمان‌ افزايش‌ قدرت‌ نوشتن‌ و درك‌ انگليسي‌ محققين‌ اندونزيايي‌ درجهت‌ استفاده‌ بهتر از اطلاعات‌ علمي‌ جهاني‌ است‌.
اين‌ برنامه‌ ( پروژه‌ ) شامل‌ دو مرحله‌ بود : الف‌ - ايجاد يك‌ ساختار و قالب‌ بندي‌ ساده‌ براي‌ مجله‌ وآموزش‌ به‌ افرادي‌ كه‌ مي‌ خواهند خودشان‌ مجله‌اي‌ داشته‌ باشند ب‌ ) ايجاد دوره‌ها و كلاسهايي‌ براي‌ محققين‌اندونزيايي‌ در رابطه‌ با هنر نوشتن‌ مقالات‌ علمي‌.
پاول‌ استاپلتون‌ نويسندة‌ اين‌ كتاب‌ براي‌ تأسيس‌ و ايجاد مجله‌ اي‌ در مورد علوم‌ كشاورزي‌ سه‌ سال‌ باكاركنان‌ كتابخانة‌ ملي‌ علوم‌ كشاورزي‌ همكاري‌ نمود و بعد از تأسيس‌ مجله‌ به‌ عنوان‌ سردبير يا رئيس‌ويراستاران‌ بر هر دو قسمت‌ نظارت‌ داشت‌. در پايان‌ اين‌ طرح‌ نه‌ تنها كيفيت‌ مقالاتي‌ كه‌ براي‌ اين‌ مجله‌ فرستاده‌مي‌ شد بطور چشمگيري‌ افزايش‌ يافت‌، بلكه‌ كيفيت‌ مقالاتي‌ كه‌ براي‌ ساير مجلات‌ چه‌ انگليسي‌ زبان‌ و چه‌اندونزي‌ زبان‌ فرستاده‌ مي‌شد نيز رشد نشان‌ مي‌داد. اين‌ كتاب‌ نتيجه‌ چندين‌ دورة‌ آموزشي‌ است‌ كه‌ نويسنده‌براي‌ محققين‌ اندونزيايي‌ داير نموده‌ بود .
مشكل‌ اولي‌ كه‌ نويسنده‌ با آن‌ روبرو شد اين‌ بود كه‌ : با اينكه‌ چندين‌ كتاب‌ انگليسي‌ خوب‌ در مورد چگونه‌نوشتن‌ مطالب‌ علمي‌ و جود داشته‌ و دارند ولي‌ از آنجا كه‌ تمام‌ آنها را نويسندگان‌ انگليسي‌ زبان‌ براي‌خوانندگان‌ انگليسي‌ زبان‌ نوشته‌اند، به‌ كساني‌ كه‌ زبان‌ مادريشان‌ انگليسي‌ نيست‌ كمك‌ زيادي‌ نمي‌نمايند. براي‌شروع‌ نسخه‌ اول‌ اين‌ راهنما ابتدا بصورت‌ خاص‌ براي‌ محققين‌ اندونزيايي‌ طرح‌ ريزي‌ گرديد ولي‌ پس‌ از اندكي‌مشخص‌ شد كه‌ با كمي‌ تغييرات‌ مي‌ تواند مورد استفاده‌ سايرين‌ نيز قرار گيرد .
به‌ همين‌ دليل‌
ACIAR به‌ چاپ‌ و انتشار گسترده‌ اين‌ راهنما براي‌ دسترسي‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌همت‌ گماشت‌ .
اميدواريم‌ كه‌ اين‌ راهنما بتواند راهگشاي‌ بسياري‌ از محققين‌ و دانشمنداني‌ باشد كه‌ در نوشتن‌ مقالاتشان‌ به‌زبان‌ انگليسي‌ جهت‌ ارائه‌ و پذيرش‌ در مجلات‌ علمي‌ بين‌ المللي‌ مشكل‌ دارند .
برايان‌ لي‌
مسئول‌ ارتباطات‌
ACIAR
مقدمه‌ :
بسياري‌ از مقالاتي‌ كه‌ در متون‌ علمي‌ جهان‌ به‌ چاپ‌ مي‌ رسند توسط‌ محققيني‌ نوشته‌ مي‌ شوند كه‌ زبان‌اصلي‌اشان‌ انگليسي‌ نيست‌. با اينكه‌ چندين‌ جلد كتاب‌ جهت‌ آموزش‌ چگونه‌ نوشتن‌ مطالب‌ علمي‌ ، تأليف‌شده‌ است‌، ولي‌ چون‌ نويسندگان‌ آنها اغلب‌ افراد انگليسي‌ زبان‌ مي‌ باشند لذا كتب‌ آنان‌ براي‌ افراد غيرانگليسي‌ زبان‌ مشكل‌ بوده‌ و استفاده‌ چنداني‌ از اين‌ كتابها نمي‌برند .
اين‌ راهنما در واقع‌ مقدمه‌اي‌ از موضوع‌ كلي‌ « چگونه‌ نوشتن‌ مطالب‌ علمي‌ و تحقيقي‌ » است‌ كه‌ براي‌محققين‌ غير انگليسي‌ زبان‌ نوشته‌ شده‌ است‌ .
اين‌ راهنما حاوي‌ ديدگاههاي‌ سردبير يك‌ مجله‌ است‌ كه‌ در آن‌ به‌ نويسندگان‌ توصيه‌ مي‌ كند كه‌ مقاله‌ خودرا چگونه‌ به‌ راحتي‌ بنويسند و چگونه‌ بهترين‌ روش‌ را براي‌ آماده‌ كردن‌ مقاله‌ بكار برند تا بتوانند آنرا به‌ يك‌مجله‌ ارائه‌ دهند . اين‌ راهنما نه‌ تنها كامل‌ نبوده‌ بلكه‌ خود آغازي‌ بيش‌ نيست‌ .
طريقة‌ نوشتن‌ مقالات‌ تحقيقي‌، مطلبي‌ مفصل‌ و كلي‌ بوده‌ و نمي‌ توان‌ تمام‌ جوانب‌ آنرا در كتاب‌ كوچكي‌مثل‌ اين‌ راهنما بيان‌ نمود ، راهنماهاي‌ ديگري‌ وجود دارند كه‌ به‌ جزئيات‌ بيشتر همراه‌ با مطالب‌ ويژه‌بخصوص‌ جزئيات‌ تكنيكي‌ مثل‌ طرق‌ آماده‌ كردن‌ و كشيدن‌ اشكال‌ براي‌ پذيرش‌ و چاپ‌ مي‌ پردازند ،خوانندگاني‌ كه‌ مايلند بيشتر درمورد طريقة‌ نوشتن‌ مقالات‌ علمي‌ بدانند، مي‌ توانند به‌ كتابهاي‌ بخش‌ منابع‌ كه‌در انتهاي‌ راهنما آمده‌ است‌ بخصوص‌ به‌ كتاب‌ "چگونه‌ مقاله‌ علمي‌ نوشته‌ و چاپ‌ نمائيم‌" ( تاليف‌. رابرت‌.آي‌ . دي‌ . چاپ‌ دوم‌ ، انتشارات‌.آي‌ اس‌. آي‌
ISI فلادلفيا ) رجوع‌ نمايند.
قسمت‌ هاي‌ عمده‌ اين‌ راهنما براساس‌ نظريه‌ هاي‌ مفيد و اثبات‌ شده‌ رابرت‌ . اي‌ . دي‌ نوشته‌ شده‌ و قابل‌ذكر است‌ كه‌ هيچ‌ كتاب‌ علمي‌ در اين‌ باره‌ بدون‌ اين‌ اصول‌ كامل‌ نيست‌ كه‌ ما در اينجا از رابرت‌.آي‌.دي‌ بخاطراستفاده‌ از مطالبش‌ تشكر مي‌ نمائيم‌.
فصل‌ اول‌
طريقة‌ نگارش‌ مقاله‌ تحقيقي‌
امروزه‌ انواع‌ مختلفي‌ ازنشريات‌ علمي‌، مجلات‌ تحقيقي‌، خلاصه‌ مقالات‌ كنفرانسها ، گزارش‌ يافته‌ ها ،جمع‌ بنديهاي‌ ساليانه‌ علمي‌ وجود داشته‌ و منتشر مي‌ گردند . اما سنگ‌ بنا و مبناي‌ اصلي‌ تمام‌ آنها بخصوص‌ درتحقيقات‌ علمي‌ امروزي‌ مقالات‌ علمي‌ پايه‌ و نو مي‌باشند كه‌ توسط‌ اكثر مجلات‌ علمي‌ چاپ‌ مي‌گردند.دراينجا نيازي‌ نيست‌ كه‌ بطور دقيق‌ مقاله‌ علمي‌ پايه‌ را تعريف‌ كرده‌ و شرح‌ دهيم‌، ولي‌ بطور خلاصه‌ مقاله‌علمي‌ پايه‌ و نو به‌ مقاله‌ اي‌ گفته‌ مي‌ شود كه‌ تاكنون‌ چاپ‌ نشده‌ و مربوط‌ به‌ تحقيق‌ انجام‌ شده‌اي‌ باشد. هر مجله‌اي‌ براي‌ خود تعريفي‌ از اين‌ نوع‌ مقالات‌ دارد، ولي‌ تقريبا تمام‌ تعريفات‌ حول‌ همين‌ عبارت‌ مقاله‌ پايه‌ وتحقيقات‌ پايه‌ مي‌ چرخند .

بطور كلي‌ چرا بايد مقاله‌ تحقيقي‌ نوشت‌؟
دلايل‌ دخيل‌ درنوشتن‌ مقالات‌ كدامند ؟ آيا به‌ اين‌ علت‌ است‌ كه‌ با چاپ‌ تعدادي‌ مقاله‌ ترفيع‌ علمي‌ خواهيدگرفت‌ ؟ آيا استاد راهنماي‌ شما مي‌ خواهد بعضي‌ از نتايج‌ كاري‌ كه‌ توسط‌ شماانجام‌ مي‌ شده‌ و يا مي‌شود راببيند ؟ و آيا شما مي‌ خواهيد با استفاده‌ از داشتن‌ مقاله‌ به‌ كنفرانسي‌ برويد ؟ ممكن‌ است‌ در جامعة‌ علمي‌امروزي‌ اينها دلايل‌ كافي‌ و معمول‌ براي‌ چاپ‌ مقاله‌ باشند، ولي‌ در اصل‌ دلايل‌ واقعي‌ نيستند .
دليل‌ اصلي‌ اينست‌ كه‌ شما بعنوان‌ يك‌ دانشمند يا محقق‌ عضوي‌ از يك‌ گروه‌ بزرگ‌ مي‌ باشيد و اين‌ برايتان‌يك‌ امتياز است‌ كه‌ در اين‌ گروه‌ عضوي‌ فعال‌ و حرفه‌اي‌ باشيد. پس‌ به‌ عنوان‌ يك‌ دانشمند وظيفه‌ داريد كه‌ نتايج‌كارهايتان‌ را مكتوب‌ نموده‌ و تا آنجا كه‌ ممكن‌ است‌ آنها را منتشر و پخش‌ نمائيد و به‌ اطلاع‌ سايرين‌ برسانيد،در غير اينصورت‌ نتايج‌ كارتان‌ تنها براي‌ خودتان‌ مانده‌ و باعث‌ دوباره‌ كاري‌ توسط‌ سايرين‌ مي‌ گردد.
چاپ‌ نتايج‌ تحقيقات‌ باعث‌ افزايش‌ دانسته‌ هاي‌ بشر، بر انگيخته‌ شدن‌ بحث‌ ها و مناظرات‌ علمي‌ ، تشويق‌ديگران‌ براي‌ كار بيشتر روي‌ موضوع‌ و يافتن‌ موقعيّت‌ ها و ايده‌ هاي‌ نو براي‌ تحقيقات‌ بعدي‌ مي‌ گردد .
اكثر مقالات‌ تحقيقي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ حقيقت‌ علمي‌ تلقي‌ مي‌ شوند، زيرا قبل‌ از چاپ‌ توسط‌ كارشناسان‌ ومتخصصين‌ در موضوع‌ كاري‌ مقاله‌ مورد بررسي‌ و داوري‌ قرار مي‌ گيرد . به‌ همين‌ خاطر و به‌ دليل‌استانداردهاي‌ بالايي‌ كه‌ معمولاً براي‌ پذيرش‌ مقالات‌ علمي‌ اعمال‌ مي‌ شود، اغلب‌ داشتن‌ مقاله‌ اي‌ كه‌ توسط‌يك‌ مجله‌ پذيرفته‌ شده‌ باشد كار مشكلي‌ است‌. به‌ همين‌ علّت‌ يك‌ دانشمند بايد قدرت‌ نوشتن‌ مقاله‌ تحقيقي‌قابل‌ قبولي‌ را داشته‌ باشد چون‌ نوشتن‌ ساير نوشته‌ هاي‌ علمي‌ مثل‌ مقالات‌ كنفرانسها، بازنگريها
reviews) ) و ... معمولا ساده‌ تر است‌ .

تحقيقات‌ زيادي‌ در دنيا انجام‌ مي‌ شود ولي‌ در نهايت‌ تعداد كمي‌ از آنها به‌ چاپ‌ مي‌ رسد.
هدف‌ اين‌ كتاب‌ اينستكه‌ كه‌ به‌ خواننده‌ اين‌ شانس‌ را بدهد تا قبل‌ از ديدن‌ ساير همكارانش‌ مقاله‌ تحقيقي‌ راآماده‌ نمايد .




شكل‌ـ 1 : از تعداد كل‌ تحقيقاتي‌ كه‌ طرح‌ ريزي‌ شده‌ و انجام‌ مي‌ گردد تنها نسبت‌ كمي‌ چاپ‌ شده‌ و از اين‌ تعدادبه‌ دلايل‌ مختلف‌ در صد كمتري‌ توسط‌ افرادي‌ خوانده‌ مي‌ شود كه‌ از كار تحقيقي‌ بيشترين‌ سود را مي‌ برند.


نوشتن‌ مقاله‌ را چگونه‌ آغاز كنيد ؟
براي‌ خوب‌ نوشتن‌ در ابتدا بايد يك‌ طرح‌ كلي‌ داشته‌ باشيد. نوشته‌ هاي‌ جالب‌، رسا و موثر، داراي‌ سيستم‌و نظم‌ مي‌ باشند كه‌ در آنها لغات‌ درجاي‌ مناسب‌ خود بطور صحيح‌ و منطقي‌ مرتب‌ شده‌ اند .
اما قبل‌ از اينكه‌ بتوانيد شروع‌ به‌ نوشتن‌ كنيد بايد چيزي‌ براي‌ گفتن‌ ويا به‌ عبارت‌ دقيق‌ تر پيغامي‌ براي‌توصيف‌ كردن‌ داشته‌ باشيد .
بدون‌ سعي‌ و تلاش‌ و چند يار تمريننمي‌ توانيد يك‌ مقاله‌ را از آغاز تا انتها بنويسيد مگر اينكه‌ در اين‌ زمينه‌خيلي‌ با تجربه‌ باشيد. تكنيك‌ اصلي‌ در تحقيقات‌، طراحي‌ يك‌ طرح‌ دقيق‌ براي‌ توصيف‌ واضح‌ و روشن‌ مشكل‌است‌. در اينجا مشكل‌ شما نوشتن‌ يك‌ مقاله‌ تحقيقي‌ مي‌باشد ساختار مقاله‌ به‌ موضوع‌ مطرح‌ شده‌ در آن‌بستگي‌ دارد. هدف‌ مقاله‌ و همه‌ گيري‌ آن‌ نيز مهم‌ است‌ .
نوشتن‌ مقاله‌ وقتي‌ كار مشكلي‌ است‌ كه‌ چيزي‌ كافي‌ براي‌ گفتن‌ نداشته‌ باشيد و در اين‌ صورت‌ اگر هم‌ بخواهيدبنويسيد در وسط‌ راه‌ مي‌ بريد و نوشتن‌ را رها مي‌ نمائيد زيرا نوشتن‌ مقاله‌ كار مشكلي‌ است‌ .
اما اگر مطمئنيد كه‌ چيزي‌ براي‌ گفتن‌ و عرضه‌ داريد مطلب‌ فوق‌ صحت‌ ندارد و مي‌ توانيد با استفاده‌ ازبعضي‌ از اصول‌ ساده‌ اي‌ كه‌ در اينجا توصيف‌ شده‌اند و در نوشتن‌ مقاله‌ به‌ شما كمك‌ مي‌ نمايند، نوشتن‌ مقاله‌اي‌ را آغاز كرده‌ و به‌ آساني‌ به‌ پايان‌ برسانيد .


دامنه‌ و موضوعات‌ علمي‌ مورد علاقه‌ مجله‌ :
بسياري‌ از عباراتي‌ كه‌ در مجلات‌ به‌ عنوان‌ دامنه‌ و موضوعات‌ علمي‌ مورد توجه‌ مجله‌ مطرح‌ شده‌اند شامل‌لغات‌ مهم‌ و اصلي‌ مي‌ باشند. آنها به‌ دنبال‌ اين‌ هستند كه‌ مقالات‌ گزارشي‌ يا نتايج‌ مهمي‌ را بپذيرند كه‌ نقش‌بارزتري‌ در پيشرفت‌ علم‌ بشري‌ داشته‌ باشند.
يكي‌ از اولين‌ سوالاتي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ سردبيران‌ مجلات‌ علمي‌ بعد از دريافت‌ مقالة‌ شما از خود بپرسنداينستكه‌ "آيا اطلاعات‌ اين‌ مقاله‌ مهم‌ و نو بوده‌ و ارزش‌ چاپ‌ كردن‌ را دارد ؟"
شما بايد مطمئن‌ باشيد آنچيزي‌ كه‌ به‌ نظر شما يك‌ مقاله‌ خوب‌ رامي‌ سازد از ديدگاه‌ ديگران‌ و بخصوص‌سردبير مجله‌ مورد نظر نيز به‌ اندازه‌ كافي‌ مناسب‌ است‌. به‌ عبارت‌ بهتر نسبت‌ به‌ مقاله‌ خود واقع‌ بينانه‌ برخوردنمائيد. براي‌ اين‌ منظور بايد سعي‌ كنيد كه‌ خود را جاي‌ ناظري‌ كه‌ كارتان‌ را مي‌ خواند بگذاريد نه‌ بجاي‌ كسيكه‌آنرا نوشته‌ است‌ .
سعي‌ كنيد خود را به‌ جاي‌ يك‌ سردبير يا يك‌ داور مجله‌ بگذاريد. آنها ممكن‌ است‌ اين‌ سوال‌ را از خودبپرسند: "كه‌ چرا من‌ بايد اين‌ مقاله‌ را چاپ‌ كنم‌ ؟" و لذا شما بايد بگونه‌اي‌ نوشته‌ باشيد كه‌ جواب‌ اين‌ باشد كه‌:" (به‌ اين‌ علت‌ كه‌ اين‌ يك‌ كار خوب‌ است‌)."
بايد از ارزش‌ كارتان‌ مطمئن‌ باشيد زيرا كه‌ نوشته‌ تان‌ مورد امتحان‌ سردبير و نقد و بررسي‌ داور مجله‌ قرارخواهد گرفت‌. نوشتن‌ را با انتخاب‌ و درج‌ عنوان‌ مقاله‌ آغاز كنيد. اغلب‌ مي‌ توانيد از همان‌ عنواني‌ استفاده‌نمائيد كه‌ در آغاز كار و يا در حين‌ مطرح‌ كردن‌ طرح‌ آن‌، آنرا پيشنهاد نموده‌ بوديد سپس‌ سعي‌ در نوشتن‌خلاصه‌ اي‌ از نتايج‌ كارتان‌ نمائيد و اينكه‌ چه‌ كارهايي‌ را مي‌ توان‌ با توجه‌ به‌ كار شما در آينده‌ انجام‌ داد بعد ازانجام‌ اين‌ اعمال‌ مي‌ توانيد به‌ مطالب‌ نگاه‌ كرده‌ و سعي‌ كنيد تصميم‌ بگيريد كه‌ آيا نتايج‌ تحقيقي‌ تان‌ ارزش‌ چاپ‌كردن‌ دارد يا خير؟
براي‌ شروع‌ خود را متقاعد كنيد كه‌ بايد مقاله‌ اي‌ بنويسيد يعني‌ مقاله‌ اي‌ براي‌ نوشتن‌ داريد بعد از اين‌ بايدراجع‌ به‌ مخاطبانتان‌ يعني‌ كساني‌ كه‌ مقاله‌اتان‌ را مي‌ خوانند فكر كنيد و از خود بپرسيد « براي‌ چه‌ مي‌ خواهيدمقاله‌ بنويسيد؟ » براي‌ اين‌ مقاله‌ مي‌ نويسيد كه‌ خوانده‌ شود و به‌ همين‌ خاطر بايد چاپ‌ گردد . بسياري‌ ازنويسندگان‌ اين‌ موضوع‌ را در نظر نمي‌ گيرند، آنها فقط‌ چاپ‌ مقاله‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ موضوع‌ و هدف‌ نهايي‌ درنظر مي‌ گيرند و راجع‌ به‌ كساني‌ كه‌ آن‌ را خواهند خواند فكر نمي‌ كنند . از همان‌ ابتداي‌ كار شما بايد اين‌ هدف‌را مد نظر داشته‌ باشيد كه‌ مقاله‌ بايد توسط‌ افراد مرتبط‌ با موضوع‌ مقاله‌ ديده‌ و خوانده‌ شود به‌ همين‌ علت‌ بايدمقاله‌اتان‌ را به‌ مجلة‌ خاصي‌ بفرستيد تا توسط‌ آن‌ عده‌ كه‌ مد نظرتان‌ است‌ مورد مطالعه‌ قرار گيرد .


افراد مقالات‌ را چگونه‌ مي‌ خوانند :
تعداد بسيار كمي‌ از مقالات‌ از اول‌ تا آخر خوانده‌ مي‌ شوند بيشتر افراد مجلات‌ را در حاليكه‌ در كتابخانه‌نشسته‌اند، مطالعه‌ مي‌ نمايند. آنها گوشه‌ مجله‌ را علامت‌ زده‌ ، به‌ فهرست‌ محتويات‌ ( عنوان‌ مقالات‌ ) نگاه‌ مي‌كنند و عنوانهاي‌ مورد علاقه‌ اشان‌ را انتخاب‌ كرده‌ ، به‌ صفحات‌ مربوطه‌ رجوع‌ مي‌ نمايند ، ابتدا به‌ چكيدة‌ كار وسپس‌ ممكن‌ است‌ به‌ اشكال‌ و بعد به‌ جداول‌ و آنگاه‌ به‌ صفحات‌ باقي‌ مانده‌ نگاه‌ نمايند دو دسته‌ خواننده‌ درمورد مقاله‌ شما و كلاً همه‌ مقالات‌ وجود دارند . يكي‌ گروهي‌ كه‌ در حوزه‌ و ميدان‌ تحقيقي‌ شما تخصص‌دارند و مي‌ خواهند تمام‌ اطلاعات‌ حاصل‌ از مقاله‌ شما را بدانند و گروه‌ ديگر افرادي‌ كه‌ اكثراً بطور اتفاقي‌مقاله‌اتان‌ را مي‌ خوانند و فقط‌ به‌ نتايج‌ حاصله‌ از كارتان‌ به‌ عنوان‌ زمينه‌اي‌ جهت‌ كار تحقيقي‌ خود علاقه‌ دارند .
امروزه‌ مقدار زيادي‌ از اطلاعات‌ در دنيا بصورت‌ عنوان‌ و چكيده‌ انتقال‌ مي‌ يابد و مراكز زيادي‌ وجود دارندكه‌ چكيده‌ مقالاتي‌ را كه‌ مربوط‌ به‌ يك‌ موضوع‌ خاص‌ است‌ را چاپ‌ مي‌ نمايند. براي‌ مثال‌ دايره‌ كشاورزي‌كشورهاي‌ مشترك‌ المنافع‌ در انگلستان‌ يك‌ سري‌ از چكيدة‌ مقالات‌ مجلات‌ را همراه‌ با فهرست‌ كامل‌ آنهابراي‌ راهنمايي‌ جويندگان‌ و محققين‌ در جهت‌ دستيابي‌ سريع‌تر به‌ مقالات‌ مورد نظرشان‌ چاپ‌ مي‌ نمايد . نوع‌ ديگري‌ از اين‌ گونه‌ نشريات‌ اطلاع‌ رساني‌، مجله‌ "تحقيقات‌ در حال‌ انجام‌" (
current contents )است‌ كه‌ فهرست‌ كاملي‌ از تحقيقات‌ در حال‌ چاپ‌ مجلات‌ ديگر را به‌ صورت‌ شماره‌ بندي‌ شده‌ براساس‌ كليدواژه‌ ها ، نام‌ مكانها و غيره‌ چاپ‌ مي‌ نمايد. امروزه‌ علاوه‌ بر اين‌ گونه‌ نشريات‌، سيستم‌ هاي‌ اطلاع‌ رساني‌زيادي‌ با همان‌ نوع‌ اطلاعات‌ دردسترس‌ مي‌ باشند و بديهي‌ است‌ كه‌ در تمام‌ اين‌ گونه‌ سيستم‌ ها نيز عنوان‌ وسپس‌ چكيدة‌ مقاله‌اتان‌ زودتر از ساير موضوعات‌ خواننده‌ را جذب‌ مي‌ نمايد.

مقاله‌اتان‌ با هزاران‌ مقالة‌ شبيه‌ خود كه‌ چاپ‌ شده‌اند مقايسه‌ خواهد شد ، پس‌ لازم‌ است‌ به‌ مقاله‌اتان‌ بدقّت‌نگاه‌ كرده‌ و با توجه‌ به‌ نكات‌ زير آنرا بنويسيد .

عنوان‌ مقاله‌ : خوانندگان‌ متخصص‌ در اين‌ رشته‌ را جذب‌ نموده‌ و خوانندگان‌ اتفاقي‌ را علاقه‌ مند مي‌ نمايد.

چكيده‌ : خوانندگان‌ متخصص‌ را تشويق‌ مي‌ كند تا مقاله‌ را بخوانند و خوانندگان‌ اتفاقي‌ را با دادن‌ اطلاعات‌مشخصي‌ راضي‌ و مجاب‌ مي‌ نمايد .

اشكال‌ و جداول‌: نتايج‌ كار را براي‌ كساني‌ كه‌ مقاله‌ را ورانداز مي‌ نمايند خلاصه‌ مي‌ كند.

نتايج‌ حاصله‌ : جزئيات‌ بيشتري‌ مي‌ دهد .

بخش‌ بحث‌ مقاله‌ : به‌ نتايج‌ حاصله‌ معني‌ مي‌ بخشد .

ساير قسمت‌ هاي‌ مقاله‌ : براي‌ كسب‌ اطلاعات‌ بيشتر خوانده‌ مي‌ شود .
با خواندن‌ ليست‌ فوق‌ متوجه‌ خواهيد شد كه‌ عنوان‌ و چكيدة‌ مقاله‌ چه‌ اهميتي‌ در جذب‌ خواننده‌ دارند . وقتي‌كه‌ خوانندگان‌ در حال‌ مرور فهرست‌ محتويات‌ و عناوين‌ مجله‌ هستند، تنها عنوان‌ مقاله‌ است‌ كه‌ مي‌ تواند آنهارا به‌ خواندن‌ مقاله‌ تشويق‌ نمايد. اين‌ حالات‌ درمورد سيستم‌ هاي‌ اطلاع‌ رساني‌ كامپيوتري‌ نيز صادق‌ است‌.پس‌ بياد داشته‌ باشيد مهمترين‌ قسمت‌ در جذب‌ خوانندگان‌ نسبت‌ به‌ خواندن‌ مقاله‌اتان‌ قسمت‌ عنوان‌ مقاله‌مي‌باشند.


شكل‌ 2 : عنوان‌ و چكيدة‌ مقاله‌ از نظر مقدار حجم‌ و فضاي‌ اشغال‌ شده‌ درصد كمي‌ از مقاله‌ را مي‌ گيرند (سمت‌ چپ‌ ) ولي‌ در جذب‌ خوانندگان‌ نسبت‌ به‌ ساير قسمت‌ ها تاثير زيادتري‌ دارند. (سمت‌ راست‌ ) ( بلوك‌هاي‌ سمت‌ چپ‌ قسمت‌ هاي‌ يك‌ مقاله‌ را بر حسب‌ اشغال‌ فضا و بلوك‌ هاي‌ سمت‌ راست‌ همان‌ قسمت‌ ها رابراساس‌ تاثير در جذب‌ خوانندگان‌ نشان‌ مي‌ دهند.)


انتخاب‌ مجلة‌ مناسب‌ :
قبل‌ از اينكه‌ شروع‌ به‌ نوشتن‌ كنيد بايد مجله‌اي‌ كه‌ مايليد تا مقاله‌اتان‌ در آن‌ چاپ‌ شود، را انتخاب‌ نمائيد. دراغلب‌ موارد انتخاب‌ مجله‌ تحت‌ تاثير ساختار و نوع‌ كار تحقيقي‌ و محتواي‌ مقاله‌اتان‌ قرار مي‌ گيرد. مجلات‌مختلف‌ سبك‌ و قوانين‌ خاصي‌ براي‌ پذيرش‌ مطالب‌ و چاپ‌ آنان‌ دارند. وقتي‌ كه‌ مي‌ خواهيد مجله‌اي‌ راانتخاب‌ نمائيد از خود سوالاتي‌ نظير سؤالات‌ زير را بپرسيد:
دامنه‌ و موضوعات‌ كاري‌ و نتايج‌ مورد علاقه‌ اين‌ مجله‌ چيست‌ ؟

جواب‌ اين‌ سوال‌ اغلب‌ در داخل‌ مجله‌ و در پشت‌ جلد چاپ‌ شده‌ است‌ . آنها را بسيار دقيق‌ بخوانيد. كار عبثي‌است‌ اگر يك‌ مقالة‌ تحقيقي‌ را براي‌ مجله‌اي‌ بفرستيد كه‌ فقط‌ كارهاي‌ جمع‌ بندي‌ و بازنگري‌ (
reviwe) راچاپ‌ مي‌ نمايد و همچنين‌ بي‌مورد است‌ چنانچه‌ يك‌ مقاله‌ تحقيقي‌ تئوري‌ را براي‌ مجله‌اي‌ بفرستيد كه‌ فقط‌كارهاي‌ عملي‌ و آزمايشگاهي‌ را پذيرفته‌ و چاپ‌ مي‌ نمايد .

اين‌ مجله‌ هر چند وقت‌ چاپ‌ مي‌ شود؟


به‌ شكل‌ ـ 3 نگاه‌ كنيد. انتشارات‌ علمي‌ عموماً كند هستند. مجله‌اي‌ كه‌ در سال‌ دوبار چاپ‌ مي‌ شود. احتمال‌و پتانسيل‌ بيشتري‌ براي‌ چاپ‌، مطالعه‌ و بررسي‌ مقاله‌اتان‌ دارد تا مجله‌ اي‌ كه‌ هر ماه‌ چاپ‌ مي‌گردد . بايد ازخودتان‌ اين‌ سؤال‌ را بپرسيد كه‌ "آيا پانزده‌ ماه‌ انتظار براي‌ چاپ‌ مقاله‌، اثر و ارتباط‌ آن‌ با كارهاي‌ مربوطه‌ راتحت‌ تاثير قرار نمي‌ دهد ؟" اگر مقاله‌ بايد سريع‌ چاپ‌ شود مي‌ توانيد آنرا براي‌ يك‌ مجله‌ سريع‌الانتشار(
Fast publication) بفرستيد، اما اگر چاپ‌ سريع‌ مقاله‌ ضروري‌ نباشد ، سردبير چنين‌ مجلاتي‌ موظفند كه‌كار شما را عودت‌ دهند .


شكل‌ 3 ـ تعداد و زمانهاي‌ چاپ‌ هر دو نوع‌ مجله‌ را با يكديگر مقايسه‌ نمائيد مجله‌ سمت‌ چپي‌ هرماه‌ ومجله‌ سمت‌ راستي‌ هر شش‌ ماه‌ چاپ‌ مي‌گردند. به‌ مدّت‌ زمان‌ لازم‌ براي‌ چاپ‌ يك‌ مقاله‌ بطور همزمان‌ براي‌هر دو مجله‌ ارسال‌ شده‌ توجه‌ كنيد، مقالهآي‌ كه‌ در ماه‌ آخر سال‌ ماه‌ 12 رسيده‌ باشد در هر دو مجله‌ هفت‌ ماه‌بعد چاپ‌ مي‌گردد . امّا اگر يك‌ ماه‌ بعد به‌ هر دو مجله‌ برسد در مجله‌ ماهانه‌ با يك‌ ماه‌ تاخير نسبت‌ به‌ مقاله‌اي‌كه‌ در ماه‌ دوازه‌ رسيده‌ يعني‌ باز هم‌ هفت‌ ماه‌ بعد نسبت‌ به‌ زمان‌ ارسال‌ چاپ‌ مي‌گردد ولي‌ همين‌ مقاله‌ براي‌چاپ‌ در مجلة‌ شش‌ ماههانه‌ بايد دوازده‌ ماه‌ انتظار بكشد.

اين‌ مجله‌ چه‌ نوع‌ مقالاتي‌ را چاپ‌ مي‌ نمايد ؟
آيا مي‌ توانيد كار خود را بصورت‌ الگو و قالب‌ مجله‌ درآوريد ؟ بسياري‌ از مجلات‌ قالب‌ بندي‌ و ترتيب‌ خاصي‌را بر روي‌ مقالاتي‌ كه‌ چاپ‌ مي‌ نمايند اعمال‌ مي‌ كنند. اگر مقاله‌ شما در قالب‌ دلخواه‌ آنان‌ نباشد آنرا عودت‌مي‌دهند. مثلاً اگر مقاله‌اتان‌ حدود بيست‌ صفحه‌ است‌ و مجله‌ اي‌ فقط‌ مقالات‌ تا پنج‌ صفحه‌ را چاپ‌ مي‌ نمايدطبيعي‌ است‌ كه‌ مقاله‌ شما را نه‌ بخاطر محتواي‌ علمي‌ بلكه‌ بخاطر ساختار مقاله‌ برگشت‌ مي‌دهد.

آيا شرايط‌ ديگري‌ براي‌ پذيرش‌ مقاله‌ در اين‌ مجله‌ وجود دارد ؟
بعضي‌ مجلات‌ مقالات‌ را به‌ شرطي‌ قبول‌ مي‌ نمايند كه‌ يكي‌ از نويسندگان‌ آن‌ عضو گروهي‌ باشد كه‌ مجله‌را چاپ‌ مي‌كنند. در بعضي‌ از مجلات‌ بر انجام‌ بعضي‌ تحليلهاي‌ آماري‌ و هم‌ چنين‌ تكرار آزمايشات‌ براي‌حصول‌ دقت‌ بيشتر تأكيد دارند و براي‌ پذيرش‌ مقاله‌، اين‌ نتايج‌ را مي‌ خواهند تعداد زيادي‌ از مجلات‌ براي‌چاپ‌ مقالات‌ هزينه‌ و پول‌ دريافت‌ مي‌ نمايند بدين‌ صورت‌ كه‌ شما براي‌ چاپ‌ مقاله‌اتان‌ بايد مبلغي‌ را بپردازيدكه‌ اين‌ مبلغ‌ معمولا به‌ تعداد صفحاتي‌ كه‌ بصورت‌ نهايي‌ در مجله‌ چاپ‌ مي‌ شود، بستگي‌ دارد. لازم‌ به‌ تذكراست‌ كه‌ اين‌ مبالغ‌ گاهي‌ بسيار زياد و سنگين‌ هستند. حتي‌ برخي‌ از مجلات‌ انتظار دارند كه‌ پول‌ را همراه‌ بادست‌ نوشته‌ هايتان‌ بفرستيد، بدين‌ صورت‌ كه‌ براي‌ ديدن‌ و بررسي‌ مقاله‌اتان‌ هم‌ هزينه‌اي‌ در نظر مي‌گيرند.پس‌ بايد اين‌ شرايط‌ را بدقت‌ مطالعه‌ كرده‌ و چنانچه‌ پول‌ كافي‌ براي‌ اينكار داريد اقدام‌ نمائيد همچنين‌ بعضي‌مجلات‌ هستند كه‌ از نويسندگان‌ كشورهاي‌ خاصي‌ پول‌ دريافت‌ نمي‌ كنند .


آيا مقاله‌اتان‌ براي‌ چاپ‌ احتياج‌ به‌ شرايط‌ و امكانات‌ خاصي‌ دارد؟
ممكن‌ است‌ در مقاله‌اتان‌ تعدادي‌ ميگرو گراف‌ الكتروني‌ وجود داشته‌ باشند كه‌ برايتان‌ مهم‌ بوده‌ و بخواهيدحتماً چاپ‌ شوند. پس‌ بايد به‌ دنبال‌ مجلاتي‌ بگرديد كه‌ اين‌ تصاوير را بتوانند واضح‌ و روشن‌ چاپ‌ نمايند. اگرتصاوير رنگي‌ داريد بايد مجله‌اي‌ را بيابيد كه‌ اين‌ تصاوير را بدون‌ دردسر زيادي‌ بپذيرند. امروزه‌ اكثر مجلات‌خيلي‌ بيشتر از آنچه‌ كه‌ مي‌ توانند چاپ‌ نمايند مقاله‌ دريافت‌ مي‌كنند، پس‌ در انتخاب‌ مجله‌، درست‌ و دقيق‌عمل‌ نمائيد تا مقاله‌اتان‌ زودتر و راحت‌ تر چاپ‌ شود و اگر هم‌ پذيرفته‌ نشد آنرا سريعتر عودت‌ دهند تا اتلاف‌وقت‌ كمي‌ داشته‌ باشيد. مجلات‌ معروفتر معمولاً مقالاتي‌ را كه‌ نامناسب‌ بدانند سريعتر رد كرده‌ و پس‌مي‌فرستند براي‌ اينكه‌ مقاله‌اتان‌ شانس‌ بيشتري‌ براي‌ پذيرش‌ داشته‌ باشد، بهتر است‌ مجله‌اي‌ با معروفيت‌ كمتررا انتخاب‌ نماييد ممكن‌ است‌ تمايل‌ زيادي‌ داشته‌ باشيد كه‌ مقاله‌ اتان‌ را در يك‌ مجله‌ بين‌ المللي‌ چاپ‌ نمائيدهرچند اين‌ ايدة‌ خوبي‌ است‌، اما بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ تعداد خوانندگان‌ مجلات‌ بين‌ المللي‌ بسيار بيشتر از تعدادخوانندگان‌ مجلات‌ محلي‌ كشوري‌ است‌ لذا بين‌ كيفيت‌ مقاله‌اتان‌ ، نوع‌ مجله‌ و تعداد خوانندگان‌ آن‌ توازني‌برقرار نمائيد . بايد در اينحالت‌ تمام‌ عوامل‌ موثر را مدنظر قرار دهيد، مثلاً آيا مقاله‌اتان‌ بقدر كافي‌ مناسب‌است‌ تا براي‌ بهترين‌ مجلات‌ فرستاده‌ شود ؟ شايد نباشد، پس‌ بهتر است‌ آنرا براي‌ مجله‌ اي‌ با شهرت‌ كمتربفرستيد تا شانس‌ بيشتري‌ براي‌ پذيرفته‌ شدن‌ و چاپ‌ داشته‌ باشد .



سبك‌ نگارش‌ مجله‌ :
بعد از اينكه‌ مجله‌ اي‌ را انتخاب‌ نموديد بايد شروع‌ به‌ آماده‌ كردن‌ دست‌ نوشته‌ هايتان‌ بر طبق‌ سبك‌ وساختار موردقبول‌ آن‌ مجله‌ نمائيد. اكثر مجلات‌ راهنماي‌ جزئيات‌ مربوط‌ به‌ پذيرش‌ و چاپ‌ مقالات‌ را براي‌نويسندگان‌ تحت‌ عنوان‌ « اطلاعات‌ براي‌ مقاله‌ نويسان‌ » در صفحات‌ اوليه‌ اولين‌ شماره‌ خود در ابتداي‌ هر سال‌ميلادي‌ ويا در كتابچه‌ هاي‌ كوچك‌ مجزايي‌ چاپ‌ مي‌ نمايند ، پس‌ بايد با مجله‌ تماس‌ گرفته‌ و آن‌ راهنما راتقاضا نمائيد يا اينكه‌ از نمونه‌ مجله‌ موجود در كتابخانه‌ كپي‌ بگيريد. همچنين‌ موقع‌ تايپ‌ مقاله‌ بايد مطمئن‌شويد كه‌ تايپ‌ كنندة‌ مقاله‌ از دستورالعمل‌ و قالب‌ مورد نظر مجله‌ مطلع‌ است‌. طبعاً مطلوب‌ نخواهد بود كه‌راهنما را خودتان‌ خوانده‌ و در جايي‌ قرار داده‌ آنگاه‌ از تايپ‌ كننده‌ بخواهيد مقاله‌اتان‌ را تايپ‌ نمايد .


براي‌ مقاله‌ خود طرحي‌ بريزيد .
به‌ نمونه‌ مقالات‌ چاپ‌ شده‌ در مجلة‌ مورد نظر نگاه‌ كرده‌ و تقسيم‌ بندهاي‌ آنها را مد نظر قرار دهيد اين‌ كاربه‌ شما اين‌ ايده‌ و زمينه‌ را مي‌ دهد كه‌ چگونه‌ مقاله‌اتان‌ را تقسيم‌ بندي‌ نمائيد بيشتر مقالات‌ تحقيقي‌ شامل‌قسمت‌ هاي‌ زير هستند :

مقدمه‌:به‌ سوالات‌ زير پاسخ‌ مي‌ دهد:
چرا اينكار تحقيقي‌ را انجام‌ دادم‌ ؟ و به‌ دنبال‌ چه‌ چيزي‌ بودم‌ ؟ چه‌ نتايجي‌ بدست‌ آمد؟

مواد مورد استفاده‌ :
از چه‌ چيزهايي‌ استفاده‌ نمودم‌ و شما چطور از آنها استفاده‌ كنيد؟

روشهاي‌ مورد استفاده‌ :

چه‌ كارهايي‌ انجام‌ دادم‌ و شماچطور آنها راانجام‌ دهيد ؟

نتايج‌ حاصله‌

چه‌ چيزهايي‌ اتفاق‌ افتاد ؟

بحث‌ :

اين‌ اتفاقات‌ چه‌ معني‌ و مفهومي‌ دارند؟

نتيجه‌ گيري‌:
حقايق‌ چه‌ چيزي‌ را بيان‌ مي‌نمايند؟

تشكرّات‌ :
چه‌ كساني‌ به‌ من‌ كمك‌ نمودند ؟

منابع‌ :
در حين‌ كار و نوشتن‌ متن‌ به‌ تحقيقات‌ چه‌ كساني‌ رجوع‌ نمودم‌ ؟
بهتر است‌ از طرحي‌ استفاده‌ شود كه‌ در مقالات‌ مجله‌ معمول‌ بوده‌ و استفاده‌ مي‌ شود، زيرا هم‌ سردبير وهم‌ خوانندگان‌ آنراترجيح‌ مي‌ دهند و هم‌اينكه‌ همه‌ با ساختار آن‌ آشنايي‌ دارند. علاوه‌ بر اين‌ ، وجود يك‌ ترتيب‌منطقي‌ دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌ را آسان‌تر مي‌ نمايد ولي‌ اگر تقسيم‌ بندي‌ جديد و مناسبي‌ را براي‌ مقاله‌ اتان‌ درنظر گرفته‌ ايد و دلايل‌ خوبي‌ براي‌ تقسيم‌ بنديتان‌ داريد، مي‌ توانيد از روش‌ خودتان‌ در مقاله‌ اتان‌ استفاده‌ نموده‌و آنرا براي‌ سردبير مجله‌ بفرستيد. اگر روش‌ وطرح‌ شما مناسب‌ باشد آنرا مي‌ پذيرند واگر نوع‌ طرح‌ بكار برده‌شده‌ براي‌ ساير موارد هم‌ سودمند باشد ساير مجلات‌ نيز از طرح‌ شما استفاده‌ خواهند نمود.


قسمت‌ هاي‌ مقاله‌
سوالاتي‌ كه‌ در حين‌ طرح‌ ريزي‌ قالب‌ مقاله‌ به‌ آنها پاسخ‌ مي‌ دهيد راهنماهاي‌ خوبي‌ براي‌ تقسيم‌ بندي‌ مقاله‌به‌ اجزاء آن‌ هشتند كه‌ مي‌ توان‌ آنها را به‌ صورت‌ زير بيان‌ نمود.
(1) ـ دليل‌ انجام‌ كار تحقيقي‌
(2) ـ قبل‌ از انجام‌ تحقيق‌ چه‌ چيزهايي‌ معلوم‌ و چه‌ چيزهايي‌ مجهول‌ بود و چه‌ سير منطقي‌ را براي‌ طراحي‌ وانجام‌ آزمايشات‌ طي‌ نموديد ؟
(3) ـ چه‌ فرضياتي‌ تحت‌ آزمايش‌ قرار گرفتند و چه‌ نتايجي‌ از آزمايشات‌ انتظار مي‌ رفتند؟
(4) ـ شرايط‌ و تنظيم‌ هاي‌ آنها كه‌ در حين‌ آزمايش‌ انجام‌ گرفتند .
(5) ـ طرح‌ و شماي‌ آزمايش‌
(6) ـ روشهاي‌ مورد استفاده‌
(7) ـ اطلاعات‌ چطور جمع‌ آوري‌ گرديدند
(8) ـ روشهاي‌ تحليل‌ اطلاعات‌ و تكنيك‌ هاي‌ آماري‌ بكار گرفته‌ شده‌ .
(9) ـ نتايج‌ بدست‌ آمده‌
(10) ـ اعتبار، صحت‌ و معناي‌ نتايج‌ و نتيجه‌اي‌ كه‌ مي‌ توان‌ از آنها گرفت‌.
(11) ـ بيان‌ و استنباط‌ نتايج‌ و رابطة‌ آنها با ساير كارها
(12) ـ راهنمائيهايي‌ براي‌ كارها و تحقيقات‌ بعدي‌ در اين‌ زمينه‌
(13) ـ منابع‌ مفيد براي‌ كارهاي‌ ديگر در اين‌ زمينه‌ .



تنظيم‌ اشكال‌ و جداول‌ :
بهتر است‌ كه‌ نتايج‌ خود را قبل‌ و يا در حين‌ نوشتن‌ مقاله‌ بصورت‌ نمودار و جدول‌ درآوريد .
معمولا اعداد ارقام‌ يا اطلاعات‌ زيادي‌ را در حين‌ تحقيق‌ بدست‌ مي‌ آوريد كه‌ بايد از بين‌ آنها مواردي‌ را انتخاب‌كنيد كه‌ اهداف‌ و نتايج‌ مطرح‌ شده‌ در مقاله‌ را تأييد و تأمين‌ نمايند. وقتي‌ آنها را بصورت‌ نمودار و شكل‌ در مي‌آوريد بهتر مي‌ توانيد تصميم‌ بگيريد كه‌ دقيقاً چه‌ چيزي‌ را مي‌ خواهيد نشان‌ دهيد و مناسب‌ ترين‌ راه‌ براي‌نشان‌ دادن‌ يافته‌ هايتان‌ كدام‌ است‌. بخاطر داشته‌ باشد كه‌ اشكال‌ و جداول‌ دو قسمت‌ بسيار موثر از مقاله‌ دردادن‌ اطلاعات‌ و جذب‌ خوانندگان‌ هستند. بنابراين‌ بايد فكر و وقت‌ زيادي‌ را صرف‌ آنها نمائيد .

اجراء و سرهم‌ نمودن‌ طرح‌ ريخته‌ شده‌:
عقيده‌ كلي‌ اين‌ است‌ كه‌ بجاي‌ اينكه‌ يكدفعه‌ بنشيند و سعي‌ كنيد مقاله‌ را از اول‌ تا آخر بنويسيد بايد آنرابطور سيستماتيك‌ و مرحله‌ به‌ مرحله‌ بنويسيد . بهترين‌ روش‌ براي‌ نوشتن‌ مرحله‌ به‌ مرحله‌، داشتن‌ طرح‌ ونقشه‌اي‌ براي‌ مقاله‌ است‌ ، عالي‌ ترين‌ راه‌ براي‌ بهبود طرح‌ ريزي‌ اينستكه‌ به‌ سوالات‌ صفحه‌ شانزده‌ برگشته‌ ودربارة‌ پاسخ‌ آنها تأمل‌ نمائيد در ابتدا به‌ هر يك‌ از سوالات‌ بصورت‌ تك‌ تك‌ نگاه‌ كرده‌ و پاسخ‌ هاي‌ مربوطه‌ راياد داشت‌ نمائيد اين‌ كار در شروع‌ طرح‌ ريزي‌ براي‌ مقاله‌ اتان‌ به‌ شما كمك‌ خواهد نمود . طرح‌ اوليه‌ بصورت‌خلاصه‌ و چند جمله‌ اي‌ بوده‌ و مقاله‌ را بطور كلي‌ مد نظر قرار مي‌ دهد. اما وقتي‌ در اين‌ كار تجربه‌ بيشتري‌ پيدانموديد، مي‌ توانيد قالب‌ بندي‌ كاملي‌ را براي‌ مقاله‌ طرح‌ ريزي‌ نمائيد.

ابتدا بايد دربارة‌ قسمتهاي‌ اصلي‌ مقاله‌ تصميم‌ بگيريد. اين‌ بدين‌ معني‌ است‌ كه‌ مي‌ توانيد يك‌ طرح‌ اولية‌ قبلي‌داشته‌ باشيد كه‌ در كارها كمكتان‌ كند . بايد براي‌ هر يك‌ از قسمتهاي‌ تقسيم‌ شده‌ نيز يك‌ طرح‌ مجزاي‌ ديگر راايجاد نمائيد. مثلاً مي‌توان‌ قسمت‌ "مواد و روشهاي‌ مورد استفاده‌" از طرح‌ اصلي‌ را سريعا به‌ دو قسمت‌ «موادمورد استفاده‌» و «روشهاي‌ مورد استفاده‌» تقسيم‌ نمود. حال‌ دربارة‌ اينكه‌ از چه‌ موادي‌ براي‌ كار تحقيقي‌استفاده‌ كرده‌ايد، فكر كنيد. علاوه‌ بر اين‌ مي‌ توانيد قسمت‌ «مواد مورد استفاده‌» را بر حسب‌ نوع‌ كار به‌واحدهاي‌ زير تقسيم‌ بندي‌ نمائيد: «مواد شيميائي‌ مورد استفاده‌»، «حيوانات‌ مورد استفاده‌ »، «تجهيزات‌ مورداستفاده‌» و «خاكهاي‌ مورد استفاده‌» و غيره‌.
سپس‌ شروع‌ به‌ ساختن‌ فهرستي‌ از قسمت‌ ها و تقسيم‌ بنديهاي‌ مربوط‌ به‌ آنها كنيد پس‌ از انجام‌ اينكار به‌مجموعه‌ آنها نگاه‌ كنيد آنچه‌ كه‌ مشاهده‌ مي‌ نمائيد فهرستي‌ از عناوين‌ هر قسمت‌ مي‌ باشد كه‌ همراه‌ با يكديگرآمده‌ اند و قسمت‌ كلي‌ تر «مواد و روشهاي‌ مورد استفاده‌» را مي‌ سازند اكنون‌ مي‌ توانيد براي‌ مقاله‌ اتان‌ طرحي‌را پيشنهاد نموده‌ و بسط‌ دهيد .
اينكار را مي‌ توانيد براي‌ هر قسمت‌ مقاله‌ انجام‌ داده‌ و سپس‌ برروي‌ واحدهاي‌ كوچكتر هر قسمت‌ هم‌ همين‌كار را اعمال‌ نماييد و در هر قسمت‌ از خود بپرسيد كه‌ چه‌ مي‌ خواهيد بگوئيد و چه‌ چيزهايي‌ بايد در اين‌قسمت‌ وجود داشته‌ باشد . در مورد هر قسمت‌ نيز يادداشتهايي‌ راجع‌ به‌ اينكه‌ در آنجا چه‌ چيزي‌ بايد گفته‌ وتوصيف‌ شود بنويسيد .
تقسيم‌ بندي‌ ومشخص‌ نمودن‌ مطالبي‌ كه‌ در هر قسمت‌ بايد توصيف‌ شود كار مشكلي‌ نيست‌ و به‌ آساني‌قابل‌ تشخيص‌ مي‌ باشد از آنجا كه‌ آزمايشات‌ را بصورت‌ مجزا انجام‌ داده‌ايد و نتايج‌ آنها مشخص‌ بودند و اينكه‌در هر قسمت‌ بدنبال‌ مطلب‌ خاصي‌ بوديد لذا هر يك‌ از اين‌ قسمت‌ هاي‌ مجزا و يا هر يك‌ از آزمايشات‌ رامي‌توانيد به‌ عنوان‌ بخش‌ هاي‌ مستقل‌ درنظر بگيريد اين‌ نوع‌ تقسيم‌ بندي‌ از اين‌ جهت‌ آسان‌ و مفيد خواهد بودكه‌ شما را هدايت‌ مي‌ نمايد كه‌ در هر بخش‌ چه‌ چيزي‌ را بيان‌ كنيد . در واقع‌ مطالبي‌ كه‌ در اينجا مطرح‌ شدندبيانگر اين‌ نكته‌اند كه‌ در هر قسمت‌ از مقاله‌ چه‌ چيزي‌ بايد ذكر گردد. توضيحات‌ كامل‌ دراين‌ باره‌ را در صفحه‌32 خواهيدديد.
ساير قسمت‌ هاي‌ مقاله‌ را شبيه‌ به‌ اين‌ قسمت‌ انجام‌ داده‌ و فهرستي‌ از عنوانها را جمع‌ آوري‌ كنيد اگر اينكار راانجام‌ دهيد در نهايت‌ طرحي‌ از مقاله‌ را در جلوي‌ خود خواهيد داشت‌.
حال‌ مي‌ توانيد كار را متوقف‌ كرده‌ و راجع‌ به‌ طرح‌ خود فكر كنيد.
چه‌ چيزي‌ را جا انداخته‌ ايد ؟ آيا براي‌ هر قسمت‌ از كارتان‌ عنواني‌ را يافته‌ ايد ؟ آيا چيزي‌ را تكرار كرده‌ ايد ؟آيا عنواني‌ را بايد براي‌ قسمت‌ ديگري‌ قرار دهيد ؟
براي‌ اين‌ قسمت‌ وقت‌ صرف‌ كنيد زيرا در نهايت‌ كارتان‌ را ساده‌ تر مي‌ نمايد . نوشتن‌ از روي‌ طرح‌ هميشه‌آسانتر و ساده‌ تر از نوشتن‌ كل‌ مقاله‌ بصورت‌ ذهني‌ و يكدفعه‌ مي‌ باشد .
از طرحي‌ كه‌ ريخته‌ايد استفاده‌ نماييد .
حالا شما استاد و بناي‌ طرح‌ خود هستيد حال‌ چه‌ بايد بكنيد ؟
بعضي‌ افراد در اينحالت‌ شروع‌ به‌ نوشتن‌ مي‌ نمايند زيرا احساس‌ مي‌ كنند كه‌ همه‌ چيز را راجع‌ به‌ آنچه‌مي‌خواهند بگويند مي‌ دانند. اين‌ حالت‌ خوبي‌ بوده‌ و مزيتي‌ براي‌ آنان‌ محسوب‌ مي‌ شود اما اگر اينحالت‌ درشما وجود ندارد بايد قبل‌ از شروع‌ به‌ نوشتن‌ روش‌ مرحله‌ به‌ مرحله‌ خود را ادامه‌ دهيد .
نبايد اين‌ احساس‌ را داشته‌ باشيد كه‌ مي‌توانيد طرحي‌ را براي‌ تمام‌ مقاله‌ اتان‌ در يك‌ مرحله‌ و با يكبارنشستن‌ و فكر كردن‌ بوجود آوريد. زمان‌ طرح‌ ريزي‌ ساختار و قالب‌ مقاله‌ و همچنين‌ زمان‌ نوشتن‌ آنرا باوقت‌ وساعات‌ كارتان‌ تنظيم‌ نمائيد، يك‌ دفترچه‌ و يا يك‌ سري‌ كارت‌ همراه‌ خود داشته‌ باشيد تا هر وقت‌ فكري‌ به‌ذهنتان‌ رسيد آنرا فوراً يادداشت‌ نمائيد . اينكار مخصوصاً براي‌ نوشتن‌ قسمت‌ بحث‌(
Discussion) مقاله‌ كه‌هميشه‌ نياز به‌ فكر و تعمق‌ زياد همراه‌ با تفسير و تعبير نتايج‌ دارد مفيد ميباشد . اغلب‌ اوقات‌ ايد ه‌ ها و فكرهاي‌خوب‌ و يا حتي‌ يك‌ جمله‌ توصيفي‌ زيبا بطور ناگهاني‌ به‌ فكر انسان‌ مي‌ رسند و شما بايد بتوانيد در اينحالت‌ آنهارا بسرعت‌ يادداشت‌ نمائيد و گرنه‌ فراموش‌ مي‌ شوند .

بعد از نوشتن‌ اين‌ نكات‌ و يادداشت‌ ها، آنها را با هم‌ در يك‌ جعبه‌ يا فايل‌ يا هر جاي‌ ديگري‌ كه‌ مناسب‌ باشدقرار دهيد، هر كدام‌ را مشخص‌ نموده‌ و برچسب‌ بزنيد .
بعداز نوشتن‌ هر يادداشت‌ آن‌ را در كنار ساير يادداشت‌ هايي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ يك‌ قسمت‌ از مقاله‌ مي‌ شوند قراردهيد .
اين‌ مطالب‌ را نگه‌ داريد تا در موقعي‌ كه‌ سرحال‌ هستيد مثل‌ صبح‌، آنها را بررسي‌ نموده‌، جملات‌ را مرتب‌كرده‌ و متن‌ مربوط‌ به‌ هرقسمت‌ از مقاله‌ اتان‌ را بسازيد و بنويسيد. در حقيقت‌ كاري‌ كه‌ حالا بايد انجام‌ دهيدكنار هم‌ گذاشتن‌ متن‌ هر قسمت‌ و نوشتن‌ كل‌ مقاله‌ است‌. قسمت‌ مشكل‌ كار كه‌ همان‌ فكر كردن‌ براي‌ نوشتن‌مقاله‌ بود، تمام‌ شده‌ و گذشته‌ است‌ حال‌ بايد با مرور يادداشت‌ هاي‌ خود جملات‌ مناسب‌ مربوط‌ به‌ هر قسمت‌را بنويسيد با انجام‌ اينكار براي‌ هر قسمت‌، مقاله‌ خود بخود نوشته‌ مي‌ شود .

منابع‌ مورد استفاده‌ را بياد داشته‌ باشيد
هنگام‌ طرح‌ ريزي‌ ساختار و قالب‌ كلي‌ مقاله‌ و يا هنگام‌ يادداشت‌ برداري‌ بايد يك‌ يادداشت‌ و فهرست‌ هم‌براي‌ منابع‌ مورد استفاده‌ تهيه‌ نمائيد . زيرا بعداً مي‌ خواهيد از آنها در متن‌ ياد كنيد و يا در پايان‌ مقاله‌ فهرستي‌از منابع‌ مورد استفاده‌ را لازم‌ داريد كه‌ داشتن‌ اين‌ يادداشت‌ مفيد مي‌ باشد .

بازنگري‌ و كنترل‌ مطالب‌ مورد استفاده‌:
حالا موقع‌ خوبي‌ است‌ كه‌ به‌ عقب‌ برگشته‌ و ببينديد كه‌ چه‌ كرده‌ ايد شواهد و نتايج‌ خود را كنترل‌ نمائيد . آياهمة‌ آنها مرتبط‌ و سازگار با موضوع‌ مطرح‌ شده‌ در مقاله‌ مي‌باشند و آيا ذكر همة‌ آنها در مقاله‌ لازم‌ است‌ ؟ آياهنوز مايل‌ به‌ چاپ‌ مقاله‌ هستيد ؟ آيا يك‌ جدول‌ مي‌ تواند مثل‌ يك‌ نمودار نتايج‌ كار شما را بيان‌ نمايد ؟ آياواقعاً نياز است‌ تمام‌ اطلاعات‌ بصورت‌ جدول‌ بيايند ؟ آيا آنها را نمي‌ توان‌ با استفاده‌ از شكل‌، بهتر بيان‌ نمود؟آيا رسم‌ يك‌ خط‌ مشخص‌ ، بهتر از شكل‌ مبهمي‌ كه‌ داريد نيست‌ ؟ آيا چيزي‌ را جا نيانداخته‌ايد؟ آيا به‌ اندازه‌كافي‌ وارد جزئيات‌ شده‌ ايد و يا اينكه‌ نه‌ كافي‌ نيست‌ ؟ اگر اين‌ بررسي‌ ها توسط‌ شما صورت‌ نگيرد ، مطمئناًسردبير و داور مقاله‌ اينكار را خواهند نمود.
سعي‌ كنيد در اينجا مشكل‌ ترين‌ سوالات‌ را از خود بپرسيد زيرا هنوز درگير نوشتن‌ مقاله‌ نشده‌ايد و مي‌توانيد ساختار مقاله‌ را تغيير دهيد .

طرح‌ كاملي‌ را قبل‌ از شروع‌ به‌ نوشتن‌ آماده‌ كنيد :
قبل‌ از اينكه‌ شروع‌ به‌ نوشتن‌ كنيد دربارة‌ آنچه‌ كه‌ مي‌ خواهيد بنويسيد فكر كنيد و براي‌ شروع‌ به‌ نوشتن‌ابتدا با درست‌ كردن‌ يادداشت‌ هاي‌ كلي‌ و كامل‌ براي‌ خود طرحي‌ بسازيد تا بدين‌ وسيله‌ در وقت‌ صرفه‌ جويي‌نمائيد. هر قسمت‌ از طرح‌ را به‌ چندين‌ قسمت‌ كوچكتر تقسيم‌ كرده‌ و براي‌ هر قسمت‌ عنوانهايي‌ را انتخاب‌كنيد كه‌ بيانگر مطالب‌ مطرح‌ شده‌ در آن‌ باشد فقط‌ بعد از انجام‌ اين‌ كارها بايد راجع‌ به‌ نوشتن‌ فكر كنيد؟

شروع‌ به‌ نوشتن‌ كنيد :
گاهي‌ شروع‌ كردن‌ به‌ نوشتن‌ مشكل‌ است‌. يك‌ راه‌ چاره‌ اينست‌ كه‌ از ساده‌ ترين‌ قسمت‌ مقاله‌ كه‌ قسمت‌"مواد و روشهاي‌ مورد استفاده‌ است‌" شروع‌ كنيد. اين‌ قسمت‌ در واقع‌ توصيف‌ ساده‌اي‌ است‌ از آنچه‌ استفاده‌نموده‌ و انجام‌ داده‌ايد .
سپس‌ مي‌ توانيد به‌ قسمت‌ "نتايج‌ حاصله‌" رفته‌ و از آنجا شروع‌ نمائيد، زيرا در اين‌ قسمت‌ فقط‌ راجع‌ به‌آنچه‌ اتفاق‌ افتاده‌ صحبت‌ مي‌كنيد بعد از اين‌ مراحل‌ بايد با مقاله‌ عجين‌ شده‌ و آمادگي‌ آنرا داشته‌ باشيد كه‌مشكل‌ترين‌ قسمت‌ مقاله‌ يعني‌ قسمت‌ تعبير و تفسير نتايج‌ را كه‌ تحت‌ عنوان‌ "بحث‌" از آن‌ ياد مي‌ شود شروع‌كنيد .

راه‌ ديگر براي‌ سعي‌ در نوشتن‌ اين‌ است‌ كه‌ از مشكل‌ ترين‌ قسمت‌ مقاله‌ كه‌ همان‌ قسمت‌ "بحث‌" است‌ شروع‌كنيد كه‌ تعبير و توصيف‌ هاي‌ زياد و افكار مستقل‌ و عميقي‌ را مي‌ طلبد بعد از اينكار هر قسمت‌ ديگري‌ را كه‌بخواهيد انجام‌ دهيد ساده‌ تر است‌ .
روز كاري‌ و تعداد ساعاتي‌ را كه‌ كار مي‌ كنيد و همچنين‌ مدت‌ زماني‌ كه‌ مي‌ توانيد بر روي‌ مقاله‌ خود وقت‌بگذاريد رادر نظر داشته‌ باشيد. بسياري‌ از مردم‌ نمي‌ توانند براي‌ مدت‌ زيادي‌ روي‌ صندلي‌ نشسته‌ و بنويسندزيرا بايد يكساعت‌ را در اينجا باشند و ساعات‌ ديگر را در جاي‌ ديگري‌ كار نمايند. بعضي‌ ممكن‌ است‌ در خانه‌روي‌ مقاله‌ كار كنند در حاليكه‌ افراد خانواده‌ در اطرافشان‌ در رفت‌ و آمد و حركت‌ مي‌باشند وقتي‌ كه‌ مدت‌ كاركردن‌ شما روي‌ مقاله‌ قطع‌ و وصل‌ شود فكرتان‌ پريشان‌ مي‌ گردد ، پس‌ چيزي‌ كه‌ نياز داريد داشتن‌ يك‌ روش‌كاري‌ است‌ كه‌ با توجه‌ به‌ مدت‌ زماني‌ كه‌ در اختيار داريد و نحوة‌ نوشتن‌ مقاله‌ در اين‌ مدت‌، سازگار و مناسب‌باشد . نحوه‌ كار شما بايد طوري‌ باشد كه‌ هر وقت‌ توانستيد و وقت‌ داشتيد بتوانيد روي‌ نوشتن‌ مقاله‌ كار كنيد .
دراين‌ مرحله‌ بايد هر قسمت‌ از مقاله‌ را بعنوان‌ يك‌ قسمت‌ مجزا و كامل‌ در نظر گرفته‌ و هر گاه‌ وقت‌ داشتيدطرح‌ اصلي‌ خود را مرور كرده‌ ، در كنار عنوانها علامت‌ گذارده‌ و هر عنوان‌ را تحت‌ بررسي‌ قرار دهيد درباره‌مطلب‌ هر قسمت‌ بينديشيد و هرچه‌ را كه‌ به‌ ذهنتان‌ مي‌آيد ، يادداشت‌ نماييد . يادداشتهاي‌ كوچك‌ شمامي‌تواند يك‌ يا چند ، طرح‌ رسم‌ يك‌ نمودار و يا ايجاد يك‌ قسمت‌ كوچكتر در قسمت‌ فعلي‌ باشد . در فرصت‌مقتضي‌ ، يادداشتها را وارد نموده‌ و آنها را مرتب‌ نماييد.
انجام‌ اين‌ كار وقسمت‌ بندي‌ كل‌ مقاله‌ به‌ شما اين‌ امكان‌ را مي‌ دهد تا قسمت‌ خاصي‌ را كه‌ با آن‌ كار داريد،بياد داشته‌ باشيد و لزومي‌ نباشد تا كل‌ مقاله‌ و تقسيم‌ بنديهاي‌ آن‌ را در ذهنتان‌ نگه‌ داريد.


اولين‌ نسخه‌ مقاله‌اتان‌ را بنويسيد.
بعد از اينكه‌ تمام‌ مطالب‌ مورد نظر را دسته‌ بندي‌ كرديد و اشكال‌ و جداول‌ را رسم‌ كرده‌ و آماده‌ نموديد ويادداشت‌هاي‌ جمع‌ آوري‌ شده‌ را در يك‌ مجموعه‌ به‌ ترتيبي‌ كه‌ مي‌ خواهيد قرار داديد رسماً آماده‌ نوشتن‌هستيد شروع‌ به‌ نوشتن‌ كنيد و تا آنجا كه‌ مي‌ توانيد سريع‌ بنويسيد. راجع‌ به‌ زبان‌ نوشتن‌، اصول‌ دستور زبان‌(گرامري‌ ) ، سبك‌ و آئين‌ نگارش‌ و املاي‌ صحيح‌ لغات‌ و .... نگران‌ نباشيد .
فقط‌ تا آنجا كه‌ ممكن‌ است‌ هر چيزي‌ را كه‌ روي‌ آن‌ كار كرده‌ايد و نكات‌ آن‌ در ذهنتان‌ واضح‌ و روشن‌ است‌را در قسمت‌ خودش‌ بياوريد سعي‌ كنيد ساده‌ بنويسيد چيزهائيكه‌ هم‌ اكنون‌ مي‌ نويسيد مبنايي‌ براي‌ كار ها وتصحيحات‌ بعدي‌ است‌ زيرا هميشه‌ آسانتر است‌ كه‌ براي‌ تصحيح‌ مطالب‌ به‌ عقب‌ برگشته‌ و موضوع‌ متن‌ راتحصيح‌ نمائيد تا اينكه‌ بخواهيد از اوّل‌ دوباره‌ نويسي‌ كنيد .
نيازي‌ نيست‌ اين‌ نسخه‌ يا دست‌ نوشته‌ اوّلي‌ تميز باشد چون‌ بعدا فقط‌ به‌ آن‌ نگاه‌ كرده‌ و مطالب‌ را از آن‌ مي‌خوانيد و آنرا بجايي‌ نمي‌ فرستيد .



توجه‌ به‌ محتوي‌ علمي‌ مقاله‌ :
اگر مي‌ خواهيد مقاله‌ را براي‌ مجله‌ اي‌ بفرستيد كه‌ به‌ زبان‌ انگليسي‌ چاپ‌ مي‌ شود بهتر است‌ ابتدا دست‌نوشته‌ را به‌ زبان‌ مادريتان‌ نوشته‌ و سپس‌ آنها را به‌ انگليسي‌ ترجمة‌ نمائيد . اگر چه‌ براي‌ بعضي‌ از افراد نوشتن‌يكباره‌ آن‌ بصورت‌ انگليسي‌، راحت‌ تر از نوشتن‌ به‌ زبان‌ مادريشان‌ وسپس‌ ترجمه‌ اش‌ است‌ زيرا در ترجمه‌ اززبان‌ خودشان‌ به‌ زبان‌ انگليسي‌ مشكل‌ دارند .
در دست‌ نوشته‌ اولتان‌ حتي‌ مي‌ توانيد از مخلوطي‌ از زبانها استفاده‌ نمائيد براي‌ عبارات‌ فني‌ و عملي‌ از لغات‌انگليسي‌ ودر ساير موارد از زبان‌ خودتان‌ استفاده‌ كنيد. هنگام‌ نوشتن‌ دست‌ نوشته‌ اتان‌ مي‌ توانيد از هر گونه‌محففّي‌ كه‌ خواستيد استفاده‌ كنيد، زيرا اين‌ محفف‌ها بخصوص‌ براي‌ اسامي‌ و عنوانهاي‌ طولاني‌ مفيد هستنداگر چه‌ در اغلب‌ مجلات‌ استفاده‌ از محفف‌ ها از قواعد مشخص‌ و دقيقي‌ پيروي‌ مي‌نمايد اين‌ محفف‌ ها درمجله‌ بجاي‌ عنوان‌ اسامي‌ و عبارات‌ پذيرفته‌ شده‌اند. هنگاميكه‌ دست‌ نوشته‌ ها يا نسخه‌ ها ي‌ بعدي‌ مقاله‌ راآماده‌ مي‌ كنيد بايد مراقب‌ باشيد تا از واحدها، نامهاي‌ بين‌ المللي‌ ، مخفف‌ها، حالات‌ صحيح‌ لغات‌ و نام‌درست‌ اجزاء و غيره‌ كه‌ در مجله‌ مورد نظر شما مورد قبول‌ و پذيرش‌ است‌ استفاده‌ نمائيد .
مهمترين‌ كار در اين‌ مرحله‌ اينستكه‌ دست‌ نوشته‌ اتان‌ را به‌ شكل‌ انگليسي‌ نوشتاري‌ تبديل‌ و تطبيق‌ نمائيد. كارهر قسمت‌ را قبل‌ از شروع‌ قسمت‌ ديگر به‌ اتمام‌ برسانيد و تا زمانيكه‌ كل‌ نوشتن‌ پايان‌ نيافته‌ شروع‌ به‌ بازنگري‌و اصلاح‌ بخش‌ هاي‌ قبلي‌ نكنيد . كه‌ اينكار ازنظر عملي‌ بهتر است‌. قيمت‌ كاغذ چندان‌ گران‌ نيست‌ در مصرف‌آن‌ صرفه‌ جويي‌ نكنيد .
در حاشيه‌ وبين‌ خطوط‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ فضاي‌ خالي‌ بگذاريد چون‌ حتما دوباره‌ دست‌ نوشته‌ اتان‌ را بازخواني‌خواهيد نمود وحتماً به‌ جاي‌ خالي‌ براي‌ انجام‌ تصحيحات‌ نياز داريد اگر بادست‌ مي‌ نويسيد . بهترين‌ چيز براي‌نوشتن‌ روي‌ آن‌ كاغذ خط‌ دار است‌ كه‌ فاصله‌ بين‌ خطوط‌ و خط‌ شما را كنترل‌ مي‌نمايند كاغذهاي‌ چاپگرهاي‌قديمي‌ بهترين‌ نوع‌ اين‌ گونه‌ كاغذهاي‌ خط‌ دار هستند اگر دست‌ نوشته‌ هايتان‌ را تايپ‌ مي‌ نمائيد دو برابر فضاي‌معمول‌ بين‌ خطوط‌ را براي‌ تايپ‌ مطالبتان‌ اعمال‌ كنيد در اينصورت‌ فضاي‌ خالي‌ اضافي‌ براي‌ اعمال‌تصحيحاتتان‌ خواهيد داشت‌ .



تصحيح‌ و بازنگري‌ اولين‌ دست‌ نوشتة‌
هنگاميكه‌ اولين‌ تلاشتان‌ در نوشتن‌ پايان‌ يافت‌ ميتوانيد شروع‌ به‌ بازنگري‌ و تصحيح‌ نوشته‌ خود كنيدبخاطر داشته‌ باشيد مراحل‌ زيادي‌ تا چاپ‌ مقاله‌ اتان‌ وجود دارد و در هر مرحله‌ دست‌ نوشته‌ هايتان‌ نياز به‌تصحيح‌ و دست‌ كاري‌ دارند و شمابايد هميشه‌ براي‌ اعمال‌ تصحيحات‌ بر روي‌ نوشته‌ هايتان‌ آماده‌ باشيد.همچنين‌ بيادداشته‌ باشيد كه‌ در اين‌ مرحله‌ محتواي‌ علمي‌ مقاله‌، موضوع‌ اصلي‌ مي‌ باشد و بايد راجع‌ به‌ اين‌موضوع‌ حساسيت‌ داشته‌ باشيد. پس‌ انرژي‌ خود را با نگران‌ بودن‌ دربارة‌ گرامر و آئين‌ نگارش‌ متن‌ نوشته‌هايتان‌ تلف‌ نكنيد هنگاميكه‌ آنچه‌ را كه‌ نوشته‌ايد مطالعه‌ مي‌ نمائيد از خودتان‌ سوالاتي‌ نظير سوالات‌ زير رابپرسيد :
ــ آيا تمام‌ قسمت‌ هاي‌ مقاله‌ بدرستي‌ توصيف‌ شده‌ اند ؟
ــ آيا به‌ تغييراتي‌ كلي‌ و اساسي‌ نياز است‌ ؟
ــ آيا سير و آهنگ‌ مقاله‌ يا نوشته‌، منطقي‌ است‌ ؟
ــ آيا نحوة‌ بيان‌، رسا و كافي‌ است‌ ؟
ــ آيا تمام‌ متن‌ نوشته‌ شده‌ لازم‌ است‌؟
ــ آيا نمي‌ توان‌ هيچ‌ يك‌ از شكلها و يا جداول‌ را حذف‌ و يا درهم‌ ادغام‌ نمود ؟
ــ آيا قسمت‌ هاي‌ متن‌ در جاي‌ صحيح‌ و درست‌ خود قرار گرفته‌ اند ؟
ــ آيا توالي‌ پاراگرافها صحيح‌ است‌ ؟
ــ آيا تعداد عنوان‌ ها و قسمت‌ هاي‌ كوچكتر آنها كافي‌ است‌ ؟
اهدافي‌ كه‌ از نوشتن‌ وكنترل‌ دست‌ نوشته‌ ها دنبال‌ مي‌ شود :
چند چيز است‌ كه‌ هنگام‌ نوشتن‌ دست‌ نوشته‌هاي‌ مقاله‌ بايد آنها را رعايت‌ نمائيد. شما بايد محتواي‌ علمي‌مقاله‌ را تا حصول‌ اطمينان‌ از درستي‌ آن‌ كنترل‌ نمائيد. مقاله‌ را براي‌ مدت‌ چند روز يا چند هفته‌ كناري‌ گذاشته‌وسپس‌ دوباره‌ آنرا بخوانيد. چند نسخه‌ از مقاله‌ را به‌ افراد ديگر بدهيد تا آنرا خوانده‌ و نقد كنند. مقاله‌ را از نظرزبان‌ و سبك‌ نوشتاري‌ كنترل‌ نمائيد .

دست‌ نوشته‌ اي‌ آماده‌ كنيد كه‌ در حد ارائه‌ به‌ يك‌ مجله‌ باشد
مجموع‌ اين‌ بررسي‌ها بايد مقاله‌ را از هر نظر قابل‌ فهم‌ و قابل‌ قبول‌ نمايد. اين‌ كار ممكن‌ است‌ تا نوشته‌ هاي‌ دوم‌و سوم‌ هم‌ ادامه‌ پيدا كند ولي‌ اجباري‌ به‌ اجراي‌ اين‌ روش‌ و اين‌ سيستم‌ نيست‌ يعني‌ لازم‌ نيست‌ تا دست‌ نوشته‌هاي‌ دوم‌ وسوم‌ برسد زيرا ممكن‌ است‌ تمام‌ اين‌ خواسته‌ ها در همان‌ مرحله‌ اول‌ و يا در مرحله‌ خاصي‌ ازنگارش‌ حاصل‌ شود.


نسخه‌ دست‌ نويس‌ دوم‌ مقاله‌:
وقتي‌ كه‌ كنترل‌ و بازنگري‌ دست‌ نوشتة‌ اولتان‌ را انجام‌ داديد بطور منطقي‌ دست‌ نوشتة‌ دومتان‌ را دردست‌داريد. از نقطه‌ نظر فيزيكي‌ يك‌ دست‌ نوشته‌ را فقط‌ براي‌ چند بار محدود مي‌ توانيد بازنگري‌ كرده‌ و تغييردهيد زيرا پس‌ از آن‌ صفحه‌ پر از تغييرات‌ شده‌ و بايد دوباره‌ آنرا تايپ‌ نموده‌ و تغييرات‌ جديد را برروي‌ آن‌انجام‌ دهيد . در اين‌ مرحله‌ باز هم‌ تمامي‌ توجه‌ تان‌ بايد بر روي‌ محتواي‌ علمي‌ مقاله‌ باشد. اگر در حال‌ ايجادتغييرات‌ كلي‌ بر روي‌ متن‌ هستيد راجع‌ به‌ مسائل‌ جزئي‌ مثل‌ تصحيح‌ هجي‌ و املاي‌ كلمات‌ نگراني‌ نداشته‌باشيد.
بعد از اينكه‌ از حالت‌ و فرم‌ كارتان‌ راضي‌ شديد و پذيرفتيد كه‌ دست‌ نوشته‌ دوم‌ شما خوب‌ است‌ آنرابصورت‌ زيبا و دقيق‌ تايپ‌ نمائيد. بهتر است‌ كه‌ قالب‌ تايپ‌ شما شبيه‌ مجله‌ اي‌ باشد كه‌ مي‌ خواهيد مقاله‌ رابراي‌ آن‌ بفرستيد. كار بعدي‌ اين‌ است‌ كه‌ مقاله‌ را به‌ دوستان‌ و يا همكاراني‌ كه‌ در رشته‌ تخصصي‌ شما مهارت‌دارند داده‌ و از آنها بخواهيد تا راجع‌ به‌ محتواي‌ علمي‌ و منطقي‌ بودن‌ بيان‌ نوشته‌اتان‌ نظر بدهند و نكات‌ مبهم‌ ونارسا را گوشزد كنند . و همچنين‌ براي‌ بهتر شدن‌ و پيشرفت‌ مقاله‌ اتان‌ راهنمائيهايي‌ را نيز به‌ شما ارائه‌ دهند .
مطلب‌ مهم‌ ديگري‌ كه‌ قابل‌ ذكر مي‌ باشد اينستكه‌ كه‌ بايد مقاله‌ اتان‌ را براي‌ مدتي‌ مثلا چند روز يا چند هفته‌كناري‌ بگذاريد و بعد به‌ آن‌ رجوع‌ كرده‌ و آنرا دوباره‌ بخوانيد. ممكن‌ است‌ بعد از خواندن‌ مقاله‌ نسبت‌ به‌ تعدادنكات‌ و ايراداتي‌ كه‌ براي‌ اصلاح‌ مي‌يابيد تعجب‌ نمائيد .
بعد از مدت‌ كوتاهي‌ از اين‌ كار ديدگاهي‌ بدست‌ مي‌ آوريد كه‌ به‌ شما اين‌ اجازه‌ را مي‌ دهد تا راجع‌ به‌ نوشته‌خودتان‌ داوري‌ و اظهار نظر نمائيد .
بعد از انجام‌ تغييرات‌ و بازنگريهاي‌ فوق‌ جهت‌ داشتن‌ نسخه‌ تميزي‌ از مقاله‌، آنرا بر روي‌ كاغذ تايپ‌ نماييد.پس‌ از اين‌ مرحله‌ ، شما نسخه‌ دست‌ نويس‌ سوم‌ مقاله‌ اتان‌ را در اختيار داريد.
نسخه‌ دست‌ نويس‌ سوم‌ مقاله‌ :
در اين‌ موقعيت‌ بايد از محتوا و ساختار علمي‌ مقاله‌ اتان‌ مطمئن‌ باشيد، حالا بايد مطمئن‌ شويد كه‌ مقاله‌براحتي‌ قابل‌ خواندن‌ بوده‌ و پيام‌ آن‌ قابل‌ درك‌ است‌ ( شكل‌ 5 ) اين‌ نكتة‌ خيلي‌ مهمي‌ است‌ زيرا اگر خوانندگان‌مقاله‌ نفهمند سعي‌ در گفتن‌ چه‌ چيزي‌ داشتيد نتابج‌ كارتان‌ ارزشي‌ نخواهد داشت‌ و در واقع‌ وقت‌ خود رابيهوده‌ برسر نوشتن‌ مقاله‌ تلف‌ نموده‌ ايد هر مقاله‌ بايد براي‌ خواننده‌ روشن‌ و واضح‌ باشد و اين‌ از جمله‌مطالبي‌ است‌ كه‌ سردبيران‌ به‌ آن‌ توجه‌ مي‌ نمايند و شما بايد به‌ خوبي‌ آنرا رعايت‌ كنيد.
در اين‌ راهنما بخشي‌ براي‌ توصيف‌ و چگونگي‌ سبك‌ نگارش‌ انگليسي‌ و علمي‌ اختصاص‌ داده‌ شده‌ است‌كه‌ از صفحه‌ 55 شروع‌ مي‌شود. بايد مطالب‌ و قواعدي‌ كه‌ در آنجا نوشته‌ شده‌ را در اين‌ مرحله‌ از نوشتن‌ مقاله‌اتان‌ رعايت‌ نمائيد .
بعد از انجام‌ اين‌ كار مي‌ توانيد مقاله‌ اتان‌ را بصورت‌ نهايي‌ كه‌ مورد نظر مجله‌ است‌ آماده‌ كنيد .
بيادداشته‌ باشيد كه‌ پيام‌ علمي‌ اتان‌ در مقاله‌ مهمترين‌ مطلب‌ بوده‌ و سبك‌ نوشتاري‌ در ردة‌ دوم‌ اهميت‌ مي‌باشد. بنابراين‌ هر وقت‌ كه‌ املاء و ساخت‌ كلمات‌ درست‌ بود و آنچه‌ را كه‌ مي‌ خواهيد بيان‌ كنيد واضح‌ است‌نبايد وقت‌ خود را با فكر كردن‌ راجع‌ به‌ اينكه‌ چطور مي‌توان‌ با جملات‌ قشنگتر وبهتر منظور مقاله‌ را رساند؟تلف‌ نمائيد اينكار را به‌ عهدة‌ سردبير مجله‌ بگذاريد .

شكل‌ ـ 5: هدف‌ از نوشتن‌ مقاله‌، رساندن‌ پيام‌ بطور واضح‌ و انتقال‌ كامل‌ آن‌ به‌ گيرنده‌ و كاهش‌ نواقص‌ در طي‌اين‌ مراحل‌ نوشتن‌ است‌ .
منابع‌ مورد استفاده‌ را كنترل‌ نمائيد :
در اين‌ مرحله‌ بايد كنترل‌ كنيد كه‌ تمام‌ منابع‌ نام‌ برده‌ شده‌ در فهرست‌ منابع‌، در متن‌ وجود داشته‌ باشند وسپس‌ بر عكس‌ عمل‌ نمائيد و كنترل‌ كنيد و ببينيد كه‌ آيا تمام‌ منابعي‌ كه‌ در متن‌ مقاله‌ از آنها نام‌ برده‌ ايد درفهرست‌ منابع‌ و مآخذ وجود دارند چرا بايد اينكارها را انجام‌ داد ؟ از آنجا كه‌ در طي‌ تصحيحات‌ قسمتهايي‌ رابه‌ مقاله‌ اضافه‌ و يا كم‌ نموده‌ايد بدون‌ اينكه‌ به‌ تغييراتي‌ در قسمت‌ منابع‌ و مآخذ بپردازيد ( براي‌ اطلاع‌ بيشتر دراين‌ مورد به‌ صفحه‌ 42 رجوع‌ نمايند) لذا اين‌ كنترل‌ ضرورت‌ دارد.
يكي‌ از راه‌هاي‌ دقيق‌ براي‌ كنترل‌ منابع‌ اين‌ است‌ كه‌ فهرست‌ منابع‌ را جلوي‌ خود گذاشته‌ ،سپس‌ متن‌ راخوانده‌ و هر جا كه‌ منبعي‌ مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ است‌، بررسي‌ نماييد كه‌ آيا منبع‌ مورد استفاده‌ با منبعي‌ كه‌در فهرست‌ منابع‌ است‌ ارتباطي‌ دارد يا خير ؟ زيرا ممكن‌ است‌ كه‌ در بعضي‌ مراحل‌ تغييراتي‌ را در متن‌ وموضوعات‌ ايجاد كرده‌ باشيد كه‌ ديگر مطلب‌ ذكر شده‌ با مطلب‌ منبع‌ مورد نظر مطابقت‌ نداشته‌ باشد .
اگر از شماره‌ گذاري‌ بصورت‌ عددي‌ براي‌ مرتب‌ كردن‌ منابع‌ استفاده‌ مي‌ نمائيد كنار هر منبعي‌ كه‌ درفهرست‌ منابع‌ موجود است‌ و در متن‌ بكار رفته‌ يك‌ علامت‌ * بزنيد و مطمئن‌ شويد كه‌ تمام‌ منابع‌ بر حسب‌جائيكه‌ بكار رفته‌ اند شماره‌ گذاري‌ شده‌ اند .
اگر منابع‌ را به‌ ترتيب‌ اسامي‌ نويسنده‌ و تاريخ‌ چاپ‌ آنها مرتب‌ مي‌ نمائيد بايد بيشتر مراقب‌ باشيد. ابتداءكنترل‌ كنيد كه‌ منابع‌ ذكر شده‌ در فهرست‌، هم‌ از نظر محل‌ استفاده‌ در متن‌ و هم‌ از نظر ترتيب‌ الفبايي‌ به‌ طورصحيح‌ مرتب‌ شده‌ باشند. (براي‌ اطلاع‌ بيشتر راجع‌ به‌ نحوة‌ مرتب‌ نمودن‌ اسامي‌ به‌ ضميمة‌ شماره‌ يك‌ مراجعه‌نمائيد ) بعداز اين‌ مرحله‌ كنترل‌ كنيد كه‌ اسامي‌ نويسندگان‌ بكار برده‌ شده‌ در متن‌ با شكل‌ و املاي‌ آنها درفهرست‌ منابع‌ يكي‌ باشند و اگر يكي‌ نيستد كداميك‌ صحيح‌ است‌ ؟ اين‌ اسامي‌ را با مقاله‌ اصلي‌ نويسندگان‌وتاريخ‌ چاپ‌ آنها كنترل‌ نمائيد .
نام‌ چند نويسنده‌ در منبع‌ مورد استفاده‌ وجود دارد ؟ اگر دو تا باشند بايد نام‌ هر دو را در هر كجاي‌ متن‌ مقاله‌كه‌ از آنها نام‌ مي‌ بريد بياوريد و اگر بيش‌ از دو نفر هستند ( گاهي‌ بيش‌ از سه‌ نفر) بايد نام‌ نويسنده‌ اول‌ را نوشته‌و بعد از آن‌ در متن‌ از لغت‌
et. al ( وسايرين‌ ) استفاده‌ نمائيد آيا بايد زير al.et خط‌ كشيد ؟ اين‌ سوال‌ وسوالات‌ زير را بايد با در نظر گرفتن‌ قالب‌ مجله‌ مورد نظر پاسخ‌ دهيد:
آيا شماره‌ منبع‌ در متن‌ مقاله‌ هماني‌ است‌ كه‌ در فهرست‌ منابع‌ آمده‌ است‌ ؟ آيا بايد براي‌ مشخص‌ نمودن‌منابعي‌ از يك‌ گروه‌ از نويسندگان‌ يا يك‌ نويسنده‌ كه‌ در يك‌ سال‌ چاپ‌ شده‌ اند از حروف‌
a, b,c استفاده‌كنيد؟
در هر صفحه‌ از متن‌ تايپ‌ شده‌ و فهرست‌ منابع‌ ، مكان‌ هر منبع‌ را در متن‌ بدقت‌ كنترل‌ نمائيد ، بعد از اينكاركنترل‌ كنيد كه‌ آيا براي‌ هر يك‌ از منابع‌ در فهرست‌ آخر مقاله‌ اينكار را كرده‌ايد ، يا به‌ عبارت‌ بهتر دركنار نام‌هريك‌ از منابع‌ علامت‌ * و جود دارد ؟
اگر در كنار منبعي‌ علامت‌ * وجود ندارد بگرديد و ببينيد كه‌ در كجاي‌ متن‌ بايد نام‌ آن‌ را بياوريد و يا اينكه‌اگر اضافي‌ است‌ نام‌ آنرا از ليست‌ منابع‌ حذف‌ نمائيد. پس‌ از انجام‌ اين‌ مراحل‌ ، فهرست‌ منابع‌ جديد حاصله‌ رابا فهرست‌ اوليه‌ اي‌ كه‌ داشتيد كنترل‌ و مقايسه‌ كنيد تا از صحت‌ اطلاعات‌ موجود در فهرست‌ منابع‌ اطمينان‌حاصل‌ نمائيد .

آماده‌ سازي‌ اشكال‌ و جداول‌:
اگر مقاله‌ پذيرفته‌ شود، براي‌ تايپ‌ فرستاده‌ مي‌ شود. پس‌ بايد اشكال‌ و جداول‌ را به‌ همراه‌ عناوين‌ وزيرنويس‌ هاي‌ آنها جمع‌ آوري‌ كرده‌ و در انتهاي‌ مقاله‌ بعد از فهرست‌ منابع‌ بياوريد ، نبايد آنها را در جائيكه‌ ازآنها نام‌ برده‌ايد بياوريد، زيرا كه‌ جداول‌ و زير نويس‌ اشكال‌ معمولا با حروف‌ كوچكتري‌ نسبت‌ به‌ متن‌ اصلي‌تايپ‌ مي‌ شوند بنابراين‌ تايپ‌ كننده‌ ها دوست‌ دارندكه‌ وقتي‌ روي‌ مقاله‌ كار مي‌ كنند، بتوانند اين‌ دوقسمت‌ را ازيكديگر جدا نمايند .
آياتمام‌ اشكال‌ و جداول‌ وجود دارند ؟ آيا تمام‌ آنهابدرستي‌ شماره‌ گذاري‌ شده‌اند؟ ازآنجا كه‌ ممكن‌ است‌موقع‌ نوشتن‌ مقاله‌ بعضي‌ از اشكال‌ و جداول‌ را حذف‌ يا جابجا نموده‌ باشيد پس‌ اشكال‌ و جداول‌ همراه‌ مقاله‌را با نامهاي‌ آنها در مقاله‌ كنترل‌ نمائيد و بر عكس‌ آنرا هم‌ انجام‌ دهيد .يعني‌ اشكال‌ و جداول‌ نام‌ برده‌ شده‌ درمقاله‌ را با اشكال‌ و جداول‌ موجود كنترل‌ و مقايسه‌ كنيد. همچنين‌ شماره‌ هر شكل‌ درمتن‌ را با شمارة‌ اصلي‌متعلق‌ به‌ آن‌ ، كنترل‌ نمائيد .

نسخة‌ نهايي‌ مقاله‌:
بخاطر داشته‌ باشيد كه‌ مقاله‌ اي‌ را كه‌ براي‌ مجله‌اي‌ مي‌ فرستيد بايد براساس‌ قواعد چاپي‌ و دستورالعمل‌آن‌ مجله‌ بخصوص‌ در قالب‌ بندي‌ درست‌، استفاده‌ از واحدهاي‌ صحيح‌ و نامگذاري‌ ، غيره‌ تنظيم‌ و آماده‌ شده‌باشد و به‌ تعداد كافي‌ كپي‌ هم‌ از آن‌ گرفته‌ باشيد. ( شكل‌ 6 )

ممكن‌ است‌ فكر كنيد كه‌ اين‌ موضوع‌ چندان‌ مهم‌ نيست‌ اما براي‌ سردبير مجله‌ مهم‌ است‌ زيرا شما فقط ‌درباره‌ مقالة‌اتان‌ نگران‌ هستيد اما سردبير نگران‌ كل‌ مجله‌ است‌ به‌ همين‌ دليل‌ سردبير مي‌ خواهد كه‌ تمام‌واحدها، مخفف‌ ها و غيره‌ در تمام‌ مقالات‌ موجود در مجله‌ يكسان‌ و يكنواخت‌ باشند ، پس‌ بايد مطمئن‌ شويدكه‌ مقاله‌ نهايي‌ شما همان‌ طوري‌ است‌ كه‌ سردبير مي‌ خواهد ببيند .
دوباره‌ به‌ مجله‌ و به‌ قسمت‌ «توصيه‌ هايي‌ براي‌ نويسندگان‌» توجه‌ كنيد. بعضي‌ توصيه‌ هاي‌ بسيار ريز ودقيقي‌ وجود دارند كه‌ به‌ شما مي‌ گويند كه‌ مقاله‌ اتان‌ را چطور تايپ‌ نمائيد.
توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ چقدر بايد حاشيه‌ بگذاريد و بين‌ خطوط‌ چقدر فاصله‌ وجود داشته‌ باشد. اگرمي‌خواهيد عنوان‌ را بنويسيد بايد در سمت‌ چپ‌ بالاي‌ كاغذ باشد و يا در وسط‌ صفحه‌؟ چطور خطوط‌ كلفت‌ وپررنگ‌ وخطوط‌ كج‌ يا ايتاليك‌ وغيره‌ را نشان‌ دهيد؟ تمام‌ اين‌ نكات‌ در همين‌" قسمت‌ توصيه‌ هاي‌ به‌نويسندگان‌" آمده‌ است‌ .
بايد مطمئن‌ شويد كه‌ نه‌ تنها شما، بلكه‌ كسيكه‌ مقاله‌ نهائي‌ شما را تايپ‌ مي‌ نمايد نيز از اين‌ اصول‌ آگاه‌است‌.


شكل‌ 6 - مطمئن‌ شويد كه‌ مقاله‌ را آنطور كه‌ سردبير مي‌ خواهد آماده‌ كرده‌ و درست‌ بسته‌ بندي‌ نموده‌ايد .
صفحات‌ را شماره‌ گذاري‌ نمائيد. اهميت‌ اينكار در زمان‌ پخش‌ صفحات‌ مشخص‌ مي‌شود. سردبيران‌ ،گاهي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ قهوه‌ را روي‌ دست‌ نوشته‌ ها بريزند و بعد صفحات‌ را براي‌ خشك‌ شدن‌ آويزان‌ مي‌كنندو يا تايپ‌ كننده‌ ها اغلب‌ كاغذها را روي‌ زمين‌ مي‌ اندازند لذا شماره‌ هاي‌ صفحات‌ براي‌ دوباره‌ مرتب‌ كردن‌آنها بسيار مفيد خواهند بود.
درمورد صفحه‌ عنوان‌ ، مطمئن‌ شويد كه‌ عنوان‌ نام‌ نويسندگان‌، آدرس‌ آنها ، ترتيب‌ آدرس‌ ها و چكيده‌ رادرست‌ نوشته‌ايد و كليد واژه‌ ها را در صورت‌ درخواست‌ مجله‌، آورده‌ ايد .
همچنين‌ بايد وقتي‌ دست‌ نوشته‌هايتان‌ را براي‌ مجله‌ مي‌فرستيد، مشخص‌ نمائيد كه‌ براي‌ كارهاي‌ بعدي‌ واحتمالا رفع‌ اشكال‌ بايد با چه‌ كسي‌ تماس‌ بگيرند و مقاله‌ را براي‌ او بفرستند .
به‌ عبارت‌ ديگر چه‌ كسي‌ مسئول‌ مقاله‌ است‌ تا سردبير يا ناشر بتوانند با او تماس‌ بگيرند. اگر اين‌ فردمشخص‌ نشده‌ باشد ، ناشر يا سردبير اسم‌ اولين‌ نفر در صفحه‌ عنوان‌ را نام‌ فرد مسئول‌ قرار مي‌ دهند . ودرصورت‌ نياز با او تماس‌ مي‌ گيرند .
بعضي‌ از مجلات‌ براي‌ داشتن‌ اين‌ اطلاعات‌، از نويسندگان‌ مي‌ خواهند طي‌ نامه‌ اي‌ توضيحي‌، اين‌ مطالب‌را ذكر نمايند و آنرا همراه‌ مقاله‌ و كپي‌ هاي‌ آن‌ بفرستند .
بعداز اينكارها تعداد كپي‌ ها را كنترل‌ نموده‌ ، سپس‌ كل‌ پاكت‌ را بدقت‌ بسته‌ بندي‌ نمائيد حال‌ به‌ مجله‌ نگاه‌كرده‌ و آدرس‌ صحيح‌ را بيابيد اغلب‌ مي‌ شود مقاله‌ را براي‌ سردبير و يا گروهي‌ از هيئت‌ ويراستاران‌ فرستاد كه‌از نظر آدرس‌ محل‌ چاپ‌ با يكديگر فرق‌ دارند بنابراين‌ مطمئن‌ شويد كه‌ آدرس‌ را صحيح‌ انتخاب‌ نموده‌ ايدبعضي‌ مجلات‌ سردبيران‌ متفاوتي‌ دارند كه‌ هر كدام‌ مسئول‌ كشورهاي‌ ناحية‌ خاصي‌ از جهان‌ مي‌ باشند و يابراي‌ هر گروه‌ از موضوعات‌ تحقيقي‌ خاص‌ مسئول‌ جداگانه‌ اي‌ دارند ، تمام‌ اين‌ اطلاعات‌ معمولا در داخل‌مجله‌ آمده‌ است‌ و بنابراين‌ مطمئن‌ شويد كه‌ اين‌ اطلاعات‌ را بدقت‌ خوانده‌ايد .
نسخه‌ هاي‌ مقاله‌ اتان‌ را با پست‌ هوايي‌ بفرستيد و منتظر دريافت‌ پيام‌ مجله‌ مبني‌ بر رسيدن‌ مقاله‌ و تشكّرآنها باشيد .
اگر بعد از شش‌ هفته‌ ويا حداكثر دو ماه‌ از تاريخ‌ فرستادن‌ مقاله‌اتان‌ نامه‌ اي‌ دريافت‌ نكرديد، بايد نامه‌ اي‌ به‌مجله‌ نوشته‌ و راجع‌ به‌ رسيدن‌ بستة‌ خود از آنها سوال‌ كرده‌ و مطمئن‌ شويد كه‌ بستة‌ شما را دريافت‌ نموده‌اند .
قبل‌ از فرستادن‌ نسخه‌ هاي‌ مقاله‌ از داشتن‌ حداقل‌ يك‌ كپي‌ خوب‌ از همان‌ نسخه‌هايي‌ كه‌ مي‌ فرستيدمطمئن‌ شويد. اگر محتويات‌ نسخة‌ ارسالي‌ را روي‌ ديسك‌ ذخيره‌ كنيد بهتر است‌ چرا بايد چنين‌ كارهايي‌ كرد؟زيرا اگر مقاله‌ اتان‌ به‌ دلايلي‌ از بين‌ رفت‌، مي‌ توانيد دوباره‌ كپي‌هايي‌ با كيفيت‌ خوب‌ را براي‌ ناشر بفرستيد .

 

منبع : مترجمان :دكتر غريبي،شهرياري تمامي

Copyright) پيش‌ آيد. (براي‌اطلاع‌ بيشتر به‌ بخش‌ بعدي‌ رجوع‌ نمائيد.)
قوانين‌ مربوط‌ به‌ نويسندگان‌:
موضوع‌ بعدي‌ كه‌ بايد در نظر گرفته‌ شود قواعد مربوط‌ به‌ نويسندگان‌ است‌. چه‌ كسي‌ اطلاعات‌ را جمع‌آوري‌ نموده‌ ؟ چه‌ كسي‌ تحقيق‌ را انجام‌ داده‌ است‌؟ آيا شما اين‌ حق‌ را داشته‌ ايد كه‌ مقاله‌ نوشته‌ و آن‌ را چاپ‌نمائيد؟ نام‌ چه‌ كساني‌ بايد در مقاله‌ ذكر شود ؟
اگر كار تحقيقاتي‌ را براي‌ طي‌ دورة‌ فوق‌ ليسانس‌ يا دكتري‌ در كشور ديگري‌ انجام‌ داده‌ايد، مي‌توانيد دربارة‌كارتان‌ مقاله‌ بنويسيد. امّا بايد در مقاله‌اتان‌ مشخص‌ سازيد كه‌ تحت‌ راهنمايي‌ كدام‌ استاد، كدام‌ انستيتو(موسسه‌) و در كدام‌ كشور كار كرده‌ايد.
اگر مي‌خواهيد اسم‌ بعضي‌ از افراد را به‌ عنوان‌ همكار و ... بياوريد بايد ابتداء نظر خودشان‌ را بپرسيد تامطمئن‌ شويد مخالفتي‌ ندارند .
اسامي‌ ذكر شده‌ در قسمت‌ نويسندگان‌ بايد مربوط‌ به‌ كساني‌ باشند كه‌ در كار تحقيقي‌ شركت‌ داشته‌اند و نه‌ساير افراد . بعضي‌ مجلات‌ كه‌ تعدادشان‌ كم‌هم‌ است‌ اجازة‌ نوشتن‌ جملاتي‌ مثل‌ "با استفاده‌ از كمك‌ فني‌
assistance" "With the technical را بر روي‌ صفحه‌ عنوان‌ مي‌دهند .
مجلات‌ مايل‌ نيستند تا اسم‌ مسئول‌ اداره‌ يا سازماني‌ كه‌ در آن‌ تحقيق‌ انجام‌ شده‌ را در صورتي‌ كه‌ در تحقيق‌نقش‌ و تاثيري‌ نداشته‌ ، در ابتدا و يا در هر جاي‌ مقاله‌ بياوريد .لزومي‌ نيست‌ بواسطه‌ تعارف‌، اسامي‌ بي‌تاثير راذكر كنيد با استفاده‌ از اسامي‌ زياد قسمت‌ عنوان‌ نويسندگان‌ مقاله‌ اتان‌ را شلوغ‌ ننمائيد .
قسمت‌ نام‌ نويسندگان‌ مقاله‌، قسمت‌ حساس‌ و مشكل‌ آفريني‌ است‌ و گردانندگان‌ مجله‌ راجع‌ به‌ اعتراض‌يكي‌ از نويسندگان‌ و يا ادّعا راجع‌ به‌ اينكه‌ نتايج‌ كارشان‌ دزديده‌ و دوباره‌ چاپ‌ شده‌ حساس‌ هستند .
بنابراين‌ مطمئن‌ شويد كه‌ هر كسي‌ كه‌ نامش‌ را نوشته‌ايد با چاپ‌ مقاله‌ به‌ صورتي‌ كه‌ شما تنظيم‌ نموده‌ايدموافق‌ است‌ .
راهنمائيهاي‌ زير براي‌ قسمت‌ نويسندگان‌ پيشنهاد مي‌شود :
ــ نام‌ اولين‌ نويسنده‌ بايد نام‌ كسي‌ باشد كه‌ بيشترين‌ مقدار از كار را انجام‌ داده‌ و بيشترين‌ مقدار مقاله‌ را نوشته‌است‌ .
ــ نام‌ دوّمي‌ كه‌ نوشته‌ مي‌شود بايد مربوط‌ به‌ كسي‌ باشد كه‌ تحقيق‌ را هدايت‌ نموده‌ و آنرا طراحي‌ كرده‌ و درنوشتن‌ مقاله‌ كمك‌ نموده‌ است‌ به‌ عبارت‌ ديگر كسي‌ است‌ كه‌ كمترين‌ مقدار كار عملي‌ را انجام‌ داده‌ است‌ . بعداز آن‌ نام‌ افراد را براساس‌ كم‌ شدن‌ نقش‌ شان‌ در انجام‌ كار تحقيقي‌ بياوريد .
حق‌ انحصاري‌ در مورد چاپ‌ مطالب‌: Copyright
وقتي‌ كسي‌ مطلبي‌ را مي‌نويسد چه‌ كوتاه‌ باشد چه‌ بلند، بطور طبيعي‌ نسبت‌ به‌ نوشتة‌ خود داراي‌ اختيارات‌ وحقوقي‌ مي‌گردد ، تعلق‌ گرفتن‌ اين‌ حقوق‌ براين‌ مبناست‌ كه‌ از آنجا كه‌ وقت‌ خود را صرف‌ انجام‌ كار و نوشتن‌مطلبي‌ نموده‌ايد، پس‌ نسبت‌ به‌ آن‌ داراي‌ حق‌ و امتياز مي‌شويد. حال‌ اگر كسي‌ بخواهد از مطلبتان‌ استفاده‌ نمايداين‌ انتظار را داريد كه‌ براي‌ استفاده‌ از آن‌ از شما اجازه‌ گرفته‌ و راضيتان‌ نمايد. شما بعنوان‌ نويسندة‌ مقاله‌ حق‌انتخاب‌ داريد كه‌ از مقاله‌ اتان‌ در كجا و چگونه‌ استفاده‌ شود. به‌ اين‌ قانون‌ قاعده‌ حق‌ انحصار چاپ‌(
Copyright) گويند .
شما حق‌ انحصار كارتان‌ را داريد . اگر كار نوشته‌ شده‌اي‌ بخواهد چاپ‌ شود ، معمولاً نويسندگان‌ با توافق‌رسمي‌ بعضي‌ و يا تمامي‌ حقوق‌ انحصار خود را به‌ ناشر واگذار مي‌نمايند .
دو حق‌ از اين‌ حقوق‌ عبارتند از :حق‌ گرفتن‌ كپي‌ از كار چاپ‌ شده‌ ، و حق‌ اجازه‌ در توزيع‌ اين‌ كپي‌ ها. اين‌ حقوق‌بين‌ المللي‌ هستند ، بيشتر مجلات‌ وقتي‌ مي‌خواهند حق‌ انحصار رعايت‌ شود، آنرا در مجلة‌ خود اعلام‌مي‌نمايند، كه‌ اين‌ اعلام‌ معمولاً با استفاده‌ از علائم‌ رايج‌ براي‌ اينكار انجام‌ مي‌شود كه‌ عبارتند از :
يك‌ حرف‌
C كوچك‌ در يك‌ دايره‌ يا خود لغت‌ حق‌ انحصار (Copyright) كه‌ گاهي‌ بكار مي‌رود، علاوه‌ بر اينهاسال‌ انتشار و نام‌ دارندة‌ حق‌ را نيز ذكر مي‌نمايند .
گاهي‌ نيز از عبارت‌ "تمام‌ حقوق‌ محفوظ‌ است‌
All rights reserved " استفاده‌ مي‌شود .
نويسندگان‌ مقاله‌ در مجلات‌ نيز دقيقاً همان‌ حقوق‌ نويسندگان‌ كتاب‌ را دارا مي‌باشند ، بنابراين‌ وقتي‌مقاله‌اي‌ توسط‌ يك‌ مجله‌ بين‌المللي‌ پذيرفته‌ شد از نويسنده‌ مي‌خواهند كه‌ با امضاء يك‌ قرار داد رسمي‌ تمام‌حقوق‌ را به‌ ناشر واگذار نمايد در اين‌ حالت‌ ناشر "دارندة‌ حق‌ انحصار" مي‌شود.
اجازه‌ براي‌ استفاده‌ و چاپ‌ مطالب‌ :
اگر بخواهيد مطلبي‌ مثل‌ يك‌ شكل‌ يا يك‌ جدول‌ از كار منتشر شده‌اي‌ كه‌ تحت‌ حق‌ انحصار است‌ را مورداستفاده‌ قرار دهيد بايد از دارندة‌ حق‌ انحصار اجازة‌ بگيريد ، اين‌ مسئوليت‌ به‌ دوش‌ شما به‌ عنوان‌ نويسندة‌مقاله‌ يا كتاب‌ است‌ ، كار چندان‌ مشكلي‌ نيست‌ نامه‌اي‌ به‌ ناشر مي‌نويسيد و در آن‌ جزئيات‌ دقيقي‌ راجع‌ به‌قسمتي‌ كه‌ مي‌خواهيد از آن‌ استفاده‌ نمائيد و محلي‌ را كه‌ مي‌خواهيد از آن‌ كپي‌ بگيريد را مشخص‌ مي‌كنيدبيشتر ناشرين‌ با خواسته‌هاي‌ معقول‌ بدون‌ دريافت‌ پول‌ امّا به‌ شرط‌ راضي‌ بودن‌ نويسنده‌ موافقت‌ مي‌نمايند .در اين‌ موقع‌ با ارسال‌ نامه‌اي‌ براي‌ نويسندة‌ موافقتش‌ را درخواست‌ مي‌نمائيد. وقتي‌ توافق‌ نويسنده‌ را كسب‌كرديد كپي‌ هر دو نامه‌ را با مقاله‌ خودتان‌ براي‌ ناشر يا سردبير مجله‌اي‌ كه‌ مي‌خواهيد مقاله‌اتان‌ را چاپ‌نمايد، مي‌فرستيد.
مواظب‌ باشيد كه‌ در مقاله‌اتان‌ و تمام‌ كپي‌ هاي‌ آن‌ اين‌ موضوع‌ را بطور كامل‌ با ذكر نام‌ منبع‌ ، نام‌ نويسندگان‌،شماره‌ نشريه‌، تاريخ‌ و نام‌ ناشر و... ذكر نمائيد .
يك‌ نمونه‌ از اجازه‌ نامه‌ را در مورد اجازة‌ استفاده‌ از شكلي‌ در زير آمده‌ است‌ .
(
Reproduced with premission from CSIRO Australia , from Jones, A.B. (1985)
Aust,J.Bot. 53, 121-125)
كه‌ معادل‌ فارسي‌ آن‌ كه‌ در نوشتن‌ مقالات‌ و كتابهاي‌ فارسي‌ مي‌تواند بكار رود مي‌شود: (دوباره‌ چاپ‌ شده‌است‌ با اجازه‌ از موسسه‌
CSIRO استراليا،اي‌ .ب‌ . جونز ، (1985) ، دارنده‌ مقاله‌ در مجله‌ Aust.J.Bot ، جلد53، صفحه‌ 125-121)
تضمين‌ مطالب‌ مقاله‌ : Gurantee of material:
با امضاء قرارداد و يا با فرستادن‌ مقاله‌ براي‌ يك‌ مجله‌ نويسندگان‌ آن‌ بايد تضمين‌ نمايند كه‌ :
1 ـ كار آنها اصلي‌ بوده‌، يعني‌ تاكنون‌ چاپ‌ نشده‌ است‌ .
2 ـ نويسندگان‌ خودشان‌ كار را انجام‌ داده‌ باشند .
3 ـ هيچ‌ قسمتي‌ از آن‌ قبلاً چاپ‌ نشده‌ باشد.
4 ـ با جاي‌ ديگري‌ راجع‌ به‌ چاپ‌ تمام‌ و يا قسمتي‌ از آن‌ توافقي‌ صورت‌ نگرفته‌ باشد .
اگر بخش‌ اصلي‌ كارتان‌ را قبلاً چاپ‌ نموده‌ايد و حالا ميخواهيد قسمت‌ ديگري‌ از آن‌ را چاپ‌ كنيد بايد اجازة‌مجله‌ قبلي‌ را مبني‌ بر استفاده‌ از اطلاعات‌ قبلي‌ كسب‌ نمود و آنرا براي‌ ناشر جديد بفرستيد. بايد توجه‌ داشته‌باشيد كه‌ اين‌ موضوع‌ در واقع‌ رعايت‌ حق‌ انحصار در مورد مقاله‌ خودتان‌ است‌ .
چاپ‌ مقاله‌ در گردهمايي‌ علمي‌ / مجله‌ :
اگر مقاله‌اي‌ را در يك‌ كنفرانس‌ قرائت‌ نمائيد خلاصه‌ مقالات‌ اين‌ همايش‌ معمولاً ديرتر از تاريخ‌ برگزاري‌ آن‌چاپ‌ مي‌شود .
حال‌ اگر شما همان‌ مقاله‌ را براي‌ مجله‌اي‌ بفرستيد اين‌ خطر وجود دارد كه‌ در معرض‌ دو اتهام‌ قرار گيريد :
يكي‌ چاپ‌ دوبارة‌ مطلب‌ يا همان‌ چاپ‌ مضاعف‌ و ديگري‌ نقض‌ قوانين‌ حق‌ انحصار، اگر مقاله‌ مورد نظر درمجله‌ تحقيقي‌ زودتر از خلاصه‌ مقالات‌ كنفرانس‌ چاپ‌ مي‌شود. شما به‌ اجازة‌ سردبير مجله‌ براي‌ چاپ‌ اين‌مقاله‌ در كتابچه‌ خلاصه‌ مقالات‌ كنفرانس‌ (گردهمايي‌) نياز داريد حتي‌ اگر قبل‌ از فرستادن‌ مقاله‌ براي‌ مجله‌ آنرادر كنفرانس‌ ارائه‌ و قرائت‌ نموده‌ باشيد .
اگر برعكس‌، مقاله‌ اتان‌ در مجله‌اي‌ در حال‌ چاپ‌ شدن‌ بود ولي‌ در خلاصه‌ مقالات‌ كنفرانس‌ زودتر چاپ‌شد، شما نيازمند اجازة‌ ناشر خلاصه‌ مقالات‌ كنفرانس‌ براي‌ چاپ‌ مقاله‌ اتان‌ در مجله‌ تحقيقي‌ مي‌باشيد .
گاهي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ اطلاعات‌ شما در كنفرانس‌ و مجله‌ با هم‌ چاپ‌ شوند و عواقبي‌ را براثر اينكار در پي‌داشته‌ باشند ، چاره‌ چيست‌ ؟ راه‌ ساده‌ اينستكه‌ اينكار را انجام‌ ندهيد يعني‌ مقاله‌ خود را فقط‌ براي‌ يكي‌ از اين‌دو بفرستيد و يا قبل‌ از ارائه‌ مقاله‌ براي‌ مجله‌، آنرا از خلاصه‌ مقالات‌ كنفرانس‌ خارج‌ كرده‌ و پس‌ بگيريد.منتظر نباشيد تا ببينيد كه‌ آيا مجلة‌ مقاله‌تان‌ را مي‌پذيرد آنگاه‌ بخواهيد آنرا از كنفرانس‌ پس‌ بگيريد .
بسياري‌ از كارهاي‌ ارائه‌ شده‌ در كنفرانس‌ ها بصورت‌ خام‌ بوده‌ و يا قسمتي‌ از يك‌ كار بزرگتر مي‌باشد. اگر كارشما نيز چنين‌ مي‌باشد مي‌توانيد كل‌ آنرا براي‌ مجله‌اي‌ بفرستيد، امّا اوّل‌ بايد از گردانندگان‌ كنفرانس‌ براي‌ چاپ‌همان‌ قسمت‌ هايي‌ كه‌ ارائه‌ نموده‌ بوديد اجازة‌ چاپ‌ بگيريد و در همان‌ ابتداء براي‌ سردبير بنويسيد كه‌ چكاركرده‌ايد.
اين‌ خلاصه‌اي‌ از قوانين‌ حق‌ انحصار (
Copyright) بود ، حق‌ انحصار موضوع‌ پيچيده‌اي‌ مي‌باشد. ناشرين‌روي‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ حق‌ انحصار بسيار دقيق‌ هستند ، شما بايد قبل‌ از اقدام‌ به‌ چاپ‌ مقاله‌ از موقعيت‌ خود وحقوق‌ انحصاري‌ مطمئن‌ شويد. توصيه‌ ميشود كه‌ براي‌ گرفتن‌ اطلاعات‌ بيشتر به‌ كتابهاي‌ نام‌ برده‌ شده‌ در بخش‌منابع‌ و يا حتي‌ به‌ سردبيران‌ مجلات‌ رجوع‌ نمائيد .
بعد از فرستادن‌ مقاله‌ چه‌ وقايعي‌ رخ‌ مي‌دهد ؟
پس‌ از ارائه‌ مقاله‌ به‌ مجله‌، ديگر كنترل‌ آن‌ از دست‌ شما خارج‌ شده‌ است‌ ، مقاله‌ اتان‌ براي‌ ويراستاري‌ و چاپ‌مي‌رود. اين‌ مراحل‌ پيچيده‌ و معمولاً كند هستند (شكل‌ 13)
تنها راه‌ سرعت‌ بخشيدن‌ به‌ اين‌ مراحل‌، اصلاح‌ سريع‌ مقاله‌ و پاسخ‌ دادن‌ فوري‌ به‌ نامه‌هاي‌ سردبير و فرستادن‌هر چه‌ سريعتر مدارك‌ خواسته‌ شده‌، مي‌باشد.
سردبير مجله‌ :The editor :
شما به‌ عنوان‌ نويسندة‌ مقاله‌ فقط‌ يك‌ چيز را مد نظر داريد و به‌ آن‌ فكر مي‌كنيد، آنهم‌ نوشتن‌ مقاله‌ اتان‌ و چاپ‌آن‌ است‌ امّا سردبيران‌ مسائل‌ مختلفي‌ را مدنظر دارند، ودر اين‌ رابطه‌ سه‌ نوع‌ مسئوليت‌ دارند :
مسئوليت‌ نسبت‌ به‌ مجله‌ ، مسئوليت‌ نسبت‌ به‌ نويسندگان‌، و مسئوليت‌ نسبت‌ به‌ خوانندگان‌.
پس‌ اولين‌ و مهمترين‌ وظيفه‌ سردبيران‌ كيفيت‌ مجله‌ است‌. يك‌ سردبير مجله‌ تمايل‌ دارد كه‌ ببيند بهترين‌ مقالات‌رسيده‌ چاپ‌ شده‌ و مقالات‌ بد و يا داراي‌ كيفيت‌ پائين‌ برگشت‌ داده‌ شده‌اند .
بنابراين‌ تعيين‌ كيفيت‌ و انتخاب‌ مقالات‌ مناسب‌ وظيفه‌ سردبير است‌ . مقاله‌ شما يكي‌ از بيشمار مقاله‌اي‌است‌ كه‌ به‌ دفتر مجله‌ رسيده‌ و ممكن‌ است‌ انگيزه‌ خاصي‌ را براي‌ بررسي‌ و چاپ‌ بوجود نياورد .
مقاله‌ اتان‌ از سه‌ جهت‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد :
ابتداء بطور كلي‌ بررسي‌ مي‌شود كه‌ آيا موضوع‌ مطرح‌ شده‌ و مورد تحقيق‌ قرار گرفته‌ در مقاله‌، در حيطة‌موضوعات‌ مورد بحث‌ و نظر مجله‌ هست‌ يا خير؟
سپس‌ محتواي‌ علمي‌ آن‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد و در حالت‌ سوم‌ جزئيات‌ فني‌ و تكنيكي‌ بيان‌ مطالب‌ وچاپ‌ مقاله‌اتان‌ بشرط‌ قابل‌ قبول‌ بودن‌ آن‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد.
در دفتر بسياري‌ از مجلات‌ كار بدين‌ صورت‌ است‌ كه‌ سردبير، مقاله‌اتان‌ را دريافت‌ كرده‌ و بطور سريع‌ به‌ آن‌نگاه‌ مي‌كند تا مطمئن‌ شود كه‌ موضوع‌ اصلي‌ كارتان‌ براي‌ مجله‌ مناسب‌ است‌. بيشتر سردبيران‌ اين‌ اختيار رادارند كه‌ مقالاتي‌ را كه‌ بطور واضح‌ و روشني‌ خارج‌ از ميدان‌ كاري‌ مجله‌ است‌ ، را بدون‌ مشورت‌ با ديگران‌ وبصورت‌ تام‌ الاختيار برگشت‌ دهند. بيشتر سردبيران‌ قضاوتي‌ دربارة‌ مقاله‌اي‌ كه‌ مناسب‌ مجله‌ بنظر مي‌رسدنمي‌نمايند بلكه‌ فقط‌ به‌ موضوع‌ مورد بحث‌ مقاله‌ نگاه‌ كرده‌ و داوران‌ مناسبي‌ را كه‌ در موضوع‌ و رشته‌ موردبحث‌ مقاله‌ مهارت‌ و تخصص‌ دارند را انتخاب‌ مي‌نمايند. سپس‌ از داوران‌ مي‌خواهند تا نظرات‌ خود را راجع‌ به‌مقاله‌ بگويند.
داور مقاله‌ :The referee :
از داور مقاله‌ مي‌خواهند كه‌ كيفيت‌ و محتواي‌ علمي‌ مقاله‌ (شكل‌ 14) را بررسي‌ كرده‌ و نظر خود را راجع‌ به‌ارزش‌ داشتن‌ مقاله‌ براي‌ چاپ‌، اظهار نمايد و يا در صورت‌ عدم‌ ارزشمند بودن‌ براي‌ چاپ‌، چطور مي‌توان‌ آنرااصلاح‌ نمود .
از داور مقاله‌ انتظار مي‌رود تا به‌ سوالاتي‌ نظير سوالات‌ فهرست‌ شده‌ در زير پاسخ‌ دهد .
1 ـ آيا مقاله‌ يك‌ گزارش‌ جديد و قابل‌ توجه‌ و يا يك‌ كار و تحقيق‌ تازه‌ مي‌باشد؟
2 ـ آيا عنوان‌ مقاله‌ دقيق‌ و رسا است‌ ؟
3 ـ آيا مقاله‌ چكيده‌ دارد ؟
4 ـ آيا روشهاي‌ مورد استفاده‌ بخوبي‌ شرح‌ داده‌ شده‌ است‌ ؟
5 ـ آيا آزمايشات‌ بدرستي‌ طراحي‌ شده‌ اند ؟
6 ـ آيا نتايج‌ معتبر هستند ؟
7 ـ آيا نتايج‌ بدرستي‌ بيان‌ و توصيف‌ شده‌اند؟
8 ـ آيا قسمتهايي‌ از مقاله‌ احتياج‌ به‌ حذف‌ و كوتاه‌ شدن‌ و يا اضافه‌ كردن‌ مطالب‌ و طولاني‌تر شدن‌ ندارند؟
9 ـ آيا اطلاعات‌ بيان‌ شده‌، حقايق‌ و ادعاهايي‌ را كه‌ در مورد آزمايشات‌ اظهار شده‌ را تائيد مي‌نمايند؟
10 ـ آيا نتايج‌ در كاري‌ كه‌ قبلاً چاپ‌ شده‌ باشد بطور كامل‌ بحث‌ نشده‌ است‌ ؟
11 ـ آيا مقاله‌ به‌ قدر كافي‌ از منابع‌ استفاده‌ نموده‌ و نام‌ آنها را ذكر كرده‌ است‌ ؟
12 ـ آيا اشكال‌ ، جداول‌ و تصويرهايي‌ كه‌ وجود دارند ضروري‌ هستند ؟
13 ـ آيا مقاله‌ را از اينكه‌ هست‌ مي‌توان‌ بهتر نمود ؟
بنابراين‌ شما به‌ عنوان‌ نويسندة‌ مقاله‌ بايد قبل‌ از فرستادن‌ و ارائه‌ مقاله‌ اين‌ سوالات‌ را در نظر بگيريد .
توصيه‌هائيكه‌ در ذيل‌ آمده‌ است‌ شما را در انجام‌ اينكار ياري‌ مي‌نمايد :
ــ حيطه‌ و دامنه‌اي‌ كه‌ كار در صورت‌ چاپ‌ شدن‌، در برمي‌گيرد.
ــ دقت‌ منطقي‌ موجود در كار
ــ تكرار پذيري‌
ــ دقت‌ كار انجام‌ شده‌
ــ پايه‌اي‌ و اصلي‌ بودن‌
ــ اهميت‌ و مهم‌ بودن‌ كار
ــ ارتباط‌ كار با موضوع‌
ــ اعتبار آماري‌ كار
ــ كار برد موضوع‌ مقاله‌ براي‌ حل‌ مشكلات‌ عملي‌
شكل‌ 14 ـ انواع‌ كيفيت‌ هايي‌ كه‌ سردبيران‌ و داوران‌ در مقاله‌ آنها را جستجو مي‌نمايند.
فرآيند اصلاح‌ مقاله‌ : The devision Process :
فقط‌ تعداد كمي‌ از مقالات‌ بدون‌ انجام‌ هيچ‌ گونه‌ اصلاحي‌ براي‌ چاپ‌ شدن‌ در مجله‌ پذيرفته‌ مي‌شوند.
سردبير راجع‌ به‌ مقاله‌ اتان‌ با شما تماس‌ خواهد گرفت‌ ، اگر مقاله‌اتان‌ رد شده‌ باشد ، به‌ طور قطع‌ يك‌ يا چندگزارش‌ از داوران‌ را دريافت‌ خواهيد نمود كه‌ توصيه‌هايي‌ جهت‌ انجام‌ تغييرات‌ و افزودن‌ آنها به‌ دست‌نوشته‌هايتان‌ را به‌ شما مي‌دهند . علاوه‌ بر اينها دعوت‌ نامه‌ايي‌ را نيز دريافت‌ خواهيد نمود كه‌ شما را به‌ انجام‌تصحيحات‌ و دوباره‌ فرستادن‌ تشويق‌ مي‌نمايد. بخاطر داشته‌ باشيد كه‌ اگر مقاله‌اتان‌ رد شده‌ باشد به‌ اين‌ معني‌است‌ كه‌ سردبير آمادة‌ همكاري‌ با شما براي‌ قابل‌ قبول‌ شدن‌ مقاله‌ اتان‌ براي‌ چاپ‌ در مجله‌ است‌. هيچوقت‌سردبير را به‌ عنوان‌ يك‌ دشمن‌ يا فرد مغرض‌ فرض‌ ننمائيد ، بلكه‌ او را به‌ عنوان‌ كسي‌ بدانيد كه‌ مي‌خواهد درچاپ‌ مقاله‌ اتان‌ به‌ شما كمك‌ نمايد .
بايد نامة‌ سردبير و گزارشات‌ داوران‌ را بدّقت‌ خوانده‌ و تصحيحات‌ مورد نظر آنها را بطور دقيق‌ انجام‌ دهيدزيرا سردبير انتظار دارد كه‌ شما به‌ تك‌ تك‌ آنها عمل‌ نمائيد . اگر با يكي‌ از تصميمات‌ ارائه‌ شده‌ موافق‌ نيستيدبايد دلايل‌ دقيق‌ و حتي‌ ريز و جزئي‌ را براي‌ سردبير بنويسيد ، امّا بايد بياد داشته‌ باشيد كه‌ تقريباً هميشه‌سردبير بجاي‌ دلايل‌ شما، حرف‌ داور مورد اعتماد خود را قبول‌ مي‌نمايد، ممكن‌ است‌ سردبير يك‌ كپي‌ ازدست‌ نوشته‌هايتان‌ را كه‌ بر اساس‌ سبك‌ نوشتاري‌ ، تصحيحات‌ دستور زبان‌ ، مخفف‌ ها و غيره‌ ويراستاري‌شده‌ را برايتان‌ بفرستد.
مقاله‌ اتان‌ را به‌ سبك‌ مورد نظر مجله‌ نوشته‌ و متن‌ مقاله‌ را بگونه‌اي‌ بنويسيد كه‌ بهتر و روان‌ تر باشد، تمام‌تغييراتي‌ را كه‌ انجام‌ داده‌ايد بررسي‌ و كنترل‌ نمائيد و مطمئن‌ شويد كه‌ معني‌ و منظورتان‌ در اثر تصحيحات‌ تغييرنكرده‌ است‌ .
مقاله‌اتان‌ را براساس‌ گزارشات‌ داوران‌ تصحيح‌ نموده‌ و دوباره‌ آنرا تايپ‌ نمائيد ، كپي‌ هاي‌ نسخة‌ تصحيح‌شدة‌ جديد را به‌ همراه‌ نسخة‌ قبلي‌ و نامه‌اي‌ كه‌ بيان‌ مي‌دارد كه‌ چطور به‌ هر مورد پاسخ‌ داده‌ايد را براي‌ سردبيربفرستيد . در اين‌ حالت‌ سردبير ممكن‌ است‌ كه‌ مقاله‌ را براي‌ كنترل‌ بيشتر پيش‌ داوران‌ بفرستد و يا تصميم‌بگيرد كه‌ مقاله‌ را يكدفعه‌ بپذيرد .
وقتي‌ كه‌ مقاله‌اتان‌ پذيرفته‌ شد، بايد صبر كنيد تا تايپ‌ شود. در اين‌ مرحله‌ ناشر برايتان‌ كپي‌ هايي‌ از مقالة‌ تايپ‌شده‌ را مي‌فرستد ، بايد به‌ دقّت‌ آنها را خوانده‌ ، بررسي‌ نموده‌ و ايرادها را تصحيح‌ نمائيد . غلط‌ ها را با علائم‌نشان‌ داده‌ و با حروفي‌ شبيه‌ حروف‌ استاندارد چاپي‌ تصحيح‌ كنيد ، مقاله‌ تصحيح‌ شده‌ را هر چه‌ سريعتر به‌مجله‌ برگردانيد، در اين‌ مرحله‌ نبايد هيچ‌ تغييري‌ را در متن‌ مقاله‌ بوجود آوريد كه‌ اينكار باعث‌ تأخير و ايجادايراد و غلط‌ هاي‌ بيشتري‌ مي‌گردد، بيشتر سردبيران‌ از نوشته‌هاي‌ جديد صرف‌ نظر مي‌نمايند پس‌ شما بايدفقط‌ متن‌ را از نظر غلط‌ هاي‌ تايپي‌ بررسي‌ كنيد و مطمئن‌ شويد كه‌ تمام‌ اشكال‌ و جداول‌ در جاي‌ خود آورده‌شده‌ و جابجا نگشته‌ اند.
بخصوص‌ به‌ جداول‌، نظري‌ دقيق‌ بياندازيد و كپي‌ هائيكه‌ دريافت‌ نموده‌ايد را با متن‌ تايپ‌ شدة‌ قبلي‌ خود كه‌ ازقبل‌ نگه‌ داشته‌ايد بدقت‌ مقايسه‌ و كنترل‌ نمائيد.
اگر بعد از چند ماه‌ از ناشر خبري‌ دريافت‌ ننموديد بايد با آنها تماس‌ بگيريد تا مطمئن‌ شويد كه‌ مقاله‌ يانامه‌هايتان‌ را دريافت‌ نموده‌اند، و در طي‌ پست‌ شدن‌ و ارسال‌ گم‌ نشده‌اند.اگر مقاله‌اتان‌ رد شده‌ و برگشت‌ داده‌شده‌، مايوس‌ نشويد ، معمولاً براي‌ رد مقاله‌اتان‌ دلايل‌ خيلي‌ خاص‌ و ويژه‌اي‌ را دريافت‌ مي‌نمائيد. و گاهي‌ هم‌براي‌ بهبود مقاله‌ اتان‌ توصيه‌هايي‌ به‌ شما ارائه‌ مي‌شود، بر طبق‌ آنها عمل‌ نموده‌ و اطلاعات‌ و مطالب‌ خود رادوباره‌ تعبير و توجيه‌ نمائيد ، براي‌ مثال‌ تجزيه‌ و تحليل‌ هاي‌ آماري‌ را دوباره‌ انجام‌ دهيد . با انجام‌ اينكار و بااستفاده‌ از مطالب‌، يك‌ مقاله‌ جديد و بهتر را بوجود آوريد و دوباره‌ آنرا براي‌ همان‌ مجله‌ بفرستيد. سعي‌ نكنيدمقاله‌ را براي‌ مجلة‌ ديگري‌ بفرستيد ، زيرا شكل‌ و قالب‌ مقاله‌اتان‌ براي‌ مجله‌ جديد مناسب‌ نبوده‌ و رد مي‌شودو حداقل‌ براي‌ پذيرفته‌ شدن‌ مقاله‌ ، بايد دوباره‌ آنرا به‌ سبك‌ و قالب‌ مجله‌ جديد تايپ‌ نمائيد.
نتيجه‌ :
نوشتن‌ مقالة‌ علمي‌ چندان‌ هم‌ مشكل‌ نيست‌ بشرطي‌ كه‌ بدانيد چه‌ مي‌خواهيد بگوئيد .
از توصيه‌هاي‌ ارائه‌ شده‌ در اين‌ راهنما براي‌ بهبود مقاله‌ نويسي‌ استفاده‌ نمائيد ، مواظب‌ باشد كه‌ پيغامتان‌واضح‌ و روشن‌ باشد ، و راجع‌ به‌ ساختار انگليسي‌ نوشتة‌ خود زياد نگران‌ نباشيد. در نهايت‌ وقتي‌ مقاله‌ چاپ‌شدة‌ خود را در مجله‌ مشاهده‌ نمائيد احساس‌ خوشحالي‌ و سربلندي‌ به‌ شما دست‌ خواهد داد.

 

منبع : مترجمان :دكتر غريبي،شهرياري تمامي

طريقة‌ نگارش‌ مقالات‌ تحقيقي‌ - قسمت سوم

 

فصل‌ سوم‌
سبك‌ نگارش‌ علمي‌ و انگليسي‌
اغلب‌ مطالبي‌ كه‌ در اين‌ راهنما نوشته‌ شده‌ را مي‌توان‌ براي‌ نوشتن‌ مقاله‌ علمي‌ به‌ هر زباني‌ ، بكار برد ولي‌بعضي‌ نكات‌ در زبان‌ علمي‌ انگليسي‌ وجود دارند كه‌ بايد در نظر گرفته‌ شوند. امّا در ابتداء يادآوري‌ مي‌شود كه‌تعداد بسيار كمي‌ از مقالات‌ به‌ خاطر متن‌ انگليسي‌ بد آنها رد شده‌ و يا برگشت‌ داده‌ مي‌شوند، اگر محتواي‌علمي‌ مقاله‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ خوب‌ و قوي‌ باشد، ايرادهاي‌ مربوط‌ به‌ زبان‌ را مي‌توان‌ رفع‌ نمود، اگر چه‌ بايد ذكركرد كه‌ بعضي‌ مجلات‌ شايد بطور خود پسندانه‌ و كوتاه‌ نظرانه‌ ، مقاله‌اي‌ را كه‌ زبان‌ نوشتاري‌ آنها ضعيف‌ است‌را براي‌ تصحيح‌ برگشت‌ مي‌دهند، بايد در نظر داشت‌ كه‌ سبك‌ نگارش‌ انگليسي‌ معمول‌ با سبك‌ نگارش‌انگليسي‌ علمي‌ تفاوت‌ دارد .
شما به‌ عنوان‌ نويسنده‌اي‌ كه‌ انگليسي‌ را به‌ عنوان‌ زبان‌ خارجي‌ خود مي‌داند و مي‌نويسد نبايد انتظار داشته‌باشيد كه‌ بتوانيد انگليسي‌ كامل‌ و ادبي‌ را نگارش‌ نمائيد . زبان‌ انگليسي‌ براي‌ خوب‌ نوشتن‌ زبان‌ مشكلي‌ است‌،خود انگليسي‌ زبانها نيز بين‌ خودشان‌ اين‌ مشكل‌ را دارند، راجع‌ به‌ نكات‌ ريز گرامري‌ زبان‌ انگليسي‌ نگران‌نبوده‌ و وقت‌ خود را صرف‌ آنها ننمائيد ، اغلب‌ سردبيران‌ مجلات‌ و يا ناشران‌، متن‌ شما را اصلاح‌ مي‌نمايند،مهمترين‌ مطلب‌ اينستكه‌ پيامتان‌ واضح‌ و آشكار باشد. براي‌ اين‌ منظور بايد در سبك‌ نگارشتان‌ به‌ زبان‌نوشتاري‌ علمي‌ دقت‌ نمائيد ، تا بدين‌ وسيله‌ مزاحمت‌ ها و موانع‌ رسا بودن‌ پيغامتان‌ را كاهش‌ دهيد .
محتواي‌مطلب‌ و مقاله‌اتان‌ مهمترين‌ نكته‌ مي‌باشد و سبك‌ نوشتاري‌ نبايد براي‌ شما مهمتر از محتوا گردد همانطور كه‌قبلاً هم‌ گفته‌ شد سردبيران‌ معمولاً ايرادهاي‌ مربوط‌ به‌ زبان‌ در مقاله‌اتان‌ را اصلاح‌ خواهند نمود ، امّا وقتي‌مي‌توانند اينكار را انجام‌ دهند كه‌ قادر به‌ درك‌ و فهم‌ هدف‌ مقالة‌ شما باشند پس‌ سعي‌ كنيد تا آنجا كه‌ ممكن‌است‌ مشخص‌ و دقيق‌ بنويسيد. از استفاده‌ از عبارات‌ گنگ‌ و مبهم‌ اجتناب‌ نمائيد. درباره‌ هر چيزي‌ كه‌مي‌خواهيد بگوئيد مطمئن‌ باشيد.
نكات‌ زير را دربارة‌ سبك‌ نگارش‌ علمي‌ به‌ زبان‌ انگليسي‌ در نظر بگيريد:
زبان‌ ساده‌ و بيان‌ صريح‌ :
هميشه‌ ساده‌ ترين‌ راه‌ را براي‌ بيان‌ انتخاب‌ نمائيد، از لغات‌ ساده‌ بجاي‌ مشكل‌ ، صريح‌ بجاي‌ مبهم‌ ، و خلاصه‌از لغات‌ آشنا و مصطلح‌ بجاي‌ نادر و از بين‌ رفته‌ استفاده‌ نمائيد، تحت‌ تاثير كتب‌ علمي‌ پيشرفته‌ قرار نگيريدچون‌ اينگونه‌ كتابها اكثراً بد نوشته‌ مي‌شوند. مطلب‌ خود را با جملات‌ پيچيده‌ بيان‌ ننمائيد ، اين‌ نوع‌ جملات‌براي‌ نوشتن‌ مقاله‌ مناسب‌ نيستند. نوشتار علمي‌ خوب‌ آن‌ است‌ كه‌ با عبارات‌ ساده‌ و مناسب‌ موضوع‌ را مطرح‌و بيان‌ نمايد هرچند موضوع‌ علمي‌ مورد نظر پيچيده‌ باشد. متن‌ را از جملات‌ مشكل‌ و غير ضروري‌ عاري‌سازيد ، زيرا نه‌ تنها فهميدن‌ مطلب‌ و موضوع‌ علمي‌ را متوقف‌ مي‌سازند بلكه‌ خواندن‌ متن‌ را از نظر فيزيكي‌ نيزمشكل‌ مي‌نمايند.
لغات‌ مشکل‌ و غير ضروري‌:
لغت‌ «غامض‌ گويي‌» (
Verbosity) ، را به‌ ياد داشته‌ باشيد كه‌ به‌ معني‌ بيان‌ كردن‌ چيزي‌ يا مطلبي‌ به‌ شكل‌پيچيده‌ و مشكل‌ آن‌ است‌. اينكار براي‌ ايجاد لحن‌ و آهنگ‌ در جمله‌ و متن‌ اهميت‌ دارد امّا استفاده‌ از اينكاربراي‌ سبك‌ نوشتاري‌ علمي‌ نامناسب‌ است‌ ، هميشه‌ سعي‌ كنيد از ساده‌ ترين‌ بيان‌ استفاده‌ نموده‌ و از لغات‌اضافي‌ و افعالي‌ كه‌ بين‌ عامه‌ مردم‌ بكار مي‌روند ولي‌ معني‌ دقيق‌ و مشخصي‌ ندارند، استفاده‌ ننمائيد .

دوبار منفي‌ كردن‌ :
در زبان‌ انگليسي‌ مي‌توانيد از دو لغت‌ منفي‌ و يا دو فعل‌ منفي‌ براي‌ ايجاد جملات‌ مثبت‌ استفاده‌ نمائيد،براي‌ مثال‌ داريم‌ . "اين‌ نامطلوب‌ نيست‌" در اينجا "نيست‌ ، منفي‌ است‌ و از آنجا كه‌ "نامطلوب‌" نيز منفي‌ است‌به‌ همين‌ دليل‌ اين‌ دو منفي‌ يكديگر را خنثي‌ نموده‌ و جمله‌ معني‌ مثبت‌ پيدا مي‌كند كه‌ بصورت‌ ذيل‌ معني‌مي‌دهد، "اين‌ مطلوب‌ است‌" اين‌ نوع‌ ساختار جمله‌اي‌ رايج‌ بوده‌ واغلب‌ در صحبت‌ هاي‌ عادي‌ و ساده‌ از آنهااستفاده‌ مي‌شود ولي‌ بهتر است‌ از آنها در متون‌ علمي‌ استفاده‌ ننمائيد . زيرا معمولاً تفاوت‌ معنايي‌ كوچكي‌ بين‌معني‌ جمله‌ مثبت‌ و جمله‌ دوبار منفي‌ وجود دارد ، اگر زبان‌ مادري‌ شما انگليسي‌ نيست‌ بهتر است‌ از استفاده‌ ازاين‌ ساختار اجتناب‌ نمائيد.
نقل‌ قول‌ معلوم‌ و مجهول‌ :
بسياري‌ از كتابهايي‌ كه‌ در رابطه‌ با آموزش‌ نحوه‌ نگارش‌ انگليسي‌ نوشته‌ شده‌اند به‌ شما مي‌گويند كه‌ بايد ازاستفاده‌ از بيان‌ مجهول‌ اجتناب‌ نمائيد زيرا استفاده‌ از آن‌، جمله‌اتان‌ را گنگ‌ و نامفهوم‌ خواهد نمود . اين‌ مطلب‌ممكن‌ است‌ صحّت‌ داشته‌ باشد امّا در نوشته‌هاي‌ علمي‌ گاهي‌ استفاده‌ از نقل‌ قول‌ مجهول‌ يك‌ ضرورت‌ است‌،جمله‌" ما تغيير را اندازه‌ گيري‌ نموديم‌ " بيان‌ معلوم‌ بوده‌ و مشخص‌ است‌ كه‌ فاعل‌ ما، بعضي‌ كارها(اندازه‌گيري‌) را در مورد مفعولي‌ (تغيير) انجام‌ داده‌ايم‌ ،
امّا در نقل‌ قول‌ مجهول‌ مفعول‌ در ابتداي‌ جمله‌ مي‌آيد و فاعل‌ را مي‌توان‌ با حروف‌ ربطي‌ كه‌ معمولاً
byاست‌ در انتهاي‌ جمله‌ آورد "The Variation was measured by us "كه‌ معادل‌ فارسي‌ روان‌" تغييربوسيله‌ما اندازه‌گيري‌ شد" است‌ همچنين‌ در نقل‌ قول‌ مجهول‌ مي‌توانيد فاعل‌ را ذكر نكنيد مثل‌:
The variation was measured «تغيير اندازه‌گيري‌ شد» .
در اين‌ حالت‌ مي‌توانيد فاعل‌ را حذف‌ نمائيد، علّت‌ اينكه‌ چرا بيان‌ مجهول‌ را بايد در سبك‌ نوشتاري‌ علمي‌وارد كنيد اينستكه‌ بيشتر اوقات‌ فاعل‌ كار ، شماي‌ نويسندة‌ مقاله‌ هستيد ، پس‌ فاعل‌ مهم‌ نبوده‌ و نيازي‌ نيست‌ به‌خواننده‌ گفته‌ شود كه‌ اينكار را من‌ انجام‌ داده‌ام‌، مثل‌: "من‌ تغيير را اندازه‌ گيري‌ كردم‌". خوانندگان‌ مي‌دانند كه‌چه‌ كسي‌ كار تحقيقي‌ را انجام‌ داده‌ زيرا اسمتان‌ را روي‌ صفحة‌ عنوان‌ مقاله‌ ديده‌اند. علاوه‌ بر اين‌ هر وقت‌توانستيد بايد در جاي‌ مناسب‌ از بيان‌ معلوم‌ استفاده‌ نماييد . زيرا اين‌ كار به‌ نوشتة‌ شما تنوع‌ و جذابيت‌مي‌بخشد ، امّا اين‌ كار را بايد وقتي‌ انجام‌ دهيد كه‌ فاعل‌ مهم‌ باشد، مثل‌:
"ويليامز(1985) دريافت‌ كه‌ ..." .


ضماير شخصي‌ :
اگر از بيان‌ معلوم‌ استفاده‌ مي‌نمائيد اغلب‌ خواهيد گفت‌ "من‌" و يا "ما اين‌ كار را انجام‌ داديم‌" اگر كاري‌ را انجام‌داده‌ و يا فكر مي‌كنيد كه‌ مطلبي‌ را درست‌ فهميده‌ ايد استفاده‌ از اين‌ نوع‌ بيان‌ ايرادي‌ ندارد و بايد مطلب‌ موردنظرتان‌ را ذكر نمائيد ، امّا هيچوقت‌ نگوئيد "اين‌ موضوع‌ توسط‌ ما اينطور احساس‌ مي‌شود... " و يا "يكي‌ از ما...زيرا نوشتن‌ مطلب‌ علمي‌ اين‌ را مي‌طلبد كه‌ از فرضيات‌ و حدسهاي‌ شخصي‌ دوري‌ نموده‌ و مطالب‌ قابل‌خواندن‌ و حقيقي‌ را عرضه‌ نمائيد. گاهي‌ اوقات‌ استفاده‌ از ضمائر شخصي‌ متن‌ را زيباتر كرده‌ و خواندن‌ آنراآسان‌تر مي‌نمايد .


اسامي‌ حاصل‌ از افعال‌ :
اين‌ نوع‌ اسمها را اسامي‌ چكيده‌ يا خلاصه‌ گويند، مي‌توانيد به‌ سادگي‌ از فعل‌ يا مصدر يك‌ اسم‌ بسازيد مثل‌مصدر "اندازه‌ گيري‌ كردن‌" كه‌ به‌ شما كلمه‌ "اندازه‌ گيري‌" را مي‌دهد ، كه‌ در زبان‌ انگليسي‌ يك‌ اسم‌ است‌ ، و به‌همين‌ علّت‌ بايد بعد از آن‌ فعل‌ بكار ببريد براي‌ مثال‌ بگوئيد "اندازه‌ گيري‌ انجام‌ شد"
اغلب‌ آسانتر است‌ كه‌ از فعل‌ استفاده‌ نموده‌ و بگوئيد كه‌ بعضي‌ چيزها انداه‌ گيري‌ شد، در اين‌ صورت‌ نبايدبنويسيد "اندازه‌ گيريها روي‌ تغيير انجام‌ پذيرفت‌" بلكه‌ بايد بگوييد " تغيير اندازه‌ گيري‌ شد" و يا همانطور كه‌قبلاً ديديم‌ اگر فاعل‌ مهم‌ باشد بايد بنويسيد "ويليامز (1988) تغيير را اندازه‌ گيري‌ نمود"
مثالهاي‌ معمول‌ ساخت‌ اسم‌ از مصدر عبارتند از : "توليد" از "توليد كردن‌" "تعبير" از "تعبير كردن‌" و غيره‌
استفاده‌ از چنين‌ اسامي‌ در اغلب‌ موارد جملات‌ طولاني‌ و مبهمي‌ را مي‌سازد كه‌ اين‌ طول‌ اضافي‌ در جملات‌انگليسي‌ با پسوند"
tion" ايجاد مي‌شود و همين‌ پسوند است‌ كه‌ باعث‌ به‌ كارگرفتن‌ افعال‌ اضافي‌ مي‌گردد.
مبهم‌ بودن‌ معاني‌ حاصله‌ از مخفف‌ شدن‌ در اين‌ گونه‌ اسامي‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ افعال‌ ديگري‌ كه‌ معمولاًافعال‌ ضعيف‌ و نارسا هستند را بايد به‌ همراه‌ آنها بكار گيريد.
اين‌ اسامي‌ رابا فعلهايي‌ به‌ كار گيريد كه‌ به‌ شما امكان‌ بيشتري‌ در بكارگيري‌ فاعل‌ و بيان‌ صريح‌ تر، دقيق‌ ترو... مي‌دهد.
در نوشتارهاي‌ علمي‌ امروزي‌ اين‌ اسامي‌ خلاصه‌ شده‌ بسيار رايج‌ هستند ،امّا بايد از استفاده‌ از آنها اجتناب‌كنيد . وقتي‌ دست‌ نوشته‌هاي‌ خود را مرور مي‌نمائيد بدنبال‌ اين‌ اسامي‌ نيز باشيد. اين‌ اسامي‌ را مي‌توان‌ با ديدن‌پسوندهايي‌ مثل‌
tion و cy, ness, ment , sion تشخيص‌ دهيد و بجاي‌ آنها از يك‌ فعل‌ مناسب‌ استفاده‌كرده‌ و جمله‌ را دوباره‌ مرتب‌ نمائيد . اين‌ تغييرات‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ كوتاه‌ شدن‌ جمله‌ و واضح‌ تر شدن‌مقصود و ساختار آن‌ گردد.


اسامي‌ مركب‌ :
اين‌ نوع‌ اسامي‌ را به‌ آساني‌ مي‌توان‌ تعريف‌ نمود. اينها يك‌ سري‌ اسم‌ هستند كه‌ بدنبال‌ يكديگر قرارگرفته‌اند تا يك‌ عبارت‌ را بسازند. بعضي‌ از آنها از لحن‌ زيبا و هيجان‌ انگيزي‌ برخوردارند.
امّا اين‌ عبارات‌ در واقع‌ مفهوم‌ و منظور اصلي‌ را ارائه‌ نمي‌دهند ، و پيام‌ را غير مشخص‌ و گنگ‌ مي‌نمايند. دراينحالت‌ حتماً راههاي‌ ديگري‌ براي‌ بيان‌ مطلبي‌ كه‌ قصد ابراز آنرا داريد وجود دارد . نويسندگان‌ ضعيف‌ و غيرمسلط‌ معمولاً از اين‌ لغات‌ و عبارات‌ استفاده‌ مي‌نمايند. تا آنجا كه‌ مي‌توانيد از اين‌ اسامي‌ مركب‌ استفاده‌ننمائيد . درك‌ اين‌ اسامي‌ بسيار مشكل‌ و متن‌ نگارش‌ يافته‌ با آنها نامفهوم‌ است‌ لذا براي‌ نوشتن‌ از انگليسي‌ساده‌ استفاده‌ كنيد.
توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ در اسامي‌ مركب‌ معمولاً از اسمهاي‌ گرفته‌ شده‌ از افعال‌ و يا از اسمهاي‌ خلاصه‌ شده‌استفاده‌ مي‌شود .
گاهي‌ اوقات‌ بجاي‌ استفاده‌ از آنها مي‌توانيد به‌ عقب‌ برگشته‌ و جمله‌ را با استفاده‌ از افعال‌ مناسب‌ بطور صحيح‌و با معني‌ و در ضمن‌، رسا بنويسيد براي‌ مثال‌ در موارد زير به‌ راهي‌ كه‌ مي‌توانيد اسامي‌ مركب‌ را بسازيد توجه‌نمائيد ، مي‌توانيد با عبارت‌ زير شروع‌ كنيد :

تحقيق‌ باعث‌ مي‌شود كه‌:
Research , wich lead on to :
انتشار تحقيق‌ سپس‌:
Research dissemination then :
انتشار نتيجه‌ تحقيق‌ سپس‌ :
Research result dissemination then
بهبود و سيستم‌ انتشار نتيجه‌ تحقيق‌ و:
Research tesult dissenlination improvement and:
روشهاي‌ بهبود سيستم‌ انتشار نتيجه‌ تحقيق‌ :
Research result dissemination improvement methods:

درك‌ عبارت‌ آخر بسيار مشكل‌ بوده‌ و كلمات‌ آن‌ داراي‌ آهنگ‌ و رديف‌ نيست‌ بنابراين‌ بهتر است‌ آنرا با استفاده‌از افعال‌ شكسته‌ و بگوئيد :
روشهاي‌ توسعه‌ دادن‌ انتشار نتايج‌ تحقيقات‌ ،
Methods of improving the dissemination of the results of research,
متأسفانه‌ اسامي‌ مركب‌ در نوشتارهاي‌ علمي‌ امروزي‌ بسيار معمول‌ و رايج‌ هستند، امّا بايد بدانيد كه‌ وجود آنهانشانه‌اي‌ از سبك‌ نوشتاري‌ بد نويسنده‌ است‌ . تا دو اسم‌ را مي‌توان‌ به‌ راحتي‌ درك‌ كرده‌ و فهميد ولي‌ با افزوده‌شدن‌ بيشتر، معني‌ عبارت‌ از دست‌ مي‌رود .
به‌ متني‌ كه‌ نوشته‌ايد نگاه‌ كنيد و هركجا دو يا تعداد بيشتري‌ اسم‌ را با يكديگر يافتيد به‌ عقب‌ برگرديد و سعي‌كنيد بجاي‌ اسامي‌ ، جمله‌ ،يا عبارت‌ را با استفاده‌ از افعال‌ بنويسيد.


جملات‌ طولاني‌ :
تا آنجا كه‌ مي‌توانيد از نوشتن‌ جملات‌ بلند پرهيز نمائيد و بجاي‌ آنها از جملات‌ كوتاه‌ استفاده‌ كنيد ، هرچند كه‌ گاهي‌ در مقالات‌ علمي‌ نمي‌توان‌ از جملات‌ بلند استفاده‌ نكرد و جمله‌ با چه‌ مقدار طول‌ جمله‌ بلندمحسوب‌ مي‌شود ؟ هر جمله‌اي‌ كه‌ پس‌ از تايپ‌ بيش‌ از دو خط‌ طول‌ داشته‌ باشد جمله‌ بلند تعريف‌ مي‌شود،بخاطر داشته‌ باشيد كه‌ مخلوطي‌ از جملات‌ بلند و كوتاه‌ باعث‌ تنوع‌ و جذابيت‌ نوشته‌ اتان‌ مي‌شود . مشكل‌جملات‌ بلند اينستكه‌ تا فهميدن‌ پيام‌ جمله‌ ، بايد تمام‌ آنرا به‌ خاطر سپرد ، و از آنجا كه‌ اطلاعات‌ بسياري‌ درجملة‌ بلند پشت‌ سر هم‌ رديف‌ شده‌ و با يكديگر آمده‌اند ، عملاً فهميدن‌ پيام‌ جمله‌ مشكل‌ است‌ ، در اينحالت‌براي‌ تصحيح‌ جمله‌ به‌ عقب‌ برگشته‌ و جايي‌ را بيابيد كه‌ بتوانيد جمله‌ را از آن‌جا به‌ چند قسمت‌ تقسيم‌ نمائيد.
قبل‌ از اين‌ كار سعي‌ كنيد جمله‌ را بطور مجزّا خوانده‌ و از خود بپرسيد كه‌ «آيا تمام‌ منظور جمله‌ را مي‌فهميد؟»


اشتباه‌ در معني‌ و شكل‌ كلمات‌ :
مطمئن‌ شويد معني‌ تمام‌ كلماتي‌ را كه‌ استفاده‌ نموده‌ايد را مي‌دانيد. از كلمات‌ بلند بدليل‌ خوش‌ آهنگ‌ بودنشان‌استفاده‌ نكنيد مگر اينكه‌ از معني‌ آنها مطمئن‌ باشيد، اگر آنها را اشتباه‌ به‌ كار برده‌ باشيد ممكن‌ است‌ كه‌ خيلي‌نادان‌ و يا گيج‌ بنظر آئيد . و منظور شما در پردة‌ ابهام‌ بماند، پس‌ بهتر است‌ از چند لغت‌ ساده‌ و هم‌ معنا استفاده‌نمائيد تا معناي‌ صحيح‌ را رسانده‌ و براحتي‌ درك‌ شوند ، لغات‌ زيادي‌ در انگليسي‌ وجود دارند كه‌ ظاهراًيكسان‌ هستند، ولي‌ در معنا با يكديگر فرق‌ دارند. چند تا از كتبي‌ كه‌ در فهرست‌ منابع‌ ذكر شده‌اند در اين‌ موردبحث‌ نموده‌اند. بياد داشته‌ باشيد كه‌ لغاتي‌ نظير (اطلاعات‌)
Data و (معيار) Criteria، جمع‌ هستند و مفردندارند ، بنابراين‌ بايد آنها را جمع‌ بكار برده‌ و بنويسيد "اطلاعات‌ نشان‌ داده‌ شده‌اند" و "يا معيارهايي‌ كه‌استفاده‌ كرديم‌ اينها بودند..."


نمادها و مخفّف‌ ها :
نمادها به‌ سيستمي‌ از علامات‌ و يا حروف‌ اطلاق‌ مي‌شوند كه‌ معني‌ خاصي‌ دارند، و اگر معني‌ نمادي‌ را ندانيدنمي‌توانيد به‌ منظور و مفهوم‌ جملة‌ حاوي‌ آن‌ ؛ دست‌ يابيد.
تمام‌ رشته‌ هاي‌ علمي‌ براي‌ خودشان‌ لغات‌ فني‌ دارند كه‌ بطور خاصي‌ آنها را مخفف‌ كرده‌ و بيان‌ مي‌نمايند، امّابايد خيلي‌ مراقب‌ باشيد كه‌ در دست‌ نوشته‌هايتان‌ از اين‌ نمادها بدون‌ توضيح‌ قبلي‌ استفاده‌ ننمائيد .
زبان‌ انگليسي‌ زبان‌ علمي‌ امروزي‌ دنيا است‌ زيرا بسياري‌ از مردم‌ اين‌ زبان‌ را درك‌ كرده‌ و مي‌فهمند هرچندممكن‌ است‌ اينطور فكر كنيد كه‌ همه‌ معاني‌ لغات‌ خلاصه‌ شده‌ را مي‌دانند امّا در اشتباه‌ هستيد ، ساير محققين‌كه‌ در رشته‌هاي‌ ديگري‌ به‌ جزء رشته‌ شما هستند معني‌ اين‌ اصطلاحات‌ را درك‌ نمي‌كنند بنابراين‌ مراقب‌باشيد و دست‌ نوشته‌هايتان‌ را بازنگري‌ كنيد و مطمئن‌ شويد كه‌ تمام‌ نمادها و مخفف‌ ها را قبلاً تعريف‌ وتوصيف‌ نموده‌ايد.


فصل‌ چهارم‌
فهرست‌ منابع‌

فهرست‌ ذيل‌ چندان‌ دقيق‌ نيست‌ ، چاپ‌ هاي‌ جديدي‌ از كتابها و توصيه‌ نامه‌هاي‌ زير نوشته‌ و عرضه‌شده‌اند. بطوريكه‌ مي‌توان‌ تمام‌ موارد زير را با چاپ‌ هاي‌ جديد تر جايگزين‌ نمود. خواننده‌ بايد سعي‌ كند كه‌چاپ‌ يا نسخه‌هاي‌ جديد تر را تهيه‌ نمايد .


صورت‌ اسامي‌ :
ــ كتاب‌ حاوي‌ كدهاي‌ بين‌ المللي‌ براي‌ نامگذاري‌ جانوارن‌ و اسامي‌ جانور شناسي‌ (1964)
International trust for Zoological Nomenclature , 14
Belgrave squore , London , Sw1, U.K.
ــ كتاب‌ حاوي‌ كدهاي‌ بين‌ المللي‌ براي‌ نامگذاري‌ گياهان‌ و اسامي‌ گياه‌ شناسي‌ (1972)
International Bureau for plant Taxonomy and Nomenclature, Transitorium 2,
Universiteits Centrum de uithof, padualaan 3, 3584, CH. Utrecht, The Netherlands.
ــ منبع‌ حاوي‌ كدهاي‌ بين‌المللي‌ براي‌ نامگذاري‌ باكتريها و قوانين‌ كميته‌ بين‌ المللي‌ باكتري‌ شناسي‌ (1975)
Amerian Society for Microbiology, 1913 1st street N.W. , Washington, DC 2000 6,U.S.A
ــ تقسيم‌ بندي‌ و نامگذاري‌ ويروسها : اولين‌ گزارش‌ از كميتة‌ بين‌المللي‌ نامگذاري‌ ويروسها(1971)
S. Karger verlag, Arnold- B cklin- Strasse 25, CH-4011 Basel , switzerland,
گزارش‌ دوّم‌ در اين‌ مورد كه‌ در سال‌ 1976 چاپ‌ شده‌ از همين‌ ناشران‌ قابل‌ تهيه‌ است‌ .
ــ راهنمايي‌ تعيين‌ و شناسايي‌ باكتري‌ ، و باكتري‌ شناسي‌ برگيس‌
Bergey's Manual of Determinative Bacteriology Ballire, Tindall & cox, London , U.K
ــ فرهنگ‌ قارچ‌ شناسي‌ آين‌ ورث‌ و بيس‌ باي‌ (1983)
Hawksworth, D.L, sutton B.C. and Ainsworth, G.C, 7th edn, commonwealthAgricultural Bureau, surrey , U.K
ــ مخمّرها ، نامگذاري‌ و مطالعه‌ (1974)
The yeasts: A Taxonomic study (1974) by Lodder (ed) Elsevier / North- Holland,Amsterdam, The Nether lands.
ــ لغت‌ نامه‌ و فرهنگ‌ در مورد گياهان‌ گل‌ دارو سرخس‌ها (1980)
A Dictionary of the flowering plants and Ferns (1980) willis, J.c, 8th edn, Cambridgeuniversity Press, Cambridge , U.K.


منابعي‌ راجع‌ به‌ نوشتن‌ ، ويراستاري‌ و چاپ‌ كردن‌ :
فرهنگ‌ مخفف‌ ها (1985)
Abbreviations Dictionary (1985) R.De sola, 7th edn Elsevier, Amsterdam, theNetherlands
ــ راهنماي‌ آئين‌ نگارش‌ شيكاگو (1982)
The chicago Manual of style (1982) university of Chicago press, chicago.IL, u.s.A.
ــ فرهنگ‌ كوتاه‌ انگليسي‌ اكسفورد (جلد اوّل‌ و دوّم‌) (1980)
The shorter oxford English Dictionary (Vols land2) (1980) Clarendon Press, oxford,U.K,
ــ فرهنگ‌ راهنما براي‌ نويسندگان‌ و ويراستاران‌ اكسفورد (1982)
The oxford Dictionary for writers and Editors (1982) Clarendon Press, oxford, U.K.
ــ فرهنگ‌ لغات‌ جديد و بسترز (1980)
Webster's New world Dictionary (1980) Simon and Schuster, New York, Ny, U.S.A
ــ ويراستاري‌ كتابهاي‌ علمي‌ و مجلات‌ (1978)
Editing Scientific Books and Journals (1978) Maeve o'connor. Pitman Medical, Kent,U.K.
ــ راهنماي‌ آئين‌ نگارش‌
CBE ، راهنمايي‌ براي‌ نويسندگان‌ ، ويراستاري‌ و ناشران‌ علوم‌ بيولوژيكي‌ (1983)
CBE Style Manual : aguide for authors, editors and publishers in the biologicalscience (1983) 5th edn, Council of Biology Editors Inc, Bethesda, MD, U.S.A.
ــ استفاده‌ مدرن‌ از انگليسي‌ (1965)
Modern English usage (1965) H.W. Fowler, Clarendon . Press, oxford, U.K.
ــ لغات‌ ساده‌ و كامل‌ (1976)
The complete plain words (1976) Sir Ernest Gowers, penguin Books, Middlesex, U.K.ــ دايرة‌المعارف‌ علمي‌ وان‌ نو ستراند (1983)
Van Nostrand's scientific Encyclopedia (1983) D.M Considine and G.E. Considine(eds) 6th edn, van Nostrand Reinhold Co, New York, Ny, U.S.A.
ــ اطلاعات‌ براي‌ مقاله‌ دهندگان‌
Information for Contributors , Biochimica et Biophysica Acta, Elsevier, BiomedicalPress Amsterdam The Netherlands.
ــ راهنماي‌ نگارش‌
CSIRO
CSIRO Style Guide, CSIRO, Melboume, Vic, Australia.
ــ قواعد هارت‌ براي‌ حروفچين‌ ها و خوانندگان‌ ، مطالب‌ دانشگاهي‌ (1967)
Hart's Rules for Compositors and Readers at the university Press, oxford (1967)37edn, oxford university Press , London, U.K.
ــ آزمايشگاه‌ ملي‌ فيزيك‌ (1973) سيستم‌ بين‌ المللي‌ واحدها
National Physical labroatory (1973) The International System of units. HMSO.Landon.World list of Scientific Periodicals (1963-65) 4th edn. P.Brown and G.B. stratton,Butterworth. London, U.K.
ــ انتشارات‌ ادواري‌ انجمن‌ فيزيك‌
British union Catalogue of periodicals , Butterworth, London, U.K.
ــ واحدها، علامات‌ و مخفف‌ ها : راهنمايي‌ براي‌ نويسندگان‌ و ويراستاران‌ رشته‌هاي‌ علوم‌ پزشكي‌ و بيولوژي‌(1977)
Units, symbols and abbreviations: a guide for biological and medical authors andeditors (1977) 3rd edn , Royal Society of Medicine, London, U.K. (Note: a newedition is being prepared)
توجه‌ : چاپ‌ جديد اين‌ مطلب‌ در سال‌ 1986 بيرون‌ آمده‌
بيان‌ اطلاعات‌ و دانسته‌ ها در علم‌ (1982)
Presentation of Data in sciencc (1982) L.Reynolds and D.simmonds, Martinus Nijhoff,The Hague, The Netherlands.
ــ چطور مقاله‌ علمي‌ نوشته‌ و منتشر نمائيم‌ (1983)
How to write and publish a scientific paper(1983) Robert, A.Day 2nd edn , ISI press,philadelphia, PA. U.S.A.
ــ راهنمايي‌ براي‌ نوشتن‌ موضوعات‌ علمي‌ (1984)
A Guide to scientific writing (1984) David Lindsay, Longman Cheshire, Melbourne,Vic, Australia.


ضمائم

ضيمه‌
I
مرتب‌ كردن‌ اسامي‌ به‌ ترتيب‌ حروف‌ الفبا
معمولاً هنگامي‌ از مرتب‌ كردن‌ اسامي‌ براساس‌ حروف‌ الفبا استفاده‌ مي‌نمائيد كه‌ بخواهيد فهرست‌ منابع‌مقاله‌اتان‌ را مرتب‌ كنيد، اكثر اوقات‌ اينكار آسان‌ است‌ ، امّا بعضي‌ اسامي‌ ممكن‌ است‌ ايجاد سر درگمي‌ وگيجي‌ نمايند، قاعدة‌ اوّل‌ اينكه‌ اسامي‌ را براساس‌ نام‌ فاميلي‌ ، يا القاب‌، (نامي‌ كه‌ در اسامي‌ غربي‌ در پايان‌ اسم‌قرار مي‌گيرد) به‌ ترتيب‌ حرف‌ اوّل‌ مرتب‌ نمائيد، اينكار براي‌ اسامي‌ مثل‌
"
Swan, D.g" آسان‌ است‌ امّا براي‌ اسامي‌ مثل‌ :
"
Van Epstein" و يا "de la Mere" و اسمهاي‌ اينچنيني‌ كه‌ در ساير كشورها وجود دارد مشكل‌ است‌ .
اگر در اين‌ مورد مشكل‌ داريد مي‌توانيد به‌ فهرست‌ منابع‌ مجله‌ مورد نظر رجوع‌ نموده‌ و مثالها و راه‌حل‌هاي‌ خوبي‌ را در اين‌ مورد بيابيد.
علاوه‌ براين‌ در اينجا بعضي‌ راهنمائيهاي‌ مفيد آمده‌اند:

نامهايي‌ كه‌ با "
Mac" و"Mc" شروع‌ مي‌شوند :
اين‌ اسامي‌ را با فرض‌ اينكه‌ بصورت‌ "
Mac" هستند مرتب‌ نمائيد .

اسامي‌ كه‌ داراي‌
Van و Von هستند:
اين‌ نوع‌ اسامي‌ كمي‌ ايجاد سردر گمي‌ مي‌نمايند بعضي‌ اسامي‌ هلندي‌ با
Van و بعضي‌ اسامي‌ آلماني‌ با Vonشروع‌ مي‌شوند يك‌ راه‌ اينستكه‌ به‌ Von و Van توجهي‌ نكرده‌ و فاميلي‌ اصلي‌ را مدّ نظر قرار دهيد و Von وVan و مابقي‌ را بعد از آن‌ قرار دهيد. مثل‌:
Klaus, Von, D.J.L
Meer, Van, P.H.
Veer, Von de, T.R

راه‌ حل‌ّ دوّم‌ اينكه‌ در صورتي‌ كه‌
Von در اسامي‌ وجود داشت‌ آنرا جزو اسم‌ قرار داده‌ و قبل‌ از كلماتي‌ كه‌ باVan شروع‌ مي‌شوند بياوريد و Van را جزو اسم‌ فرض‌ نكنيد ما بقي‌ را به‌ ترتيب‌ حروف‌ الفبا مرتب‌ نمائيد :
Von Klaus, D.J.L.
Van Meer , P.H.
Van de Veer , T.R,
بسياري‌ از مجلات‌ براي‌ مرتب‌ نمودن‌ اينگونه‌ اسامي‌ قواعد خاصي‌ دارند ، دقت‌ نمائيد كه‌
Von و Van درمنابع‌ اصلي‌ با حروف‌ كوچك‌ يا حروف‌ بزرگ‌ ذكر شده‌اند شما هم‌ همانطور بنويسيد.

اسامي‌ كه‌ با
Saint همراه‌ هستند:
هر وقت‌ بخواهند از
Saint (بزرك‌ ، پيشرو) استفاده‌ كنند . آنرا بصورت‌ St مخفف‌ مي‌نمايند معمول‌ است‌ كه‌اين‌ حروف‌ را نيز جزو فهرست‌ در آورند ، اگر بصورت‌ Saint تلفظ‌ شود بصورت‌ هاي‌ زير مي‌نويسند"Saint-Saens" و"St. Laurent" لذا از خط‌ فاصله‌ چشم‌ پوشي‌ نمائيد .

اسامي‌ عربي‌ :
اسم‌ فاميل‌ اسامي‌ عربي‌ بعد از اسم‌ شخص‌ مي‌آيد ، بنابراين‌ اسم‌ آخر را براي‌ مرتب‌ نمودن‌ به‌ اوّل‌ بياوريد، واز پيشوندهايي‌ نظير ، ابن‌ ،
ibn ، و يا ابو abu ، صرف‌ نظر نمائيد.

اسامي‌ برمه‌اي‌:
برمه‌ايها از نام‌ فاميلي‌ استفاده‌ نمي‌نمايند، پس‌، از قسمت‌ مهم‌ اسمشان‌ براي‌ مرتب‌ كردن‌ به‌ ترتيب‌ حروف‌ الفبااستفاده‌ نمائيد ، معمولاً از اول‌ اسمشان‌ براي‌ اينكار استفاده‌ كنيد.

اسامي‌ چيني‌:
اسامي‌ را براساسي‌ كه‌ خود نويسندگان‌ در مقاله‌اشان‌ ذكر نموده‌اند هجي‌ كرده‌ و بكار بريد .
اسامي‌ چيني‌ ها بطور قراردادي‌ بصورت‌ قرارگرفتن‌ نام‌ فاميلي‌ د رابتداء است‌ پس‌ آن‌ها را جابجا نكرده‌ و يابراي‌ آنها از كاما استفاده‌ نكنيد مگر اينكه‌ اسامي‌ بصورت‌ غربي‌ درآورده‌ شده‌ باشند مثل‌
T.J.chin

اسامي‌ هندي‌ :
فاميلي‌ بعد از اسم‌ قرار مي‌گيرد ، و بعضي‌ از هنديها فقط‌ اسم‌ دارند

اسامي‌ اندونزيايي‌ :
بسياري‌ از اندونزيايها داراي‌ يك‌ اسم‌ بوده‌ و يا فقط‌ از يك‌ اسم‌ استفاده‌ مي‌نمايند. اگر در جايي‌ از دو يا چنداسم‌ استفاده‌ نموده‌اند ، اسم‌ آخري‌ را به‌ عنوان‌ فاميلي‌ فرض‌ كنيد.

اسامي‌ ژاپني‌ :
اسم‌ فاميلي‌ در اسامي‌ ژاپني‌ اوّل‌ مي‌آيد پس‌ بايد مانند اسامي‌ چيني‌ با آنها رفتار نمود ، هرچند كه‌ در بسياري‌ ازمجلات‌ اين‌ اسامي‌ تبديل‌ به‌ معادل‌ غربي‌ مي‌شوند و فاميل‌ بعد از اسم‌ قرار مي‌گيرد .

اسامي‌ اسپانيايي‌ :
اسم‌ فاميل‌ و القاب‌ بصورت‌ دوقسمتي‌ مي‌آيند مثل‌ "
Hos ortega Garcia" از ortega براي‌ مرتب‌ كردن‌استفاده‌ نمائيد .

از اجزاء و وجوه‌ وصفي‌ مثل‌ '
y' و 'de' چشم‌ پوشي‌ كنيد و بعد از آنها به‌ حرف‌ اوّل‌ نام‌ فاميل‌ توجه‌ نمائيد

اسامي‌ تايلندي‌ :
در اسامي‌ تايلندي‌ فاميلي‌ بعد از اسم‌ مي‌آيد ، بنابراين‌ بايد جابجا شوند .

اسامي‌ ويتنامي‌:
در اسامي‌ ويتنامي‌ نام‌ فاميل‌ قبل‌ از اسم‌ كوچك‌ مي‌آيد بنابراين‌ نبايد در آنها تغييري‌ ايجاد نمود .
ضيمه‌ II
جهت‌ آشنايي‌ بيشتر با قواعد چگونگي‌ آماده‌ سازي‌ مقاله‌، چندين‌ نمونه‌ از "راهنمائيهايي‌ براي‌ نويسندگان‌" رااز چند مجله‌ مختلف‌ انتخاب‌ و آورده‌ايم‌.

 

منبع : مترجمان :دكتر غريبي،شهرياري تمامي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۶ساعت 23:58  توسط محمد رضا رستمخانی  | 

سیر تاریخی تکوین نظریه های مدیریت

تاریخ

مبتکر یا عامل

ابتکار، اثر، فعالیت، یا رویداد

5000 سال قبل از میلاد

سومریها

تأکید بر ضرورت حفظ سوابق به مثابه یک فن کنترل

4000 سال قبل از میلاد

مصریها

اهتمام به امور طراحی، برنامه ریزی، سازماندهی، و کنترل در ساخت اهرام ثلاثه.

4000 سال قبل از میلاد

چینیها

اقدام به ساخت دیوار بزرگ 1500 مایلی در چین

2700 سال قبل از میلاد

مصریها

تشخیص ضرورت و اهمیت برخورد منصفانه و صادقانه در مدیریت و استفاده از مصاحبه برای روان درمانی.

2600 سال قبل از میلاد

مصریها

استفاده از عدم تمرکز در سازماندهی

2000 سال قبل از میلاد

مصریها

تشخیص ضرورت استفاده از تقاضای مکتوب برای درخواست کارکنان و به کارگیری نیروها و مشاوران ستادی

1800 سال قبل از میلاد

حمورایی

استفاده از مستند سازی و آوردن شاهد برای کنترل؛ تعیین حداقل دستمزد؛ و تشخیص قابل تفویض نبودن مسئولیت.

1491 سال قبل از میلاد

یهودیان

به کارگیری مفاهیم سازمان، خط فرماندهی، و اصل استثناء در مدیریت.

از 1100 تا 600 سال قبل از میلاد

چینیها

تشخیص ضرورت سازماندهی، برنامه ریزی، هدایت و کنترل در مدیریت.

500 سال قبل از میلاد

چینیها

تشخیص اصل تخصص گرایی

500 سال قبل از میلاد

سان تزو

تشخیص ضرورت برنامه ریزی، هدایت و سازماندهی

400 سال قبل از میلاد

کوروش

تشخیص ضرورت توجه به روابط انسانی و مطالعه حرکت سنجی، طراحی جا و مکان، و مدیریت مواد.

400 سال قبل از میلاد

سقراط

توجه به جهان شمول بودن مدیریت.

400 سال قبل از میلاد

گزنفون

تشخیص اینکه مدیریت یک هنر مستقل است.

350 سال قبل از میلاد

یونانیها

ابداع روش علمی برای انجام امور و استفاده از موسیقی برای تنظیم فواصل زمانی انجام کارهای سخت و تکراری.

350 سال قبل از میلاد

افلاطون

تشریح تخصص گرایی در جامعه.

از 336 تا 333 سال قبل از میلاد

اسکندر

استفاده از یک روش سازماندهی با استفاده از نیروهای ستادی، در طول لشکر کشیها.

325 سال قبل از میلاد

کوتی لیا (هند)

تشخیص نیاز به علم و  هنر کشورداری.

175 سال قبل از میلاد

کاتو

استفاده از شرح شغل

50 سال قبل از میلاد

وارو

استفاده از مختصات و شرایط احراز شغل

سال 900 میلادی

فارابی

تدوین مجموعه ای از صفات مشخصه برای رهبر اثر بخش

دهه 1750 میلادی

انگلیسیها

انقلاب صنعتی

سال 1776 میلادی

آدام اسمیت

انتشار کتاب ثروت ملل و تأکید بر اهمیت تقسیم کار و تخصص گرایی.

سال 1822 میلادی

چارلز ببیج

اختراع نخستین ماشین حساب، به مثابه طلایه داری برای رایانه های امروزی

سال 1834 میلادی

رابرت اون

پیشگامی در مدیریت منابع انسانی و هدایت و رهبری جنبش اتحادیه تجارت بریتانیا.

سال 1898 میلادی

مری پارکر فالت

پیشگامی در تأکید بر مزایای مشارکت گروهی و ضرورت تفکر گرایی.

سال 1903 میلادی

فردریک تیلور

انتشار کتاب مدیریت کارگاه

سال 1911 میلادی

فردریک تیلور

انتشار کتاب اصول مدیریت علمی

سال 1913 میلادی

هوگو مانستربرگ (پدر روانشناسی صنعتی)

انتشار کتاب روانشناسی و کارآیی صنعتی

سال 1914 میلادی

فردریک دبلیو. لنچستر

تلاش برای کمی کردن برآوردها در مورد عملیات نظامی و پیش بینی نتایج نبرد بر مبنای توان نیروهای انسانی و تسلیحات جنگی.

سال 1916 میلادی

هنری فایول

انتشار آثار متعددی در مورد اصول مدیریت (به زبان فرانسه)

سال 1864 تا 1920 میلادی

ماکس وبر

ارائه نظریه نقش فرد در سازمان و مدیریت اداری و مدل ایدئال بوروکراسی.

سال 1917 میلادی

هنری ال. گانت

استفاده از نمودار میله ای به مثابه یک روش برنامه ریزی

سال 1923 میلادی

آلفرد پی. اسلون

به کارگیری فنون جدید در مدیریت کارخانه های اتومبیل سازی جنرال موتور و تبدیل آن به یک غول صنعتی

سال 1927 میلادی

التون مایو و همکارانش

پی ریزی جنبش روابط انسانی در مدیریت؛ از طریق مطالعه در مورد رفتار کارکنان کارخانه های وسترن الکتریک در شهر هاتورن

سال 1928 میلادی

لودویک ون برتالانفی

ارائه نظریه سیستمی

سال 1929 میلادی

هنری فایول

ترجمه آثار وی در مورد اصول مدیریت (به زبان انگلیسی)

سال 1936 میلادی

ایلات متحده

پایه گذاری آکادمی مدیریت برای توسعه مطالعات مدیریتی

سال 1938 میلادی

چستر بارنارد

انتشار کتاب کارکردهای مدیر اجرایی و تحلیل نحوه هدایت یک سازمان با تأکید بر عدم ضرورت فرمانروایی از بالا به پایین و مزایای دعوت کارکنان به همکاری

سالهای 1938 الی 1945میلادی

متفقین

استفاده  از فنون تحثیث در عملیات در جنگ

سال 1943 میلادی

آبراهام مزلو

ارائه نظریه سلسله مراتب نیازهای انسانی

سال 1943 میلادی

برل و مینز

انتشار کتاب شرکت سهامی جدید و دارایی خصوصی با تأکید بر اینکه نفوذ صاحبان سهام بر مدیران کاهش یافته است.

سال 1947 میلادی

کرت لوین

ارائه مدل تغییر رفتار فرد

سال 1947 میلادی

هربرت سایمون

انتشار کتاب رفتار اداری با نگاهی علمی به "تصمیم گیری" و "معقولیت نسبی تصمیم".

سال 1948 میلادی

لستر کوچ و جان فرنچ

مطالعه در مورد مسأله مقاومت در برابر تغییر

دهه 1950 میلادی

طرفداران مکتب روابط انسانی

ظهور مکتب روابط انسانی

سال 1951 میلادی

کرت لوین

تأکید بر عوامل محیطی به منزله یکی از عوامل تأیین کننده رفتار.

سال 1952 میلادی

آی بی ام

تولید و توزیع نخستین سیستم پردازش الکترونیکی داده ها

سال 1953 میلادی

کیت دیویس

تشریح اهمیت سازماندهی اطلاعات و ابداع واژه "ارتباطات خوشه ای"

سال 1954 میلادی

پیتر دراکر

انتشار کتاب عمل مدیریت و ترویج نظریه "مدیریت بر مینای هدف"

سالهای 1956 الی 1958 میلادی

شرکت مشاوره مدیریت بوز، آلن و هامیلتون (پرت) جی.ئی.کلی و ام.آر. واکر (سی.پی.ام)

ارائه فنون پرت و سی.پی.ام برای برنامه ریزی

سال 1957 میلادی

کریس آرجریس

انتشار کتاب شخصیت و سازمان و بحث در مورد تضاد میان سیستم و فرد

سال 1959 میلادی

فردریک هرزبرگ

ارائه نظریه دو ساحتی انگیزش

سال 1960 میلادی

داگلاس مک گریگور

ارائه نظریه X و نظریه Y در مورد مفروضات مدیران

دهه 1960 میلادی

ادوارد لورنز

(ریاضی دان)

مطالعاتی که زمینه ارائه نظریه آشوب را فراهم ساخت

سال 1961 میلادی

رنسیس لیکرت

ارائه مدل سیستمهای رهبری با رهیافتی اقتضایی

سال 1962 میلادی

آلفرد چندلر

انتشار کتاب استراتژی و ساختار و مطالبی در مورد نحوه تبعیت طراحی سازمان از استراتژی آن

سال 1963 میلادی

سی. ارت و مارچ

انتشار کتاب نظریه رفتاری شرکت بزرگ و مطالبی در مورد ممانعت "رفتارهای سیاسی درون سازمان" از "دستیابی سازمان به حداکثر سود".

سال 1964 میلادی

رابرت بلیک و جین موتون

ارائه مدل سبک سنج مدیریت

سال 1965 میلادی

جون وودوارد

انتشار یافته هایی در باره تأثیر فن آوری بر ساختار و روشهای سازماندهی.

سال 1969 میلادی

لارنس و لورش

انتشار کتاب سازمان و محیط و توسعه "نظریه اقتضا"

سال 1970 میلادی

جیمز یورک

(ریاضی دان)

مطالعاتی که مبنای نظریه آشوب قرار گرفت

سال 1970 میلادی

نظریه پردازان اقتضایی

ارائه نظریه اقتضایی و تأکید بر "مدیریت و رهبری بر مبنای مقتضیات".

سال 1971 میلادی

شرکت اینتل

تولید و توزیع ریزپردازنده (تراشه کامپیوتر) و توسعه کامپیوترهای شخصی و تسری فن آوری اطلاعات برای استفاده مدیران سطوح مختلف.

سال 1974 میلادی

رابرت جی.هونس و ترنس آرمیشل

ارائه نظریه رهبری مسیر- هدف

سال 1977 میلادی

رزابت ماس کانتر

انتشار کتاب مردان و زنان سازمان و مطالبی در مورد ممانعت سلسله مراتب اداری از پیشرفت خانمها در سازمان

سال 1980 میلادی

صاحب نظران مدیریت

توسعه رشته مدیریت در دو بخش عمده علوم رفتاری و مدیریت راهبردی و استراتژیک

سالهای 1979 و 1980 میلادی

هنری مینتزبرگ

ارائه نظریه نقشها و الگوهای ساختار سازمانی

سال 1981 میلادی

ویلیام توشی و ژوزف ام. جوران

ارائه نظریه z در مورد چگونگی استفاده از سبک مدیریت ژاپنی به وسیله مدیران آمریکایی

سال 1982 میلادی

توماس پیترز

رابرت واترمن

ارائه نظریه کمال مدیریت

سال 1985 میلادی

مایکل پورتر

انتشار کتاب مزیت رقابتی و تشریح اصول اساسی رقابت و تعیین استراتژی

سال 1986 میلادی

ادوارد دمینگ

انتشار کتاب خروج از بحران

سال 1987 میلادی

جانسون و کاپلان

انتشار کتاب روائی از دست رفته و مطالبی در مورد اینکه سودمندی حسابداری برای مدیران کاهش یافته است.

سال 1990 میلادی

پیتر سنج

انتشار کتاب معروف اصل پنجم که موجب شهرت "نظریه یادگیری سازمانی" شد.

سال 1994 میلادی

کلین و پوراس

انتشار کتاب بنا برای بقا و تشریح ارتباط طول عمر یک شرکت با هدفها و میزان بصیرت آن

سال 1998 میلادی

مجموعه ای از مدیران قرن حاضر

اقدام به انتخاب اهبردها و استراتژیهایی برای برخورد با چالشهای قرن آینده.

 

منبع : مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۶ساعت 23:35  توسط محمد رضا رستمخانی  | 

نظریه های مدیریتی

نظریه هدف گذاری

بر اساس نظریه هدف گذاری، اگر برای هر یک از افراد، هدفی معین شود، آنان برای دستیابی به هدفهای مذکور برانگیخته می شوند؛ بنابر این، صرفنظر از نیازها و باورهای انسانها، "محیط" نقش حایز اهمیتی در تعیین هدف و هدایت عملکرد انسانها دارد؛ در واقع نظریه هدف گذاری بر این واقعیت تأکید دارد که "افراد هدفمند؛ بهتر از افراد فاقد هدف کار می کنند" و "افراد دارای اهداف چالش برانگیز، بهتر از افراد دارای اهداف آسان، غعالیت می کنند".

با پیشرفت مطالعات در باره نظریه هدف گذاری، نکات ذیل مورد توجه قرار گرفت:

الف) مواردی که بر چالش انگیزی اهداف اثر می گذارند:

1.  دقت در هدف گذاری- هرچه هدف مشخص تر باشد، احتمال برانگیختن افراد برای عملکرد بهتر، افزایش می یابد؛ حتی اگر اهداف به صورت دقیق و کمی بیان شوند، نتیجه عملکرد بهتر از هنگامی است که به افراد گفته می شود "حداکثر تلاش خویش را بکار گیرند"؛

2.  پذیرش هدف- افراد معمولاً اهداف غیر منطقی و نامعقول را نمی پذیرند؛ زیرا دستیابی به آنها را غیر ممکن می دانند؛ به همین دلیل اخذ پذیرش از افراد برای تحقق سطح معینی از اهداف، حایز اهمیت است؛

3.  امید فرد به کامیابی در تحقق اهداف- هنگام تعیین اهداف چالش برانگیز باید دقت کرد که افراد به کامیابی و تحقق هدف امیدوار باشند؛ یعنی افراد باید بر این باور باشند که می توانند به خوبی از عهده انجام کار برآیند.

ب) عواملی که شدت رابطه میان اهداف و عملکرد را تعدیل می کنند (تعدیل کننده ها):

1. توان فرد- اگر افراد از استعداد، دانش و تجربه کافی برای تحقق هدف، برخوردار باشند، عملکرد آنها بهتر خواهد بود؛

2. تعهد نسبت به هدف- اگر افراد نسبت به هدف تعهد داشته باشند، بی وقفه و پی گیر مترصد تحقق آن خواهند بود؛

3. بازخور- اگر اطلاعات کافی در مورد نحوه پیشرفت افراد در تحقق هدف، در اختیار آنها قرار گیرد، عملکردشان بهبود می یابد؛ ضمن آنکه بهتر است به طور دوره ای توصیه هایی برای بهبود کار به آنها ارائه گردد؛

4. دشواری و پیچیدگی کار- هر چه کار دشوارتر باشد، افراد تلاش بیشتری در جهت کسب هدف انجام می دهند. البته همانطور که در مورد پذیرش هدف گفته شد، هدف باید منطقی و قابل دستیابی باشد.

ج) عواملی که بر سرعت دستیابی به هدف مؤثرند (عوامل میانجی):

1. هدایت و متمرکز ساختن توجه فرد- هدف باید به گونه ای تنظیم شود که رفتارهای افراد را به فعالیتهای ضروری برای نیل به مقصود متمرکز سازد؛

2. تلاش- ساز و کار تلاش و پشتکار تحت تأثیر عوامل متعددی نظیر میزان پیچیدگی کار، میزان چالش برانگیزی آن، توان و تمایل فرد قرار می گیرد؛

3. پایداری- هدف باید بر تمایل بلند مدت فرد به انجام کار، اثر بگذارد تا نتایج مورد نظر تحصیل گردد.

برخی از صاحبنظران نظریه هدف گذاری را از این حیث که فراگرد انگیزش را به صورت ناقص، توصیف می کند و بسیاری از عوامل پویایی مؤثر بر آن را نادیده می گیرد، مورد انتقاد قرار می دهند. پاسخ طرفداران نظریه هدف گذاری آن است که در واقع همه محرکها و عوامل انگیزشی در ویژگیهای شکل دهنده هدف ترکیب می شوند. ولی منتقدان این سئوال را مطرح می کنند که "اگر ابتدا همه عوامل انگیزشی" بر " "پذیرش هدف" اثر می گذارند، پس در مرحله بعد هدف گذاری چگونه می تواند خود به شناسایی و تحریک عوامل انگیزشی بپردازد و به انگیزش بیشتر منجر شود؟. انتقاد دیگر آن است که در نظریه هدف گذری، تفاوتهای فردی نادیده گرفته شده و چنین فرض شده است که اهداف بر همه انسانها بطور یکسان اثر می گذارند؛ در حالی که چنین فرضی قابل قبول نیست. بعلاوه، در نظریه هدف گذاری، رفتارهای محدودی مد نظر قرار می گیرد؛ در حالی که در برخی از نظریه های انگیزش، مجموعه متنوع و گسترده  ای از انتخابها و رفتارها بررسی می شوند.

مورد دیگر این است که در نظریه هدف گذاری به کمیت عملکرد توجه می شود و کیفیت عملکرد نادیده گرفته می شود. ارزش نظریه هدف گذاری برای مدیران، از آن حیث است که مفاهیم ضمنی این نظریه نسبتاً روشن و واضح هستند و به هر حال، هدف داشتن بهتر از بی هدفی است. البته هدفها نباید بطور کلی بیان شوند. هدفها باید مشخص باشند و مورد پذیرش کارکنان قرار گیرند؛ زیرا اگر کارکنان اهداف را بپذیرند، برای تحققشان تلاش خواهند کرد. مدیران نیز باید با استفاده از بازخور و فراهم ساختن محرکهای خارجی در جهت تحصیل اهداف بکوشند. نکته آخر اینکه از مقبولیت نظریه "مدیریت بر مبنای هدف" نیز می توان استنباط کرد که در واقع هدفگذاری بطور شهودی و فطری برای انسانها جذاب است.

 

منابع:

مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات

نظریه برابری

 

در این نظریه، ضمن تأکید بر اهمیت احساس عدالت کارکنان نسبت به منصفانه بودن رفتار سازمان با آنها، چنین ادعا می شود که اگر کارکنان احساس کنند با آنها ناعادلانه برخورد شده است، برانگیخته می شوند تا عدالت را برقرار سازند. در ویرایش جدید نظریه برابری که بوسیله آدامز ارائه شده است، چنین اظهار می شود که افراد "دریافتی خود" را با "دریافتی دیگران از سازمان"، مقایسه می کنند؛ اگر با این مقایسه به این نتیجه برسند که برخورد سازمان با کارکنان به طور نسبی غیر منصفانه است، احساس بی عدالتی کرده، برای کاهش این بی عدالتی تلاش می کنند.

البته افراد می پذیرند که کارکنان توانمندتر، دریافتی بیشتری داشته باشند، مشروط بر آنکه کار بیشتری نیز انجام دهند یا برای انجام کار (از حیث سطح دانش و تجربه) واقعاً آماده تر باشند.

نظریه برابری از این حیث که رهنمود مشخص و معینی برای برقراری عدالت ارائه نمی کند، مورد انتقاد قرار گرفته است. بر اساس مطالعات انجام شده، افرادی که احساس بی عدالتی می کنند، ممکن است برای کاهش بی عدالتی، یکی از راههای ذیل را انتخاب کنند:

1.  میزان آورده های خود را تغییر دهند؛ برای مثال انرژی کمتری صرف کار کنند یا از میزان تلاش خود بکاهند؛

2.  برای تغییر نتایج یا دریافتی خود از سازمان تلاش کنند؛ برای مثال، تقاضای افزایش حقوق یا ارتقاء کنند؛

3.  با توجیه وضع موجود، آورده ها یا دریافتیهای خود را از حیث شناختی، مجدداً ارزیابی کنند؛ برای مثال، بگویند "آخر من هم واقعاً سخت کار نکردم، پس نباید دریافتی بیشتری داشته باشم"؛

4.  سازمان را ترک کنند؛ به این ترتیب که یا غیبتهای خود را افزایش دهند یا سرانجام استعفا دهند؛

5.  بر سایر افراد مورد نظر و مورد مقایسه خود اثر گذاشته، از آنان بخواهند تا خیلی سخت تلاش نکنند؛

6.  افراد مورد مقایسه خود را تغییر دهند؛ برای مثال به جای مقایسه خود با افراد سایر بخشهای سازمان، خود را با افراد واحدهای خودشان مقایسه کنند. نتایج پژوهشهای انجام شده حاکی از آنند که در صورت عدم تحقق خواسته های افراد، معمولاً آنها شدیدترین واکنش (یعنی ترک خدمت) را انتخاب می کنند.

ارزش عمده نظریه برابری برای مدیران در آن است که این نظریه اهمیت "فراگردهای مقایسه اجتماعی" را برجسته می سازد و تأکید می کند که افراد همواره خود را در متن جامعه و در مقایسه با دیگران، ارزیابی می کنند؛ از این رو مدیرانی که برای برخورد با مسأله "احساس بی عدالتی"، از راه حلهای موقت استفاده می کنند، با مشکلات جدی مواجه می شوند. فایده دیگر نظریه برابری آن است که مدیران را متوجه این امر می سازد که اگر اطلاعات دقیق در باره آورده ها و دریافتیهای هر فرد، و آورده ها و دریافتیهای دیگران در اختیار کارکنان قرار گیرد، آنها ارزیابیهای صحیح تری از وضع موجود خواهند داشت. البته باید توجه شود که اگر کارکنان به اطلاعات دقیق در باره دیگران دست یابند، دیگر نمی توانند "احساس بیعدالتی" را با دلیل تراشی برای خود، کاهش دهند.

 

منابع:

مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات

نظریه انتظار

 

بر اساس این نظریه، انگیزه هر عمل، و علت بروز هر رفتار خاص تحت تأثیر موارد ذیل معین می شود:

الف) انتظار افراد از نتایج (پاداش یا تنبیه) حاصل از یک رفتار معین (انتظار قبولی در آزمون در نتیجه درس خواندن)؛

ب) جذابیت آن نتایج در ارضاء نیازهای افراد مذکور (میزان مطلوبیت قبولی در آزمون برای فرد)؛

ج) اعتقاد به امکانپذیری تحقق نتیجه (اعتقاد به اینکه حتماً از طریق مطالعه می توان قبول شد).

بنابر این انگیزش نتیجه ادراکی است که با مقایسه آنچه افراد انتظار کسب آن را دارند و آنچه واقعاً بدست می آورند، برایشان حاصل می شود. طبق این نظریه افراد هنگامی اقدام به عمل می کنند که هم احتمال دستیابی به نتیجه مطلوب وجود داشته باشد و هم نتیجه مذکور به اندازه کافی انگیزنده و مشوق آنها باشد؛ به این ترتیب هنگامی که احتمال کسب نتیجه مطلوب از رفتار مورد نظر کم است و جذابیت نتیجه مورد نظر نیز ناچیز است، احتمال انتخاب آن رفتار کاهش می یابد. بنابر این انگیزه انجام کار، به "نتیجه مورد انتظار" و "جذابیت آن نتیجه" بستگی دارد.

انگیزش افراد تابعی است از "جذابیت نتایج" و "اعتقاد به اینکه کوشش فرد به انجام کار منجر می شود" و "انجام کار به نتیجه مطلوب ختم می شود". مفهوم "جذابیت نتایج" بر شدت نیازی که به وسیله این نتایج برآورده می گردد، دلالت دارد. بنابر این نظریه، میزان تلاش افراد از طریق رابطه ذیل قابل محاسبه است:

 

M = ( E ® P ) ´ å [ ( P ® O ) ´ V ]

میزان تلاش و کوشش M =

میزان اعتقاد به اینکه تلاشها به انجام کار منجر خواهد شد = ( E ® P )

میزان اعتقاد به اینکه انجام کار به نتیجه مطلوب می انجامد = ( P ® O )

میزان جذابیت نتیجه = V

 

استفاده از نماد å بر احتمال اقدام فرد از طرق گوناگون برای رسیدن به نتایج گوناگون دلالت دارد. بنا بر رابطه فوق، میزان تلاش تابع احتمال انجام کار، احتمال تحقق هدف، و درصد مطلوبیت و جذابیت نتیجه است. بنابر این عملکرد تابعی از انگیزش، توانایی، و تلاش است. همچنین رضایت، تابعی از "نتایج کسب شده" و "تصوری که فرد از میزان رعایت عدالت و انصاف در سازمان دارد" محسوب می شود.

پاداشها بر دو نوعند: پاداشهای درونی  و پاداشهای خارجی. برای مثال، پاداشهای درونی شامل مواردی نظیر چالشی بودن کار، تشخیص و احساس هویت به موجب انجام کار، و پیشرفت علمی در حین انجام کار می شود؛ در حالی که پاداشهای خارجی مواردی نظیر پول، مقام و موقعیت را در بر می گیرد.

علاوه بر موارد فوق، قضاوت افراد در میزان عادلانه بودن رفتار سازمانت با کارکنان حائز اهمیت فراوان است. یعنی اگر فرد احساس کند که رفتار سازمان با وی با رفتار سازمان با سایر کارکنان برابر است، پاداش دریافتی را منصفانه قلمداد می کند.

نکته دیگر آن است که در نتیجه ارضاء نیازها، اعتقاد به مثمر ثمر بودن کوششها، از حیث "منجر شدن کوشش به نتیجه جذاب" تقویت می شود و بدین ترتیب انگیزه فرد برای کوششهای بعدی را تحت تأثیر قرار می دهد. استمرار فعالیت این چرخه بازخور، بتدریج موجب بهبود کیفیت عملکرد می شود. مدیران اجرایی باید توجه کنند که سیستم پاداش باید متناسب با "اهداف کارکنان" و "توان و تمایل" آنها طراحی شود.

 

منابع:

مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات

 

نظریه تقویت و اصلاح رفتار

 

یکی از مشهورترین نظریه های تبیین کننده فراگرد انگیزش، نظریه تقویت و اصلاح رفتار است. در این نظریه دو نوع رفتار از هم متمایز می شوند: رفتارهای واکنشی (غیر ارادی) و رفتارهای کنشی (ارادی). در نظریه تقویت تأکید می شود که باید رفتارهای ارادی انسانها را مورد توجه قرار داد؛ به این ترتیب که پس از متمایز ساختن رفتارهای ارادی مفید از رفتارهای ارادی بی فایده یا مضر، باید رفتارهای ارادی مفید را تقویت کرد و رفتارهای بی فایده یا مضر را تضعیف کرد یا آنها را حذف نمود. این فراگرد "بررسی" و "تقویت یا حذف" رفتار را اصطلاحاً "اصلاح رفتار" می نامند. در این نظریه توجه ویژه ای به مفاهیم "تقویت" و "تنبیه" می شود. منظور از "تقویت"، عملی است که احتمال تکرار یک رفتار را افزایش می دهد. مانند قدردانی از کودکان، به خاطر استفاده از جمله های مؤدبانه در مکالمه های روزمره؛ برای مثال هنگامی که یک کودک تقاضای خود را با عبارتهایی نظیر "لطفاً" یا "خواهش می کنم" آغاز می کند، تشویق کردن باعث تکرار این عبارتها در مجموع سخنان وی خواهد شد.

تقویت ممکن است از طریق حذف یک حالت منفی نیز ایجاد شود؛ برای مثال هنگامی که انسان دچار پادرد ناشی از خستگی می شود، ممکن است با قرار دادن پا در آب داغ، درد پای خود را کاهش دهد و به احساس آرامش دست یابد؛ بنابر این آرامش حاصل از "کاهش درد" او را بر می انگیزد تا در موارد مشابه بعدی نیز این رفتار (قرار دادن پا در آب داغ) را تکرار کند؛ ولو اینکه ابتدا مجبور باشد سوزش پا در آب داغ را تحمل کند؛ بنابر این این تقویت یا از طریق برطرف کردن یک وضعیت منفی مانند درد پا (تقویت منفی) یا از طریق ایجاد یک نتیجه مثبت مانند ارائه پاداش به کودک (تقویت مثبت) انجام می شود. در هر دو حالت، احتمال تکرار "عمل تقویت شده" افزایش می یابد.

منظور از "تنبیه"، عملی است که احتمال تکرار یک رفتار را کاهش می دهد؛ برای مثال، اگر کسی بر اثر تماس دست با یک بخاری داغ، دچار سوختگی شود، احتمال اینکه دوباره به آن دست بزند کاهش می یابد.

منظور از "نادیده گرفتن" یا "چشم پوشی"، متوقف ساختن تقویتی است که قبلاً صورت می پذیرفت؛ برای مثال بچه دو ساله ای را در نظر بگیرید که به دلیل به کار بردن یک واژه نامناسب، توسط پدر و مادر تشویق می شود. ممکن است پدر و مادر، این رفتار کودک دو ساله را نشانه تیز هوشی او بدانند و این رفتار او را تقویت کنند؛ ولی هنگامی که همین کودک در سن شش سالگی همان واژه را به کار می برد.دیگر تشویق نمی شود، زیرا در این سن به کار بردن واژه مذکور نشانه تیز هوشی به شمار نمی آید. در نتیجه، پدر و مادر آن را نادیده می گیرند و به دلیل قطع شدن تقویت مثبت، آن رفتار کودک ترک می شود.

اسکینر بر این باور است که بهترین رهیافت در انگیزش، همراه کردن تقویت مثبت با "چشم پوشی" است؛ بدین ترتیب که به رفتارهای مطلوب پاداش داده شود و رفتارهای نامطلوب نادیده گرفته شوند؛ زیرا تنبیه مسائل دیگری مانند ایجاد خصومت و رنجش را به همراه دارد؛ در واقع استفاده صرف از تنبیه، این پیام را به کارکنان می دهد که چه کارهایی را نباید انجام دهند؛ ولی برای آنچه که باید انجام دهند بندرت آنها را راهنمایی می کند.

جدول زمان بندی تقویت- گاهی می توان متعاقب انجام هر عمل، آن را تقویت کرد؛ برای مثال فروشنده کالا در ازاء هر کالایی که می فروشد، درصدی دریافت می دارد. ولی این کار برای تقویت همه فعالیتها امکانپذیر نیست؛ بنابر این معمولاً مدیران از یکی از برنامه های زمان بندی ذیل برای تقویت استفاده می کنند: 1) تقویت با فواصل ثابت؛ 2) تقویت با فواصل متغییر؛ 3) تقویت با نرخ ثابت؛ 4) تقویت با نرخ متغیر. هر کدام از این برنامه های زمان بندی برای تقویت، مزایا و معایب خاص خود را دارند و از قابلیتهای ویژه ای برای استفاده مطلوب در موقعیتهای خاص خود، برخوردارند؛ برای مثال گاهی اوقات ماهیت کار به گونه ای است که باید برای حضور کامل فرد در طول یک ماه حقوق و پاداش در نظر گرفته شود؛ در چنین مواردی استفاده از برنامه های زمان بندی دیگر مؤثر نخواهد بود و باید از برنامه تقویت با فواصل ثابت استفاده شود؛ مانند تقویت کارکنان دفتری در بانکها. اگر ماهیت کار به گونه ای باشد که تکرار عمل (تولید) مورد نظر باشد می توان از تقویت با نرخ ثابت استفاده کرد؛ مانند تقویت کارگران صحاف کتاب، در برابر هر جلد کتاب صحافی شده. همچنین می توان فراخور بودجه مؤسسه، میزان پاداش را در هر بار افزایش، با رعایت یک میانگین معین، متغیر ساخت و از برنامه تقویت با نرخ متغیر استفاده کرد. در مورد کارکنانی نظیر کارکنان بانک، اگر بودجه ویژه ای برای ارائه پاداش اضافی (علاوه بر حقوق و پاداش ماهانه) در نظر گرفته شود، می توان در فواصل متغیر نیز به تقویت رفتار کارکنان پرداخت؛ برای مثال، ممکن است رفتار فردی دوبار در یک ماه تقویت شود و رفتار افرادی نیز در هر سه ماه فقط یک بار تقویت گردد.

مدیران اثر بخش از مجموعه متنوعی از برنامه های زمان بندی تقویت استفاده می کنند تا به هدفهای گوناگون خود نایل گردند. برای مثال اگر هدف تشویق یادگیری سریع باشد، از برنامه تقویت با نرخ ثابت استفاده می شود و اگر هدف حفظ رفتار در بلند مدت باشد از برنامه تقویت با نرخ متغیر استفاده می شود. سیستم پاداشی که بتواند به رفتارهای مطلوب پاداش دهد و رفتارهای نامطلوب را حذف کند، می تواند به تغییر رفتار کارکنان کمک کند. با ارائه بازخور عملکرد کارکنان به آنان، می توان موجب تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس در آنان شد؛ در این صورت کارکنان رفتارهایی را بروز خواهند داد که سبب دریافت بازخور مثبت گردد. بازخور باید با رفتارهای مطلوب سازمان مرتبط شود؛ برای مثال اگر حضور کارکنان برای سازمان مهم است، باید به کارکنانی که حضور بیشتری دارند، بازخور مثبت بدهد. اگر سازمان فقط به افرادی که زیاد غیبت می کنند، بازخور منفی بدهد (آنان را تنبیه کند)، حضور خوب سایر افراد نادیده گرفته می شود؛ در واقع، ارائه بازخور منفی، برای تقویت رفتارهای مطلوب فایده ای ندارد.

نظریه تقویت و اصلاح رفتار از جهات متعددی مورد نقد قرار گرفته است:

برخی از صاحب نظران بر این باورند که نظریه تقویت تفاوتهای فردی را در نظر نمی گیرد و با افراد به گونه ای برخورد می کند که گویا برای همه آنان یک نوع پاداش معین، ارزش مساوی دارد. البته این انتقاد به مفاهیم مبنایی "نظریه تقویت" مربوط نمی شود، بلکه چگونگی استفاده از نظریه مذکور را مد نظر دارد.

انتقاد دیگری که در مورد این نظریه مطرح می شود آن است که نظریه تقویت و اصلاح رفتار، نقش انگیزه های درونی افراد در انگیزش آنان را نادیده گرفته است؛ در حالی که انگیزاننده های درونی، فراگرد انگیزش را بشدت تحت تأثیر قرار می دهند.

انتقاد دیگر آن است که در نظریه اصلاح رفتار چنین فرض می شود که "رفتارها فقط باید با محرکهای خارجی تقویت شوند"؛ در حالی که با چنین فرضی، پویاییهای شناختی افراد نادیده انگاشته می شود. نظیر مواردی که انسانها از رفتارهای مثبت یا از خطاهای دیگران درس می گیرند. یادآوری می شود که نظریه معرفت پذیری اجتماعی نیز این نقد را تأیید می کند. چهارم اینکه، نظریه تقویت و اصلاح رفتار، اهمیت نقش هنجارهای گروهی و تأثیر پویایی گروه بر رفتار را نادیده گرفته است؛ در حالی که گاهی اوقات رفتار افراد بشدت تحت تأثیر هنجارهای گروهی قرار می گیرد. پنجم اینکه، برخی از صاحب نظران بر این باورند که تقویت رفتار بر اساس این نظریه، فقط به ایجاد تغییرات موقت در رفتار انسانها می انجامد؛ از این رو تقویت باید به طور مستمر صورت پذیرد و به این ترتیب دستیابی به تغییرات پایدار در رفتار دشوار خواهد بود.

 

منابع:

مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات

نظریه عوامل بهداشت روانی و انگیزاننده ها

 

در این نظریه چنین فرض می شود که آدمی با عوامل مؤثر بر رضایت شغلی خویش، برخوردی دوگانه دارد. گاهی در اثر فقدان برخی از عوامل، احساس عدم رضایت می کند و در صورت فراهم آمدن عوامل و شرایط مذکور احساس عدم رضایت وی کاهش می یابد؛ به طوری که بتدریج به بی تفاوتی وی نسبت به موضوع مورد نظر می انجامد.

این مجموعه از عوامل را ((حافظ وضع موجود)) یا ((نگهدارنده)) یا ((تأمین کننده بهداشت روانی)) می نامند؛ برای مثال، تشنگی از حالتهای غیر قابل تحملی است که به شدت موجودات زنده را تحت تأثیر قرار می دهد و هرگاه بروز کند، سایر نیازهای آدمی تحت الشعاع آن قرار می گیرد؛ ولی اگر با نوشیدن آب فرونشیند، نیاز به آب کاهش می یابد؛ به طوری که انسان نسبت به اهمیت آن بی تفاوت می شود؛ ولی عدم وجود آن فرد را به تکاپو وامی دارد. افراد رفع این گونه نیازها را جزء حقوق طبیعی و مسلم خود می دانند، این نیازها معمولاً به عوامل خارج از شغل مربوط می شوند. نظیر نیاز به غذا یا امنیت که عدم ارضاء آنها، انسان را ناراضی می سازد، ولی ارضای آنها وی را به فعالیت بیشتر بر نمی انگیزد(افراد نسبت به ارضاء آنها بی تفاوتند). در کنار این نیازها، نیازهای دیگری وجود دارند که افراد نسبت به عدم ارضاء آنها بی تفاوتند (ناراضی نمی شوند)، ولی در صورت ارضاء آنها برانگیخته می شوند و به حد مطلوبی از رضایت دست می یابند. این نیازها معمولاً به وسیله عوامل درونی شغل رفع می گردند؛ نظیر مسئولیت بیشتر، پیشرفت در کار، کسب موفقیت و شناسایی و تحسین به خاطر حسن انجام کار. اگر این گونه رضایتمندیها به نحو مطلوبی از طریق عوامل داخلی شغل حاصل گردند، تثبیت خواهند شد. با توجه به این تفکیک بین عوامل ایجاد رضایت و عوامل ایجاد نارضایتی، مدیر می تواند برای کاهش نارضایتی و افزایش انگیزه و رضایت شغلی اقدام کند. بدین ترتیب بهسازی محیط کار برای حفظ وضع موجود مفید است، ولی برای انگیزش کارکنان در جهت تحقق وضع مطلوب، کفایت ندارد. برای نیل به وضع مطلوب، باید کارکنان را با استفاده از انگیزنده هایی نظیر کسب موفقیت ترغیب کرد. چنین برخوردی با کارکنان می تواند منجر به تحول شگرفی در بهره وری نیروی انسانی گردد.

 

منابع:

مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات

نظریه نقشهای مدیریتی

 

اساس نظریه نقشهای مدیریتی آن است که باید با ملاحظه آنچه مدیر انجام می دهد، فعالیتها یا نقشهای وی را معین کرد. مینتزبرگ با مطالعه منظم فعالیتهای مدیران اجرایی پنج سازمان متفاوت، نتیجه می گیرد که مدیر برای انجام وضایف برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، و کنترل به فعالیتهای گوناگونی می پردازد. وی معتقد است که مدیر نقشهای ذیل را ایفا می کند:

الف) نقشهای متقابل شخصی

1. رئیس تشریفات (انجام وظایف اجتماعی و تشریفاتی به منزله نماینده سازمان)؛

2. رهبر؛

3. رابط (بویژه در مواجهه با افراد خارج از سازمان).

ب) نقشهای اطلاعاتی

1. گیرنده (اخذ اطلاعات مربوط به عملیات یک واحد سازمانی)؛

2. نشر دهنده (ارائه اطلاعات به کارکنان)؛

3. سخنگو (انتقال اطلاعات به خارج از سازمان).

ج) نقشهای تصمیم گیری

1. سوداگری؛

2. آشوب زدایی؛

3. تخصیص دهنده منابع؛

4. مذاکره کننده.

البته نباید وظایف مدیریتی نادیده گرفته شوند؛ در واقع نقشهایی که مینتزبرگ مطرح می سازد، جلوه هایی از بسیج منابع، برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، و کنترل محسوب می شوند؛ نا گفته نماند که نقشهای متقابل شخصی، در نتیجه اختیارات رسمی و همراه با منصب و مقام مدیر پایدار می شوند و بر تعامل مدیر با افراد داخل و خارج سازمان دلالت دارند و زمینه ساز ایفای نقشهای اطلاعاتی محسوب می شوند؛ به این ترتیب به دلیل افزایش امکان دسترسی مدیر به اطلاعات مورد نیاز در سازمان، زمینه ایفای نقشهای تصمیم گیری را فراهم می کند تا مدیر بتواند برای حل مسائل و یا استفاده از فرصتها، به نحو مطلوبتری تصمیم بگیرد.

آدزیس برای اداره مؤثر هر سازمان، اهتمام مدیر به ایفای نقشهای چهارگانه تولیدی، اجرایی، ابداعی، و ترکیب کنندگی را لازم می داند. هر یک از این نقشها، با یکی از خرده سیستمهای "سیستم اجتماعی" ارتباط دارد؛ توضیح اینکه، هر سازمان بازرگانی، صنعتی، یا اداری یک سیستم اجتماعی است و بیشتر سیستمهای اجتماعی از خرده سیستمهای به هم پیوسته متعددی تشکیل شده اند؛ نظیر خرده سیستمهای "انسانی- اجتماعی"، "اداری- ساختاری"، "اطلاعاتی- تصمیم گیری"، "فن آوری- اقتصادی".

در نقش تولیدی مدیر باید نتایجی برابر با رقیب، یا بهتر از آن کسب کند. میزان شایستگی هر مدیر موفق و مؤثر، وابسته به میزان دانش حرفه ای وی در مورد کارش است؛ خواه رشته کاری وی بازاریابی باشد، خواه مهندسی، خواه حسابداری یا یک رشته دیگر. مدیر در نقش تولیدی در چهار چوب خرده سیستم "فن آوری- اقتصادی" فعالیت می کند.

پرکار بودن و داشتن مهارت فنی، برای موفقیت مدیر کافی نیست. مدیر باید علاوه بر مهارت فنی و پشتکار، توان هدایت و استفاده از افراد خود را داشته باشد؛ یعنی باید مراقب باشد که این افراد نیز به طور مفید به کار گرفته شوند. مدیر در نقش اجرایی خود، برنامه زمانبندی شده ای تهیه می کند و به ایجاد هماهنگی، اعمال کنترل، و برقراری انضباط می پردازد. مدیر باید مراقب باشد تا سیستم به گونه ای کار کند که برای آن طراحی شده است. مدیر در نقش اجرایی، در چهارچوب خرده سیستم "اداری- ساختاری" فعالیت می کند.

مدیرانی که در محیطهای پویا فعالیت می کنند باید بتوانند در ضمن ایفای نقشهای تولیدی و اجرایی خود، با بهره گیری از قدرت تشخیص و نوآوری، برای تصحیح و تغییر اهداف و ویژگیهای نظام اجرایی موجود اقدام کنند. در این نقش مدیر باید فردی مبدع و مبتکر باشد. مدیران مبتکر بر خلاف مدیرانی که صرفاً اجرا کننده اند، برنامه عملیاتی خود را تنظیم می کنند و روشهای اجرایی مناسب را بر می گزینند. مدیر در نقش ابداعی، در چهار چوب خرده سیستم "اطلاعاتی- تصمیم گیری" فعالیت می کند.

ایفای مجموعه نقشهای تولیدی، اجرایی، و ابداعی نیز برای موفقیت در انجام وظایف مدیریتی کافی نیست؛ زیرا بسیار اتفاق می افتد که یک سازمان موفق پس از کناره گیری مدیر مبتکر و خلاق خود سقوط می کند؛ برای آنکه سازمان همواره موفق باشد، مدیر باید نقش دیگری را نیز ایفا کند. این نقش، نقش ترکیبی است. مدیر در نقش ترکیبی، راهبردها و استراتژیهای فردی را به راهبرد گروهی، مخاطرات فردی را به مخاطرات گروهی، اهداف فردی را به اهداف گروهی، و ابتکارات فردی را به ابتکارات گروهی مبدل می کند. هرگاه یک گروه بتواند با اتکا به جمع خود و با تعیین اهداف روشن برای خود فعالیت کند، می توان گفت که مدیر آن گروه نقش ترکیبی را به طور مناسبی ایفا کرده است. ایفای نقش ترکیبی مستلزم وجود مدیری است که به نیازهای افراد خود واقف و نسبت به ارضاء آن نیارها کوشا باشد. چنین فردی می تواند کل سازمان را در جهت تحقق اهداف و راهبردهای آن متحد سازد. مدیر در نقش ترکیبی؛ درچهارچوب خرده سیستم "انسانی- اجتماعی" فعالیت می کند.

آدزیس بر این باور بود که اگر مدیر فقط به ایفای یکی از چهار نقش مذکور بپردازد، سبک مدیریت وی نادرست و نامطلوب خواهدبود. البته وی معتقد بود که مدیران اندکی وجود دارند که می توانند هر چهار نقش مدیریتی را به طور کامل ایفا کنند و در مدیریت خود از سبکی صحیح و درست بهره گیرند؛ زیرا این مدیران باید هم از تخصص فنی بالا، هم از قدرت اجرایی کافی، هم از توان ابداع و ابتکار مطلوب، و هم از قدرت ترکیب کنندگی لازم برخوردار باشند؛ به همین دلیل بندرت ممکن است مدیری پیدا شود که بتواند همه نقشهای مذکور را خودش ایفا کند. در واقع فراگرد مدیریت، باید برای ایفای نقشهای نسبتاً متضاد، ولی ممکن، چندین نفر را به کار گیرد؛ ولی نقش ترکیبی، نقشی است که همه مدیران ناگزیر از ایفای آنند؛ یعنی اگر یک مدیر توان ایفای نقشهای تولیدی، اجرایی، و ابداعی را نداشته باشد، می تواند از دیگران کمک بگیرد، ولی نقش ترکیبی را باید خودش عهده دار شود. اگر این نقش توسط مدیر ایفا نگردد، وی به فردی "سوداگر"، "بحران آفرین"، "بیش از حد مقرراتی" و "پرکار و تک رو" تبدیل خواهد شد.

 

منابع:

مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات

واژه های "علم مدیریت" و "تحقیق در عملیات" اغلب به جای یکدیگر به کار می روند و بر کاربردهای علمی فنون ریاضی در حل مسائل مدیریتی دلالت دارند. آغاز استفاده از تحقیق در عملیات، به جنگ جهانی دوم بر می گردد. در آن عصر، از گروهی از دانشمندان برجسته خواسته شده بود تا مسائل عملیاتی پیچیده ای که ارتش انگلیس با آنها مواجه بود را حل کنند. دانشمندان مذکور که نوعاً از فیزیکدانان و سایر دانشمندان علوم دقیقه تشکیل شده بودند، در تیمهایی سازماندهی شدند. این تیمها که نخستین گروههای تحقیق در عملیات بودند، ضمن استفاده از روشهای علمی برای حل مسائل مذکور، به ترتیب زیر عمل می کردند:

1.     مشاهده منظم رفتار سیستمی که برای حل مسأله مورد بررسی قرار می گیرد.

2.  طراحی یک مدل یا چهارچوب کلی بر مبنای مشاهده های منظم؛ به گونه ای که بتوان با استفاده از مدل مذکور، پیامدهای ایجاد تغییر در سیستم را پیش بینی کرد؛

3.     پیش بینی رفتار سیستم با استنباط از مدل کلی رفتار سیستم به هنگام مواحهه با تغییرات؛

4.     آزمایش مدل طراحی شده برای ارزیابی سیستم واقعی.

گروههای تحقیق در عملیات با استفاده از روشهای علمی برای حل مسائل مدیریتی به موفقیتهای قابل توجهی نایل گردیدند.

برخی از صاحب نظران، علم مدیریت یا تحقیق در عملیات را چنین تعریف می کنند: تحقیق در عملیات رهیافتی است که کاربردهای روشهای علمی را برای حل مسائل که در عملیات سازمان پدیدار می شوند، تجویز می کند؛ با این ترتیب که از طریق تعریف معادلات ریاضی بیانگر سیستم، زمینه حل آنها را فراهم می آورد.

علم مدیریت کاربردهای متنوعی دارد. برخی از کاربردهای متداول آن عبارتند از:

1.     پیش بینی های ریاضی- برای تعمیم روند گذشته به آینده و استفاده در فراگرد برنامه ریزی؛

2.  مدل سازی موجودی انبار- برای کنترل موجودی و تعیین مقدار سفارش و نقطه سارش مجدد اقلام مورد نیاز؛

3.     برنامه ریزی خطی- برای تخصیص منابع کمیاب به مصارف گوناگون؛

4.  نظریه صف- برای تخصیص نیروی انسانی خدماتی یا ایستگاههای کاری به منظور به حداقل رساندن زمان تأخیر و هزینه ارائه خدمت به مشتریان؛

5.  مدلهای شبکه- برای تفکیک کارهای بزرگ و طرحههای پیچیده به اجزای کوچکتر، به منظور فراهم آوردن امکان تجزیه وتحلیل، برنامه ریزی و کنترل بهتر پروژه ها و طرحهای پیچیده؛

6.  شبیه سازی- برای تسهیل مدل سازی مسائل و آزمون راه حلهای گوناگون، تحت مفروضات متفاوت.

روشها و فنونی که تحت عنوان رهیافت کمی به مدیریت مطرح می شوند از ویژگیهای ذیل برخوردارند:

1.     تمرکز بر تصمیم گیری برای نیل به اهداف غایی فعالیتهای مدیریتی؛

2.     استفاده از شاخصهای اقتصادی تصمیم گیری، مانند هزینه، درآمد، و نرخ بزاگشت سرمایه؛

3.     استفاده از مدلهای ریاضی با در نظر گرفتن قواعد و روابط کمی پیچیده؛

4.     استفاده از رایانه برای پردازش سریع اطلاعات در مقدار زیاد.

 

منابع:

مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات

مدیریت علمی

 

در دهه 1880 میلادی فردریک تیلور مطالعات خود را در زمینه زمانسنجی و حرکت سنجی، به مثابه راهی برای تعریف و بهینه سازی "واحدهای مستقل نیروی کار تخصصی" آغاز کزد. مشهورترین تجربه آغازین وی با جابه جایی مواد در کارخانه ذوب آهن سر و کار داشت که توسط افراد و به وسیله بیل انجام می شد. تیلور با بررسی این فعالیتها دو نتیجه ذیل را بدست آورد:

1. اگر برای حمل مواد، در کنار هر توده سنگ آهن، ذغال سنگ، یا گدازه (تفاله) آهن یک نفر قرار بگیرد، کارآیی افزایش می یابد (در مقایسه با هنگامی که یک نفر بخواهد همه آنها را بتنهایی جا به جا کند)؛ البته به شرط آن که محوطه کارخانه به اندازه کافی بزرک باشد تا همه افراد بتوانند همزمان مشغول به کار باشند.

2. استفاده از بیلهایی با اندازه های متفاوت، فراخور جا به جایی انواع توده های مواد، کارآیی را افزایش می دهد؛ به این ترتیب که از بیلهای کوچک برای جا به جایی سنگ آهن سنگین استفاده شود (به گونه ای که افراد دیرتر خسته شوند) و از بیلهای بزرگ برای جا به جایی گدازه های سبکتر استفاده گردد (به گونه ای که بتوان مواد بیشتری را با حرکت جابخ جا کرد)؛ البته این کار تا زمانی مقرون به صرفه خواهد بود که قیمت بیل به اندازه کافی ارزان باشد؛ یعنی در مجموع از قیمت نیروی کار قابل صرفه جویی در جا به جایی مواد، به ازاء هر نفر در روز، کمتر باشد.

هر دو یافته تیلور، بر اهمیت تلاش برای یادگیری و جایگزینی فن آوری صحه می گذارند.

تیلور در سال 1911 میلادی کتاب اصول مدیریت علمی را منتشر ساخت. وی در این کتاب متذکر می گردد که "بهتر آن است که هدف اصلی مدیریت، به حداکثر رساندن کامیابی کارفرما و کارمند باشد". تیلور که "پدر مدیریت علمی" نیز نامیده می شود، بر این باور بود که بسیاری از کارکنان هم عصرش، کمتر از ظرفیت واقعی خود کار می کنند. او تصور می کرد که این مسئله با اتخاذ رهیافتی منظم، مبتنی بر هدایت و حمایت کارکنان توسط سرپرستان و ارضاء نیازها و انگیزه های پولی کارکنان قابل حل است. تیلور چهار اصل ذیل را به عنوان "اصول مدیریت علمی" پیشنهاد کرد:

1-  مدیریت باید علمی باشد. در این اصل روش علمی جانشین روش تجربه و خطا می گردد. تیلور معتقد بود که با مطالعه علمی کار باید کوشید بهترین روش انجام کار را پیدا و به صورت دستورالعمل به کارکنان ابلاغ کرد. مطالعه علمی کار، شامل حرکت سنجی و زمان سنجی و تعیین استانداردهای تولید و کارکرد بر اساس آن است.

2-  انتخاب کارکنان باید اساس علمی داشته باشد. با استفاده از روشها و فنون علمی افرادی باید برای کار انتخاب شوند که مهارت و توانائیهای لازم برای انجام مؤثر و موفقیت آمیز آن را داشته باشند.

3-     آموزش و تربیت کارکنان باید جنبه علمی داشته باشد.

4-  روابط نزدیک و دوستانه و روحیه همکاری باید بین مدیریت و کارکنان وجود داشته باشد.با توجه به این اصل کار و مسئولیت باید به طور مساوی میان مدیران و کارکنان تقسیم شود. برنامه ریزی و کارهای فکری را مدیران و کارهای جسمی را کارکنان انجام دهند.

تیلور کوشید تا با استفاده از فنون علمی، بهره وری افراد در کار را بهبود بخشد. با اعمال این چهار اصل در کارخانه فولاد بتلهم، تیلور توانست با همان وسایل و تجهیزات قبلی بازده کار یک کارگر را از 5/12 تن آهن در روز به 5/42 تن افزایش دهد. اعمال این اصول در بخشهای دیگر کارخانه بتلهم نیز به کاهش زیاد هزینه ها و افزایش چشمگیر تولید و کارآیی منجر گردید. نتایج علمی بیشتر تلاشهای تیلور را می توان در بسیاری از محیط های مدیریتی امروز مشاهده کرد.

لازم به ذکر است که تیلور نسبت به جنبه های اجتماعی کار دیدگاه منفی داشته است. زیرا اصولاً کار گروهی را مفید نمی دانست و معتقد بود هر وقت کارکنان به طور گروهی کار می کنند، کارآیی هر یک از آنها به سطح ضعیف ترین عضو گروه تنزل پیدا می کند.

تیلور بر ضرورت علمی کردن فعالیتهای هر شغل و تدوین قوانین حرکت برای انجام آن تأکید داشت. حرکت سنجی بر تجزیه فعالیتهای یک شغل یا کار و کاهش حرکتهای جسمانی آن تا حد حرکتهای ضروری و اساسی دلالت دارد. دو نفر از افراد معاصر تیلور، یعنی فرانک و لیلیان گیلبرت به منزله پیشگامان مطالعه حرکت سنجی در یکی از بررسیهای مشهور خود توانستند تعداد حرکاتی را که کارگران ساختمان، هنگام بنایی انجام می دادند، کاهش دهند و بهره وری آنان را سه برابر کنند. کار گیلبرت ها به منزله مبنایی برای پیشرفتهای بعدی در زمینه ساده سازی کار، استاندارد کردن کارها و تدوین برنامه های پاداش کارانه مدنظر قرار گرفت که همه این فنون، هنوز هم در محیطهای کاری به کار می روند.

در واقع، شکل گیری مدیریت منابع انسانی به عنوان یک وظیفه حرفه ای – تخصصی عمدتاً ناشی از اصول و مفاهیمی است که برای اولین بار با به وجود آمدن نهضت مدیریت علمی مطرح گردید.

اگر چه از تیلور و گیلبرت به عنوان پیشگامان نهضت مدیریت علمی نام برده می شود، ولی بسیاری از اصولی که تیلور در این زمینه پیشنهاد کرد، عملاً یک قرن پیش از آن، در کارخانه ای واقع در برمینگهام انگلیس که جیمز وات و متیو بولتون آن را اداره می کردند، اجرا می گردید.

 

منابع:

مدیریت منابع انسانی- دکتر اسفندیار سعادت- انتشارات سمت

مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات

نظریه اقتضایی

 

نظریه آشوب از جمله رهیافتهای سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد. نظریه پردازان سنتی مدیریت تلاش می کردند تا "بهترین راه" را برای فعالیت مدیران در وضعیتهای گوناگون، شناسایی کنند؛ به طوری که پس از دستیابی به اصولی جهانشمول، "مدیریت خوب" الزاماً در گرو یادگیری و نحوه به کارگیری آنها باشد. اما دیری نگذشت که پژوهشگران دریافتند که گاهی اوقات ضرورت دارد تا برخی از اصول سنتی (مانند وحدت فرماندهی فایول، مبنی بر اینکه هر یک از افراد فقط باید به یک رئیس پاسخ دهد)، برای دستیابی به نتایج بهتر، نادیده گرفته شوند. از این رو شکل گیری نظریه اقتضایی آغاز شد.

رهیافت اقتضایی که گاهی رهیافت وضعیتی نیز نامیده می شود، بر اجتناب از اصول گرایی مطلق تأکید دارد؛ در واقع، ضرورت مدیریت بر مبنای اقتضا از این واقعیت نشأت می گیرد که عملکرد مدیر در هر زمان، باید با توجه به "موقعیت و مجموعه شرایط فعالیت وی" ارزیابی شود . وظیفه نظریه و علم، تجویز یک عمل برای یک وضعیت خاص نیست، بلکه یافتن روابطی بنیادی، فنون اساسی و سازماندهی دانش موجود بر مبنای مفاهیمی روشن است؛ زیرا نحوه کاربرد فنون مذکور در عمل، به وضعیت بستگی دارد؛ از این رو تدکید می شود که "مدیریت مؤثر"، همواره بر مبنای شناخت مقتضیات تحقق می پذیرد.

بنابر این بر اساس رویکرد اقتضایی، تلاش می شود تا واکنشهای مدیریتی با مسائل و فرصتهای منحصر به فرد وضعیتهای گوناگون، هماهنگ گردد. استفاده از رویکرد اقتضایی، اهمیت خاصی در مدیریت امروز دارد؛ به طوری که کاربرد این رویکرد به همه وظایف مدیریتی تسری یافته است. برای مثال مفهوم بوروکراسی از نظر ماکس وبر، برای معرفی شکل مطلوب و مناسب سازمان مطرح شد؛ ولی اگر با نگرش اقتضایی به طرح بوروکراتیک سازمان نگریسته شود، این طرح فقط به مثابه یکی از الگوهای سازماندهی قابل استفاده است؛ یعنی انتخاب بهترین ساختار برای هر وضعیت معین، به عوامل چندی بستگی دارد؛ از جمله "میزان تغییرات محیطی"، "فن آوری عمده سازمان" و "راهبردی که سازمان دنبال می کند"، "اندازه سازمان" و "شبکه های قدرت و کنترل در سازمان"؛ با توجه به این عوامل، فقط هنگامی که محیط نسبتاً پایدار باشد و عملیات آن قابل پیش بینی باشد و اندازه آن بزرگ باشد، استفاده از ساختار بوروکراتیک، بهترین کارکرد را خواهد داشت؛ یعنی در سایر وضعیتها باید از گزینه های دیگر ساختاری استفاده شود. در واقع بر مبنای رویکرد اقتضایی، "ساختاری که برای یک سازمان مفید است، ممکن است برای یک سازمان دیگر فاقد مطلوبیت باشد" و حتی گفته می شود "آنچه که در یک زمان خوب عمل می کند، ممکن است در آینده (به دلیل تغییر مقتضیات) خوب عمل نکند".

شعور متعارف نیز ضرورت استفاده از "رهیافت اقتضایی" در رفتار مدیریت را تأیید می کند. از آنجا که سازمانها از حیث اندازه، هدفها، نوع فعالیتها و مانند آن، با هم تفاوت دارند، یافتن اصول جهانشمولی که در همه شرایط و وضعیتهای سازمانی گوناگون کارساز باشند، عجیب به نظر می رسد. به همین دلیل میتوان گفت که: "همه چیز بستگی دارد به ..." و این پرسش را مطرح کرد که "به چه چیز بستگی دارد؟". پژوهشگران مدیریت تلاش می کنند در پاسخ به این پرسش، "متغیر ها" یا "چیزها" را شناسایی کنند. در نگاره زیر چهار متغیر مشهور اقتضایی، که از میان حداقل یکصد متغییر گوناگون انتخاب شده اند، ارائه گردیده است. این متغیرها به طور متداول مورد استفاده قرار می گیرند و تصوری برای درک معنی متغیر اقتضایی ارائه می کنند.

آثار برخی از متغیرهای مشهور اقتضایی در تعیین موقعیت مدیریت

1. اندازه سازمان- بر تعداد افراد هر سازمان دلالت دارد و تأثیر عمده ای بر نحوه عملکرد مدیران دارد؛ زیرا هر اندازه سازمان افزایش یابد، مسأله ایجاد هماهنگی در آن نیز افزایش می یابد، برای ایجاد هماهنگی در یک سازمان 50 نفره باید از ساختار ویژه ای استفاده شود که با ساختار مناسب برای یک سازمان 50000 نفره بسیار متفاوت است.

2. تکراری بودن فن آوری تولید- هر سازمانی برای دستیابی به اهداف خود از نوعی فن آوری استفاده می کند که به منظور تبدیل ورودی به خروجی مورد استفاده قرار می گیرد. اگر فن آوری تکراری باشد، ساختارهای سازمانی، سبکهای رهبری، و سیستمهای کنترلی مورد نیاز سازمان با آنچه که در سازمانهای دارای فن آوری غیر تکراری مورد نیاز است، تفاوت ندارند.

3. عدم اطمینان محیطی- میزان عدم اطمینان ناشی از تغییرات مستمر در محیطهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فن آوری و سیاسی بر فراگرد مدیریت اثر می گذارد. آنچه که برای یک محیط پایدار و قابل پیش بینی خوب کار می کند، ممکن است برای یک محیط غیر قابل پیش بینی و در حال تحول سریع و مستمر، کاملاً نامناسب باشد.

4. تفاوتهای فردی- افراد از حیث میزان تمایل به رشد، میزان بلوغ، استقلال، تحمل ابهام و انتظارات و نظایر آن با هم تفاوت دارند. این گونه تفاوتها بویژه هنگامی اهمیت می یابند که مدیر بخواهد با توجه به وضعیت نیروی انسانی، از میان روشهای انگیزش، سبکهای رهبری و طراحیهای شغلی، گزینه های مناسبی را به کار گیرد.

 

برخی از دانشمندان مدیریت به دلیل اینکه نظریه اقتضایی به طور عملی میان "رهیافت سیستمی" و "رهیافت صرفاً وضعیتی"، نوعی تقارب و مصالحه بوجود آورده است، مجذوب آن شده اند.

رهیافت سیستمی اغلب به خاطر اینکه خیلی کلی، مجرد و انتزاعی است، مورد انتقاد قرار می گیرد. دیدگاه صرفاً وضعیتی نیز به خاطر اینکه خیلی خاص و جزئی نگر است نقد می شود؛ زیرا دیدگاه وضعیتی مبتنی بر این باور است که هر وضعیت در زندگی واقعی، رهیافتب کاملاً ویژه و متفاوت با وضعیتهای دیگر را طلب می کند. طرفداران نظریه اقتضایی کوشیده اند از وجه مشترک نظریه های سیستمی و وضعیتی سود جویند، و ضمن دسته بندی مقتضیات مورد نظر، در تعمیم آنها به وضعیتهای خاص دقت کنند. رهیافت اقتضایی دارای سه ویژگی حایز اهمیت است: 1) دیدگاه سیستم باز؛ 2) گرایش به پژوهش و تحقیق علمی؛ و 3) توجه به مجموعه ای از عوامل (رهیافت مبتنی بر تحلیل چند متغیره).

دیدگاه سیستم باز- استفاده از دیدگاه سیستم باز در رهیافت اقتضایی حایز اهمیت بسیار است. نظریه پردازان اقتضایی، تمرکز صرف بر عملیات داخلی سازمان را کافی ندانسته، تلاش برای شناخت چگونگی تلفیق خرده سیستمهای سازمانی برای تعامل با سیستمهای اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی محیط بیرونی را ضروری می دانند.

گرایش به پژوهش عملی- پژوهش عملی به مدیریت اثربخش تر عملیات کاری منجر می شود؛ بدین ترتیب که پژوهشگران اقتضایی می کوشند تا یافته های خود را به ابزارها و پالاینده هایی تبدیل کنند تا مدیران بتوانند با استفاده از ابزارها و پا لاینده های مذکور هر وضعیت را شناسایی کنند و با آن به طور اثر بخش تری برخورد نمایند.

رهیافت مبتنی بر تحلیل چند متغیره- بر اساس تفکر سنتی مبتنی بر دیدگاه سیستم بسته، به کاوش روابط علی یک به یک میان عوامل، برداخته می شد. این رهیافت مبتنی بر تحلیل دو متغیره است؛ برای مثال، در نگرش سنتی روابط انسانی چنین فرض می شد که "روحیه بالای کارکنان" به طور خودکار به بهره وری بیشتر" منجر می شود. در این تحلیل دو متغیره، متغیر "روحیه" به منزله تنها علت مستقیم تغییرات متغیر "بهره وری" در نظر گرفته می شد؛ در صورتی که بعدها، تحلیلهای چند متغیره نشان داد که متغیرهای بسیاری، نظیر "شخصیت کارمند"، "ماهیت کار"، "پاداشها"، "جایگاه شغل" و "رضایت از زندگی"، در مجموع موجب تغییرات در بهره وری می شوند. تحلیل چند متغیره به منزله یک فن تحقیق، برای معین کردن چگونگی تلفیق متغیر هایی که در تعامل با هم منجر به یک نتیجه خاص می شوند، به کار می رود. برای مثال فرض می شود که اگر شخصیت کارمندی اقتدار مآب باشد؛ ساختار یافتگی کار زیاد باشد؛ و کارمند مذکور از زندگی و کارش بسیار راضی باشد. آنگاه ممکن است نتیجه گیری شود که در چنین شرایطی انتظار بهره وری زیاد داشت. نظریه پردازان مدیریت اقتضایی می کوشند از تحلیلهای چند متغیره برای تبیین نقش مدیریتهای مربوط، به طور عملی استفاده کنند.

اگر چه رهیافت اقتضایی هنوز بطور کامل توسعه نیافته، مرحله ای مفید در سیر تکامل تفکر مدیریت محسوب می شود؛ زیرا مناسب بودن هر تصمیم را با توجه به وضعیت، مورد توجه قرار می دهد. افراد، سازمانها، و مسائل اجتماعی بسیار پیچیده تر از آنند که "پیروی خشک از اصول جهانشمول مدیریت" قابل توجیه باشد. تفکر اقتضایی را می توان نتیجه نوعی تسری عملی رهیافت سیستمی فرض کرد. اگر تفکر سیستمی به مثابه یک عامل وحدت بخش در سیر تفکر مدیریت در نظر گرفته شود، می توان رهیافت اقتضایی را نوعی هدایت عملی برای نیل به این وحدت به حساب آورد.

البته رهیافت اقتضایی نیز از انتقادات صاحب نظران مصون نمانده است. یک انتقاد به نظریه اقتضایی آن است که سازمان را همچون اسیری در چنگال محیط معرفی می کند. در صورت پذیرش این طرز تلقی، تلاش برای مدیریت سازمان بیهوده به نظر می رسد؛ در حالی که در عالم واقع، سازمانها در معرض تلفیقی از هجمه نیروهای محیطی و اقدامهای مدیریتی قرار دارند و نظریه پردازان مدیریت باید نحوه برخورد با نیروهای مذکور را متناسب با هر وضعیت ویژه، تعیین کنند. بنابر این مطرح می شود مبنی بر اینکه "آیا نظریه پردازان مدیریت اقتضایی می توانند از عهده این مهم برآیند یا خیر؟". در پاسخ می توان گفت که "باید صبر کرد و دید". در حال حاضر، آنان در مسیری سازنده و امیدوار کننده حرکت می کنند. ناگفته نماند که رهیافت اقتضایی را باید به مثابه یک گام نویدبخش در نظر گرفت، نه خاتمه ای بر سیر تکاملی تفکر متداول مدیریت.

 

منابع: مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

 

نظریه "مجموعه های پیچیده غیر قابل پیش بینی" یا نظریه آشوب

 

نظریه آشوب از جمله رهیافتهای سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد. این نظریه نیز همانند نظریه یادگیری سازمانی، بر تأثیر "بازخور حاصل از ارزیابی محیط" بر سیستمهای سازمانی تأکید می کند. بنیان این نظریه توسط ریاضیدانی چون ادوارد لورنز و جیمز یورک در دهه های 1960 و 1970 میلادی شکل گرفت. طرفداران نظریه آشوب بر این باورند که در میان الگوهای "رفتار ظاهراً تصادفی" پدیده های مختلف- از سیستمهای هواشناسی گرفته تا سازمانها و بازارهای بورس- نوعی نظم وجود دارد. در ورای این تفکر، فرضیه شگفت آوری مطرح می شود، مبنی بر اینکه "هر سیستم پیچیده، زندگی خاص خود را دارد و از کتاب قواعد خاص خود پیروی می کند. تلاش چالش برانگیز پژوهشگران سیستمی در این است که قواعدی را برای پیش بینی رفتار "سیستمهای پیچیده به ظاهر غیر قابل پیش بینی" (نامنظم) کشف کنند. به نظر مارگارت ویتلی، هنگامی یک سیستم را غیر قابل پیش بینی (نامنظم) می نامند که تعیین جایگاه بعدی آن غیر ممکن باشد و هیچ گونه امکان پیش بینی در مورد آن وجود نداشته باشد. چنین سیستمی، هرگز دو بار در یک مکان فرود نمی آید. اما طبق نظریه آشوب اگر ما چنین سیستمی را برای مدت کافی تحت نظر قرار دهیم، با بررسی حالات سیستم در لحظات گوناگون زمان، متوجه می شویم که سیستم مذکور همواره نظم ذاتی خودش را به نمایش می گذارد. حتی غیر قابل پیش بینی ترین (آشفته تری) سیستمها نیز همواره در محدوده مرزهای معینی حرکت می کنند و هرگز از آن خارج نمی شوند. معمولاً در درون بی نظمی و آشوب، الگویی از نظم وجود دارد که به طور شگفت انگیزی زیباست.

 

منابع: مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

نظریه یادگیری سازمانی

 

نظریه یادگیری سازمانی از جمله رهیافتهای سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد و  سازمان را به مثابه یک "سیستم باز صاحب اندیشه و زنده" در نظر می گیرد. با تأکید بر این نکته که سازمانها نیز مانند ذهن انسانها برای تطبیق با شرایط محیطی متحول، متکی به دریافت بازخورند؛ سازمانها درست مانند حیوانات باهوش تر و انسانها از تجربه درس می گیرند و درگیر فراگردهای ذهنی پیچیده ای مانند "پیش بینی، شناسایی، تعریف، طراحی و حل مسأله" می شوند. دو نفر از نظریه پردازان سازمان بر این باورند که "در بسیاری از سازمانها، برخی از حالات یادگیری سازمانی، به طور منظم ایجاد می شوند"؛ نظیر سه فراگرد متداول یادگیری سازمانی که عبارتند از: فعالیتهای بهبود و توسعه منابع انسانی؛ فعالیتهای برنامه ریزی راهبردی؛ و به کارگیری و تسلط بر فن آوریهای جدید در سازمان. به هر حال، سازمانها معمولاً  همه استعداد و توان یادگیری خود را به کار نمی گیرند. حاصل یادگیری سازمان، پیش از حاصل یادگیری انفرادی مجموعه اجزای آن است؛ یعنی حاصل یادگیری کل سازمان، از جمع یادگیریهای انفرادی و مجزای بخشهای تشکیل دهنده آن بیشتر است. یادگیریهای منفرد حاصل از آموزش و توسعه مهارتهای نیروی انسانی، فراهم آوردن پایگاههای علمی، و آشنایی با نظریه ها و چهرچوبهای جدید، فقط هنگامی به یادگیری سازمانی منجر می شود که بر اقدامهای مدیریتی، خط مشیها و راهبردهای طراحی سازمانی اثر بگذارد.

موضوع یادگیری سازمانی در حدود دهه 1970 میلادی مطرح شد. کتاب معروف پیتر سنج تحت عنوان اصل پنجم، موجب شهرت و توسعه تفکر سیستم باز و یادگیری سازمانی شد. سازمان یادگیرنده از نظر پیتر سنج، سازمانی است که با استفاده از افراد، ارزشها و سایر خرده سیستمها، و با تکیه بر درسها و تجربه هایی که به دست می آورد، به طور پیوسته عملکرد خود را تغییر می دهد و آن را بهبود می بخشد، به نظر وی اجزای اصلی هر سازمان یادگیرنده عبارتند از:

1.     مدلهای ذهنی- در این سازمانهاف همه افراد شیوه های قدیمی اندیشیدن را کنار می گذارند؛

2.     مهارت شخصی- در این سازمانها، افراد خودآگاه بوده، به طور باز با دیگران برخورد دارند؛

3.     تفکر سیستمی- همه اعضای این سازمانها یاد می گیرند که کل سازمان چگونه کار می کند؛

4.  بصیرت مشترک- همه اعضای این سازمانها به شناسایی و تعریف برنامه های عملی خود می پردازند و در مورد آنها توافق حاصل می کنند؛

5.  یادگیری گروهی- همه اعضای این سازمانها برای به اجرا درآوردن برنامه های مورد توافق، همکاری می کنند؛

به نظر گاروین، "سازمان یادگیرنده سازمانی است که در ایجاد، کسب، انتقال دانش و اصلاح رفتار خود در واکنش به دانش و بصیرتهای جدید مهارت دارد". گاروین و برخی از صاحب نظران دیگر با تسری مصادیق مدل سیستم باز به سازمان و در نظر گرفتن قابلیتی نظیر قابلیت "مغز انسان" برای آن مدل، این نظریه را توسعه دادند. گاروین بر این باور است که یادگیری سازمانی درست مثل یادگیری انسانی، سه مرحله دارد: 1) شناخت (یادگیری مفاهیم جدید)؛ 2) رفتار (توسعه مهارتها و توانائیهای جدید)؛ و 3) عملکرد (انجام کار، به طور واقعی). تحقق هر سه مرحله فوق، مستلزم آن است که فاصله موجود میان نظریه و عمل حذف شود.

طبق نظر گاروین، سازمان برای استفاده از فکرهای جدید در بهبود عملکرد سازمانی و تبدیل آنها به برنامه های عملی، به پنج مهارت نیاز دارد: 1) حل مسأله؛ 2) کسب تجربه؛ 3) یادگیری از تجربه خود و تاریخ؛ 4) یادگیری از دیگران؛ 5) انتقال یا اجرا.

اگر سازمانهای امروزی در صدد پیشرفت باشند (به جای اینکه فقط در اندیشه حفظ و تداوم حیات خود باشند)، به همه مهارتهای فوق نیاز دارند.

 

منابع: مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

نظریه سیستمی

 

نظریه سیستمی از جمله رهیافتهای سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد و مبتنی بر این تفکر است که باید سازمان را به منزله یک کل نظام یافته در نظر گرفت. بر مبنای این نظریه، از تحلیل داده ها برای حل مسائل و اتخاذ تصمیم استفاده می شود. رهیافت سیستمی، با در نظر گرفتن چهارچوبی برای تجسم عوامل و متغیرهای داخلی و خارجی سازمان در قالب یک مجموعه واحد، به شناخت "خرده سیستمها"، "سیستم اصلی"، و "ابر سیستم پیچیده محیط بر سازمان" کمک می کند. بدین ترتیب می توان با در نظر گرفتن کارهای برنامه ریزی شده و کارهای انجام شده توسط هر خرده سیستم از سیستم کلی سازمان، برای بهبود فعالیتهای سازمان در مسیر تحقق مأموریت آن اقدام کرد. به طور کلی تحلیل هر پدیده در نظریه سیستمی، با توجه به عناصر اصلی آن (داده ها، فراگرد، بازده ها) انجام می پذیرد.

سیستم مجموعه ای از اجزای به هم پیوسته است که برای کسب هدف مشترک فعالیت می کنند. معمولاً سیستمهای بزرگ از تعدادی خرده سیستم یا اجزای کوچکتر تشکیل می شوند. بنابر این هر سازمان به منزله یک سیستم باز در نظر گرفته می شود که از تعدادی خرده سیستم تشکیل شده و ضمن فعالیت در یک فراگرد مستمر "تبدیل منابع ورودی به محصولات خروجی" با محیط خود در تعامل است؛ بنابر این نگرش "حفظ ارتباط با محیط خارجی" برای سازمان اهمیت حیاتی دارد؛ زیرا محیط خارجی هم منشاء تأمین منابع ورودی و هم مصرف کننده بازداده های خروجی سازمان است و ضمن ارائه بازخور از مشتریان، به اصلاح عملیات و بازنگری در فراگرد سیستم کمک می کند و بر بهبود نتایج آن اثر می گذارد؛ زیرا بدون دریافت نظر مشتریان امکان ارزیابی دقیق کیفیت عملکرد سازمان کاهش می یابد. در واقع، در صورت کاهش تمایل مشتریان به استفاده از بازداده های سازمان، امکان تداوم فعالیت و بقای بلند مدت سازمان در عرصه تجارت کاهش می یابد. به این ترتیب، بر مبنای نگرش "سازمان به مثابه یک سیستم باز"، مشتریان نقش تعیین کننده ای در تداوم حیات سازمان دارند.

نظریه پردازان مکاتب مدیریت علمی، اصول گرایی، و روابط انسانی، هنگام مطالعه سازمان، اجزای آن را در نظر می گرفتند و بر این باور بودند که "کل سازمان برابر است با مجموع اجزای آن"؛ به همین دلیل سازمان را بر حسب اجزای آن تشریح می کردند؛ در حالی که نظریه پردازان سیستمی بر این باورند که "کل سازمان، چیزی متفاوت با مجموع اجزای آن است"؛ و هنگام مطالعه سازمان، آن را به صورت کلی در نظر می گیرند و ویژگیهای اجزای آن را تلفیق می کنند. در واقع در مکاتب قبلی از نوعی تفکر تحلیلی تجزیه مدار استفاده می کردند؛ در حالی که نظریه پردازان سیستمی از نوعی تفکر ترکیبی بهره می گیرند. به نظر یکی از کارشناسان مدیریت سیستمها تفکر تحلیلی بر "اندیشیدن از خارج به داخل" است. البته هیچ کدام از این دو شیوه، ارزش دیگری را نفی نمی کند؛ ولی شناختی که با استفاده از تفکر ترکیبی در مورد کلیت یک پدیده به دست می آید، از طریق تفکر تحلیلی دست نایافتنی است.

نظریه پردازان سیستمی، بر ضرورت انخاذ شیوه تفکر ترکیبی اصرار دارند؛ زیرا بر این باورند که مدیریت در خلاء انجام نمی شود و مدیران تحت تأثیر متغیرهای سازمانی و محیطی قرار دارند و متقابلاً بر این متغیرها اثر می گذارند.

به این ترتیب، با مطرح شدن ضرورت نگرش سیستمی، یافته های دانش مدیریت با چالش عظیمی مواجه گردید؛ زیرا بر مبنای این نگرش باید برای مدیریت یک سازمان، همه اجزای آن شناسایی شوند و کلیه فراگردها و فعالیتهای منظم اجزای مذکور و چگونگی تعامل آنها با یکدیگر، مد نظر قرار گیرند. دو نفر از صاحب نظران مدیریت پیش بینی کرده اند که "مبانی شناسایی سازمانها و مسائل آنها در چهارچوب نگرش سیستمی، ممکن است در آینده به انقلابی در عرصه مدیریت منجر شود؛ نظیر آنچه با اشاعه مبانی نظریه مدیریت علمی تیلور حاصل شد".

چستر بارنارد مانند فایول، بر اساس تجربه خودش در منصب مدیریت عالی بنیانگذار رهیافت جدیدی به مدیریت محسوب می شود؛ البته رهیافت بارنارد (رئیس سابق شعبه شرکت تلفن بل در نیوجرسی) با فایول متفاوت است. بارنارد به جای تفکیک اصول و وظایف خاص مدیریتی، به طراحی یک رهیافت سیستمی مجردتر پرداخت. وی در کتاب معروفش "وظایف مدیر عالی اجرایی" سازمانها را به منزله مجموعه ای از خرده سیستمهای همکاری کننده در نظر می گیرد؛ یعنی سازمان مجموعه پیچیده ای از خرده سیستمهای اجتماعی، شخصی، زیستی، و فیزیکی است که در یک ارتباط منظم و خاص، نتایج فعالیت آنها برای دستیابی به حداقل یک هدف معین با هم تلفیق می شود.

بارنارد بر این باور است که تحقق همکاری در سازمان، به وجود سه عامل "تمایل به خدمت"، "هدف مشترک"، و "ارتباطات" بستگی دارد. به نظر وی اگر این سه عامل در یک سازمان وجود نداشته باشند یا مستقل از یکدیگر عمل کنند، دیگر سازمانی باقی نخواهد ماند. بر اساس نظر بارنارد، ارتباطات عاملی نیروبخش است که شکاف طبیعی میان تمایل فرد به خدمت و هدف مشترک سازمان را پر می کند.

همانطور که ذکر شد، قبل از این نظریه پردازان سازمان و مدیریت آنها را به صورت مجموعه ای از اجزای تفکییک و تجزیه شدنی در نظر می گرفتند تا اینکه دیدگاه سیستمی بارنارد نظریه پردازان سازمان و مدیریت را تشویق کرد که سازمانها را به منزله "کلهایی پیچیده و پویا" مطالعه کنند. نکته حایز اهمیت در سخنرانیها و نوشته های بارنارد، تأکید شدید وی بر لزوم رعایت اخلاق در مدیریت است.

 

منابع: مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

 

نظریه شخصیت و سازمان

 

نظریه شخصیت و سازمان از جمله رهیافتهای منابع انسانی به مدیریت است. مجموعه آثار کریس آرجریس نمایانگر آن است که وی همانند مزلو و مک گریگور بر این باور بود که انسان یک کل منسجم و نظام یافته است. آرجریس در کتاب خود تحت عنوان "شخصیت و سازمان"، ضمن مقایسه فعالیتهای مدیریتی در سازمانهای سلسله مراتبی و سنتی، با نیازها و تواناییهای افراد بالغ، چنین نتیجه گیری می کند که برخی از اقدامها و فعالیتهایی که بویژه تحت تأثیر رهیافتهای سنتی مدیریت انجام می پذیرند، با شخصیت افراد بالغ ناسازگارند.

برای مثال اصل تخصص گرایی در مدیریت علمی بر این فرض استوار است که هرچه کارها به نحو بهتری تعریف شوند، افراد به طور کارآتری آنها را انجام خواهند داد. به نظر آرجریس، این عمل ممکن است مانع خود شکوفایی افراد در محیط کار شود. همچنین به منزله یک مثال دیگر می توان به نظریه وبر در مورد بوروکراسی اشاره کرد که بر اساس آن باید سلسله مراتب اختیارات روشن باشد و مدیران سطوح بالاتر، افراد سطوح پایینتر را هدایت و کنترل کنند. آرجریس معتقد بود که احتمال دارد این روال به وابسته شدن افراد به مسئولان خود و انفعالی شدن رفتار آنان بیانجامد؛ تا حدی که ممکن است کارکنان احساس کنند که کمترین کنترلی بر محیط کاری خود ندارند. در یک مثال دیگر به اصل وحدت مدیریت فایول اشاره می شود که بر مبنای آن هنگامی که کار افراد در سازمان برنامه ریزی شده باشد و به وسیله یک سرپرست هدایت شود، کارآیی آنان افزایش خواهد یافت؛ در حالی که آرجریس بر این باور بود که ممکن است رعایت اصل وحدت مدیریت، زمینه عدم موفقیت روانی افراد را فراهم آورد؛ زیرا از نظر روان شناختی، موفقیت هنگامی حاصل می شود که افراد خودشان هدفگذاری کنند و به اهداف مذکور دست یابند. آرجریس نیز همانند مک گریگور معتقد بود که اگر نگرش مدیران به کارکنان خود مثبت باشد، آنان را مسئولیت پذیر و قابل اعتماد می دانند و در چنین حالتی، بهره وری کارکنان نیز افزایش می یابد؛ به همین دلیل بر ضرورت توسعه مسئولیتهای شغلی، افزایش تنوع کاری، استفاده از سبکهای مشارکتی، و بهبود روابط انسانی تأکید می کرد. طبق نظر آرجریس، بروز مسائلی نظیر غیبت، ترک خدمت و از خود بیگانگی در میان کارکنان، نشانه وجود ناسازگاری میان شخصیت کارکنان بالغ با اقدامها و فعالیتهای مدیریتی سازمان است.

 

منابع: مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

نظریه X و نظریه Y (1906-1964)

 

نظریه x و y از جمله رهیافتهای منابع انسانی به مدیریت است. داگلاس مگ گریگور با تأثیرپذیری شدید از مطالعات هاتورن و نظریه مزلو، در کتاب معروف خود تحت عنوان بعد انسانی سازمان این نظریه را ترویج کرد که مدیران باید توجه بیشتری به نیازهای اجتماعی و خودشکوفایی افراد در محیط کار داشته باشند. مک گریگور در نظریه ای دو ساحتی ئر مورد انسان، برداشتها ، طرز تلقیها و نگرشهای مدیران را در مورد انسان به دو گروه تقسیم کرده است. وی برای اجتناب از پیشداوری افراد در مورد این دو گروه، آنها را با دو حرف x و y مشخص کرده است. به طور کلی مفروضات نظریه x عبارتند از:

1.بیشتر انسانها ذاتاً تنبل و از کار بیزارند؛

2. بیشتر انسانها از قبول مسئولیت گریزانند و ترجیح می دهند که تحت هدایت دیگری قرار گیرند؛

3. برای انگیزش انسانها باید از مشوقهای مادی و اقتصادی و ایجاد امنیت استفاده کرد؛

4. قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل فقط در تعداد محدودی از افراد یافت می شود که به مشاغل مدیریت و رهبری می پردازند؛

5. بیشتر مردم باید تحت کنترل دقیق قرار گیرند؛ زیرا معمولاً افراد از غلاقه کافی برای کار برخوردار نیستند.

 

در حالی که مفروضات نظریه y عبارتند از:

1. کار به طور طبیعی مانند بازی است؛

2. معمولاً افراد مسئولیت پذیرند و با اشتیاق به دنبال پذیرش مسئولیت هستند؛

3. اگر افراد به کار خود علاقمند باشند، به طور مناسبی برانگیخته می شوند؛ در واقع احساس رضایت درونی بهترین پاداش برای افراد است و شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است؛

4. ((قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل)) به طور طبیعی بین جمعیت انسانها توضیع شده است؛

5. کنترل را می توان به خود افراد واگذار کرد؛ در واقع شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است.

 

ویژگیهای سبکهای مورد استفاده مدیران، بر مبنای مفروضات x و y

ویژگیهای سبکهای مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه x

ویژگیهای سبکهای مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه y

1

تأکید بر تمرکز و تصمیم گیری متمرکز

1

تأکید بر عدم تمرکز و استقلال واحدهای سازمانی

2

تأکید بر کنترل منابع

2

تأکید بر ارزیابی نتایج

3

مدیر مداری و ایفای نقش رهبری توسط مدیران

3

کارمند مداری و ایفای نقش حمایتی توسط مدیران

4

استفاده از مشوق های خارجی

4

استفاده از مشوقهای درونی شغل

5

توقع حصول نتایج کوتاه مدت

5

توقع حصول نتایج بلند مدت

6

استفاده از ساز و کار های کنترل توسظ دیگران

6

استفاده از ساز و کار های کنترل درونی

7

تدکید بر استفاده صرف از امکانات و ظرفیتهای موجود

7

کوشش برای توسعه منابع و افزایش ظرفیت تولید و خدمات

8

تأکید بر ضرورت رفع تضاد میان منافع افراد

8

پذیرش امکان وجود وحدت و همکاری در میان کارکنان (یا حداقل وجود منافع متقابل)

 

بر اساس این نظریه، مدیران با توجه به مفروضاتی که در مورد انسان دارند، به هدایت کارکنان می پردازند و سبکی را برای رهبری انتخاب می کنند که متناسب با مفروضات مذکور باشد.

مگ گریگور بر این باور بود که مدیران باید نگرش خود به انسان را بر مبنای مفروضات نظریه y قرار دهند؛ به همین دلیل، آن گروه از مدیران که مفروضاتی مبتنی بر نظریه x دارند را به تغییر مبانی نگرش فرا می خواند.

به نظر وی اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه x باشد، با کارکنان خود نیز با همان نگرش رفتار خواهد کرد؛ از این رو، چنین مدیری از ساز و کارهای کنترل تفصیلی بهره می گیرد و برای ایجاد انگیزه در کارکنان، صرفاً از محرکهای مادی استفاده می کند؛ در حالی که اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه y باشد، می تواند هدفهای فردی و سازمانی را تلفیق کند. چنین مدیری برای تلفیق هدفهای مذکور به کارکنان خود آزادی عمل بیشتری می دهد، خلاقیت و نوآوری را تشویق می کند، کنترل را به حداقل می رساند، و برای جذاب تر کردن کار و ارضای نیازهای سطوح عالی تر کارکنان می کوشد. تحت چنین شرایطی، کارکنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت. البته مک گریگور نیز می دانست که برخی از کارکنان نابالغ، در ابتدای کار به کنترل بیشتری نیاز دارند تا به بلوغ کافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا کنند که با آنها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه y رفتار شود.

 

منابع: مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

نظریه نیازهای انسانی (1908-1970)

 

نظریه نیازهای انسانی یا سلسله مراتب نیازها از جمله رهیافتهای منابع انسانی به مدیریت است. در میان بینشهای حاصله از جنبش روابط انسانی، نظریه مزلو در مورد نیازهای انسانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نظریه ای بنیانی محسوب می شود. این نظریه مبتنی بر پنج فرض عمده در باره ماهیت انسان است:

1.     اصل منسجم بودن وجود انسان- هر انسان یک کل منسجم و نظام یافته است.

2.  اصل موقتی بودن ارضاء نیاز- ارضاء نیازهای انسان جنبه موقتی دارد؛ یعنی هرگز یک نیاز انسان به طور دائمی ارضاء نمی شود.

3.  اصل تنوع نیازهای آگاهانه انسان- نیازهای آگاهانه انسانها متنوع تر از نیازهای نهانی آنان است.

4.  اصل کاهش شدت نیاز ارضا شده- هرگاه یک نیاز تا حدودی ارضا شود، تا مدتی محرک رفتاری وی نخواهد بود؛ یعنی پس از ارضای هر نیاز، انسان موقتاً سعی می کند تا سایر نیازهای ارضا نشده خود را برطرف سازد.

5.  اصل توالی- نیازهای انسانی به ترتیب بر مبنای یک سلسله مراتب نسبتاً قابل پیش بینی، مطرح می شوند و از نیازهای ابتدایی و سطح پایین تا نیازهای سطح عالی امتداد می یابند؛ به این ترتیب هر سطح از نیازهای انسان فقط هنگامی فعال می شود که نیاز سطح پایینتر از آن ارضا شده باشد.

البته دو اصل کمبود و توالی فقط در مورد نیازهای سطح پایین صدق می کند؛ یعنی با ارضاء نیازهای سطح بالا، تمایل به ارضای بیشتر آنها شدت می یابد.

به نظر مزلو، نیاز بر کمبودی جسمانی یا روانی دلالت دارد که فرد را مجبور می کند که برای رفع آن تلاش کند. آشنایی با این مفهوم برای مدیران اهمیت دارد؛ زیرا نیاز موجب ایجاد تنش در فرد می شود و ممکن است بر نگرش و رفتار کاری وی اثر بگذارد. نظریه مزلو، ضمن هماهنگی با مکتب روابط انسانی، متضمن این نکته است که در صورت کمک مدیران به ارضای نیازهای مهم کارکنان در محیط کار، بهره وری افراد افزایش می یابد. البته دانشمندان معاصر چنین تشخیص داده اند که رفتار انسانها خیلی پیچیده تر از آن است که صرفاً بر حسب یک عامل قابل پیش بینی باشد؛ با این حال، اندیشه ها و نظری های مزلو، تأثیر انکار ناپذیری بر دانش مدیریت و کاربرد آن در دوران معاصر داشته است.

نظریه سلسله مراتب نیازها که توسط آبراهام مزلو ارائه شده است یکی از معتبرترین نظریه های ارائه شده در مورد نیازهای انسانی است. طبق این نظریه، نیازهای اساسی انسان عبارتند از:

-    نیازهای جسمانی اولیه (نیاز به غذا، پوشاک، مسکن و ...)؛

-    نیازهای ایمنی (نیاز به ثبات و رهایی از ترس و نگرانی)؛

-    نیاز به احترام (حرمت و مقام و موقعیت)؛

-    نیاز به خود شکوفایی.

 

مزلو علاوه بر موارد فوق دو نیاز و تمایل دیگر در انسان را شناسایی و مطرح کرده است:

-    نیاز به دانستن و فهمیدن (شناخت و درک پدیده ها)؛

-    نیازهای زیبایی شناختی (نیاز به زیبایی و نظم).

اگر نیازهای فیزیولوژیک و جسمانی به طور نسبتاً خوبی ارضا شوند، مجموعه جدیدی از نیازها پدید می آیند که به طور کلی در زمره نیازهای ایمنی طبقه بندی می شوند. به همین ترتیب با ارضاء نسبی هر سطح از نیازهای مذکور، نیازهای سطح دیگر مطرح می شوند؛ یعنی پس از ارضاء نیازهای جسمانی و ایمنی، نیاز به عشق و محبت و تعلق پدیدار می گردد و پس از ارضاء این نیازها، نیاز به عزت نفس و احترام مطرح می شود. حتی اگر همه این نیازها ارضا شوند، باز هم اغلب می توان انتظار داشت که نارضایی و بی قراری تازه ای به وجود آید، مگر آنکه فرد به انجام کاری مشغول باشد که آن کار برای شخص او مناسب است؛ برای مثال، اگر ذوق شعری دارد باید اشعار خوب بسراید و استعدادهای خود را شکوفا سازد. این نیاز به خود شکوفایی است که به ((تمایل فرد به شکوفا کردن آنچه به صورت بالقوه در خویشتن دارد)) و ((تمایل وی به تکوین تدریجی و شدن هرآنچه شایسته شدنش را دارد))، اشاره می کند. در این سطح، بیشترین میزان تفاوت فردی، در میان افراد مشاهده می شود.

مزلو همچنین بر این باور است که ما باید در مقابل گرایش ساده لوحانه به جداسازی نیازهای شناختی و نیازهای کنشی مقاومت کنیم. در واقع به نظر مزلو، تمایل انسان به دانستن و فهمیدن نیز تمایلی کنشی به شمار می رود و در زمره نیازهای شخصیتی انگیزاننده قرار می گیرد. در باره نیازهای زیبایی شناختی در مقایسه با نیازهای دیگر، اطلاع کمتری در دست داریم. برخی از افراد با دیدن زشتیها بیمار می شوند و با قرار گرفتن در محیطی زیبا بهبود می یابند و اشتیاق نشان می دهند؛ به طوری که اشتیاق آنها را فقط زیبایی ارضا می کند. طبق برخی شواهد این حالت از دوران غارنشینی تا کنون ادامه داشته است. تداخل پیچیده این نیازها با نیازهای کنشی و شناختی، تفکیک کردن دقیق آنها از یکدیگر را ناممکن می سازد.

 

منابع: مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

 

نظریه روابط انسانی (مطالعات هاتورن)

 

نظریه روابط انسانی از جمله رهیافتهای منابع انسانی به مدیریت است. در طول سالهای اواخر دهه 1920 تا آغاز دهه 1930 میلادی مجموعه مطالعاتی در کارخانه شرکت وسترن الکتریک در شهر هاتورن صورت پذیرفت، این بررسیها که به مطالعات هاتورن مشهور شد، سرانجام به جنبش روابط انسانی در مدیریت منجر گردید.

مطالعات هاتورن در ابتدا با دیدگاهی نظیر دیدگاه مدیریت علمی آغاز شد؛ بدین معنی که تلاش می شد با بهبود روشها و ابزارهای انجام کار، کارآیی بیشتری در کار بدست آید. در این مطالعات اثر روشنایی بر کارآیی بررسی می شد؛ زیرا شرکت جنرال الکتریک در صدد بود فروش لامپ روشنایی خود را افزایش دهد؛ بنابر این به همراه سایر شرکتهای تولید کننده وسایل الکتریکی، مطالعاتی را بر روی رابطه میان روشنایی و بهره وری هدایت کردند.

این مطالعات به سه مرحله کلی قابل تقسیم هستند: 1) آزمایشات روشنایی؛ 2) آزمایشات اتاق نصب و اتصال تقویت کننده های الکتریکی؛ 3) آزمایش اطاق سیم پیچی کلیدهای تبدیل کننده تلفن. هر یک از این مراحل از مرحله پیشین ناشی می شد و بر آموخته های پژوهشگران می افزود.

مرحله اول: آزمایشات روشنایی (1924-1927)

نخستین مرحله مطالعات هاتورن که بین سالهای 1927 تا 1927 میلادی تحت نظر چند مهندس صورت پذیرفت، مطالعات روشنایی نام گرفت. در یکی از این مطالعات دو گروه آزمایش و کنترل در نظر گرفته شد و در فواصل زمانی متوالی میزان نور مورد استفاده گروه آزمایش کاهش داده می شد؛ در حالی که میزان نور مورد استفاده گروه کنترل (که در محل جداگانه ای کار می کردند) ثابت می ماند. نتیجه جالب توجه این بود که عملکرد هر دو گروه به طور پیوسته افزایش می یافت؛ تا اینکه میزان نور مورد استفاده گروه آزمایش آنقدر کم شد که کارگران از اینکه بسختی می توانند ببینند، شکایت کردند. در واقع، در این منطقه بود که عملکرد گروه آزمایش رو به کاهش گذاشت.

به این ترتیب، مطالعات مذکور در یافتن همبستگی میان "روشنایی و تولید"، با شکست مواجه شد؛ ولی پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که برخی "عوامل نامرئی روان شناختی"، به گونه ای در آزمایش آنان مداخله کرده است. بنابر این برنامه مطالعاتی مذکور متوقف شد. البته از این مطالعات دو نتیجه به دست آمد:

1-     روشنایی فقط یکی از عوامل متعدد مؤثر بر راندمان و کارآیی بود.

2-     هیچ گونه رابطه علت و معلوای، میان روشنایی و بهره وری گارگران وجود نداشت.

برخی از پژوهشگران بر مبنای مستندات حاصل از مطالعه روشنایی، چنین می پنداشتند که یک علت احتمال افزایش عملکرد دو گروه این است که گروههای مذکور در نتیجه ارتباط با همدیگر، با هم به رقابت پرداخته اند.

مرحله دوم: آزمایشات اتاق نصب و اتصال تقویت کننده های الکتریکی (1927-1932)

در سال 1927 میلادی، گروهی تحت هدایت التون مایو استاد دانشگاه هاروارد، مطالعات دیگری را برای تعیین "تأثیر خستگی کارگران بر راندمان کار آنها" آغاز کردند. این گروه با حداکثر توان، دقت کرد تا آزمون علمی به گونه ای طراحی شود تا از "آثار روانشناختی" (که تصور می شد نتایج مطالعات روشنایی را متأثر ساخته اند) مصون باشند. در این مرحله، پنج خانم کارگر که اجزای دستگاههای تقویت کننده الکتریکی را نصب می کردند، از میان کارگران انتخاب شدند. پژوهشگران می خواستند شرایط کار آنها را تغییر دهند و نتایج کارشان را ارزیابی کنند. پیش از شروع آزمایش، برای کاهش مقاومت بالقوه کارگران، ترتیب معمول سرپرستی برهم زده شد؛ به گونه ای که این گروه سرپرست رسمی نداشت و تحت هدایت کلی پژوهشگران کار می کرد. ضمن آنکه برای کارگران این گروه، مزایای ویژه ای در نظر گرفته شد؛ برای مثال آنان می توانستند محل کار خود را بدون اجازه ترک کنند. بعلاوه، پژوهشگران و مسئولان شرکت توجه فوق العاده ای به آنان داشتند و بارها از آنان نظرخواهی می کردند.

هدف اصلی این مطالعه، یافتن بهترین ترکیب میان فواصل کاری و دفعات استراحت بود، ولی گاهی به طور همزمان، تعدادی از عوامل دیگر نیز تغییر داده می شدند؛ مانند میزان پرداخت، طول روز کاری، تدارک ناهار مجانی. به طور منظم، با هر تغییری که در شرایط کار کارکنان ایجاد می شد، میزان تولید آنان ارزیابی می گردید. در این مرحله نیز همانند مطالعات روشنایی، صرفنظر از چگونگی تغییر در شرایط کار، بهره وری کارکنان در طول دوره آزمایش، افزایش یافت. به این ترتیب، این بار نیز پژوهشگران نتوانستند رابطه مستقیمی میان "تغییر در شرایط محیط فیزیکی" و "راندمان کار کارکنان" بیایند.

مایو و همکارانش به این نتیجه رسیدند که "محیط اجتماعی" جدید کار در اتاق نصب و اتصال دستگاه تقویت کننده الکتریکی، عامل افزایش بهره وری کارگران است.

عوامل مهمی که در این آزمایش مد نظر قرار گرفتند، عبارتند از:

1.  جو گروه- کارگران از روابط اجتماعی در گروه لذت می بردند و می خواستند که گروه کار خوبی انجام دهد؛

2.  سرپرستی مشارکتی- کارگران احساس عزت نفس می کردند. اکنون اطلاعات زیادی به آنان داده می شد؛ در حالی که این حالت برای آنان و سایر کارکنان شاغل در جاهای دیگر کارگاه وجود نداشت؛

3.  شکل گیری گروه- خانمهای کارگر، یک گروه منسجم را تشکیل داده بودند که بر وفاداری و همکاری آنان تأکید می گردد؛

4.  روحیه- میان اعضای گروه نوعی حس یگانگی به وجود آمده بود؛ به طوری که می توان گفت، عوامل پیشین نیز تخت تأثیر این حس یگانگی در گروه قرار داشتند.

مرحله سوم: آزمایش اطاق سیم پیچی کلیدهای تبدیل کننده تلفن (1931-1932)

مرحله نهایی مطالعات هاتورن مجموعه مطالعاتی بود که در اطاق سیم پیچی کلیدهای تبدیل کننده تلفن انجام گرفت. این آزمایش با این بینش شکل گرفت که افراد یک بخش یا واحد سازمانی، منفک از یکدیگر نیستند؛ بلکه بخشی از یک گروه را تشکیل می دهند که روابط تعریف شده ای با یکدیگر، سرپرستان، و کارشان دارند. در این مرحله از مطالعات گروهی از کارگران مرد تحت آزمایش قرار گرفتند که از میان آنها نه نفر سیم پیچی می کردند، سه نفر به لحیم کاری می پرداختند و دو نفر نقش بازرس داشتند.

نخستین یافته ها حاکی از آن بود که این افراد یک گروه اجتماعی پیچیده را تشکیل داده اند. هنجارهای این گروه بخوبی تبیین شده بود و مجموعه ای از عواطف بر کارشان مسلط گردیده بود. این عواطف خیلی بیشتر از آن چیزی بود که برای انجام کارشان در محیط رسمی نیاز داشتند؛ به طوری که گاهی با تعجب مشاهده می شد که افراد به منظور اجتناب از ناخشنودی گروه، بازدهی خود را عمداً کاهش می دادند تا هنجارهای گروه را رعایت کرده باشند؛ حتی اگر این کار به قیمت از دست دادن "دستمزد کار بهتر" تمام می شد؛ بنابر این پژوهشگران دریافتند که گروه نفوذ زیادی بر اعضای خود دارد و می تواند بهره وری آنان در محیط کار را تحت تأثیر مثبت یا منفی خود قرار دهد. بدین ترتیب پژوهشگران قادر شدند تا افکار کارگران را درک کنند و توانستند شرایطی را فراهم آورند تا از شدت خشم کارگران در محیط کار کاسته شود.

یافته های مطالعات هاتورن، سطح دانش و شناخت مدیران از کارکنان را به حد قابل توجهی ارتقاء داد و بسیاری از مفروضات صاحبنظران معاصر خود را به چالش خواند. طبق یافته های مطالعات هاتورن، نتایج ذیل بدست آمد:

-    کارکنان صرفاً با پول برانگیخته نمی شوند و عوامل شخصی و اجتماعی، آثار حایز اهمیتی بر انگیزش آنان دارند و نگرشهای کارکنان به جنبه های گوناگون، کارشان را نیز تحت تأثیر قرار می دهند.

-         نگرشهای فردی آثار غیر قابل انکار و تعیین کننده ای بر رفتار کارکنان دارند.

-         سرپرستی اثربخش برای حفظ روحیه کارکنان و بهره وری آنان اهمیت دارد.

-    همچنین مشخص شد که در باره شخصیت گروههای غیر رسمی و تأثیر آنها بر عملکرد کارکنان، دانش ناچیزی وجود دارد.

-    البته منتقدان چنین بیان داشته اند که معیارهای مورد استفاده د رمطالعات هاتورن فاقد اعتبار علمی بوده اند و بسیاری از نتیجه گیریهای آنان مبتنی بر شواهد علمی نیست. در حالی که برخی از نویسندگان بر این باورند که مجموعه مطالعات هاتورن، بیش از هر نظریه یا مجموعه مطالعات دیگری، بر توسعه تحقیقات و تغییرات در تفکر مدیریت، مؤثر بوده است.

مطالعات هاتورن، به افزایش علاقه پژوهشگران به مطالعه ابعاد اجتماعی و انسانی رفتار کارکنان در سازمان منجر شد؛ در اثر این مطالعات، برخی چنین پنداشتند که رمز بهره وری و افزایش تولید آن است که "سازمان علاقه بیشتری به کارکنان خود نشان دهد؛ به طوری که رضایت کارکنان از کار در سازمان افزایش یابد". همچنین تأکید بر روابط مبتنی بر همکاری میان سرپرستان و کارکنان افزایش یافت و چنین نتیجه گیری شد که مدیران باید علاوه بر کسب مهارتهای فنی به کسب مهارتهای اجتماعی و انسانی نیز بپردازند و از فراگرد ایجاد و افزایش "رضایت کارکنان از کارشان" شناخت بهتری به دست آورند. در نهایت، جنبش روابط انسانی به پایه گذاری مبانی رشته رفتار سازمانی برای مطالعه رفتار افراد و گروهها در سازمان منجر شد.

 

نظریه بوروکراسی

 

نظریه بوروکراسی از جمله رهیافتهای سنتی به مدیریت محسوب می گردد. ماکس وبر، جامعه شناس روشنفکر آلمانی، بیشتر آثار خود را در اواخر قرن نوزدهم میلادی منتشر کرد؛ با وجود این تا سال 1920 که آثارش به زبانهای دیگر ترجمه شد، ناشناخته ماند. نظریه های وبر عمدتاً حالتی توصیفی داشت. وی به این مسئله اساسی که چگونه می توان ساختار سازمانها را به طور مناسبی طراحی کرد توجه داشت.افکار و نظریه های وبر، تأثیر عمده ای بر رشته های مدیریت و جامعه شناسی سازمانها داشت. این افکار تا حدودی در واکنش نسبت به تلقی او از کاستیهای سازمانهای عصر خودش، شکل گرفت. دولت وقت آلمان، موضوع ویژه مورد مطالعه وبر بود. وی بر این باور بود که افراد به دلیل موقعیت اجتماعی خاص و وجهه و اعتبارشان اقتدار می یابند و در منصبهای اصلی و مهم ساختار اجتماعی آلمان قرار می گیرند، نه به دلیل توانائیها و شایستگیهایشان؛ به همین دلیل مدعی بود که سازمانها با همه ظرفیت و توان خود کار نمی کنند؛ بنابر این باید شکل جدیدی از سازمان را طراحی کرد که به حل این مسأله کمک کند.

در عمق تفکر وبر، مفهوم بوروکراسی قرار دارد؛ یعنی شکل سازمانی مطلوبی که به طور منطقی طراحی گردد، بسیار کارآ باشد، از اصول منطق و نظم پیروی کند، و بر مبنای اختیار مشروع بنا نهاده شود. از جمله ویژگیهای خاص بوروکراسی وبر می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1.  تقسیم کار روشن- مشاغل بخوبی تعریف می شوند و کارکنان در انجام آنها بسیار مهارت می یابند.

2.  سلسله مراتب اختیارات روشن- اختیار و مسئولیت برای هر منصب بخوبی تعریف می شود و هر مقامی به مقام بالاتر از خود، گزارش می دهد.

3.  قواعد و رویه های رسمی- دستورالعملهای مکتوب، رفتار و تصمیمها را هدایت می کند و سوابق پرونده ها به طور مکتوب نگهداری می گردد.

4.  برخورد غیر شخصی- قواعد و رویه ها به طور یکسان و بدون استثناء در مورد همه رعایت می شود و با هیچ کس برخورد ویژه صورت نمی پذیرد.

5.  مسیر ترقی مبتنی بر شایستگی- انتخاب و ارتقاأ کارکنان بر مبنای توانائی و عملکرد آنان صورت می پذیرد.

وبر بر این باور بود که سازمانها در حالت بوروکراسی بهتر عمل می کنند و از منابع نیز به طور کارآ استفاده می شود و عدالت و انصاف در برخورد با کارکنان و ارباب رجوع رعایت می گردد. وبر بر این باور بود که سازمان اداری کاملاً بوروکراتیک، از دید صرفاً فنی، سازمانی است که توان رسیدن به بالاترین سطح کارآیی را دارد و از نظر دقت، ثبات، رعایت انضباط، و قابلیت اعتماد بر هر نوع دیگری از سازمان، برتری دارد؛ در واقع بوروکراسی قابلیت پیش بینی رفتار افراد و سازمان را افزایش می دهد و هم از حیث کارآیی زیاد و هم از حیث قلمرو عملیات بر انواع دیگر سازمان برتری دارد و به طور رسمی، برای انجام هرگونه کار اداری قابل استفاده است.

 

منابع: مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

اصول علم اداره (نظریه فراگرد مدیریت)

 

اصول علم اداره (نظریه فراگرد مدیریت) از جمله رهیافتهای سنتی به مدیریت است در بحبویه سالهای جنگ جهانی اول (1296 هجری شمسی)، هنری فایول مدیر حرفه ای، دانشمند و نویسنده فرانسوی مکتب مبتنی بر ((اصول علم اداره)) (مکتب اصول گرایی در مدیریت) را مطرح کرد. فایول در سال 1916 میلادی، پس از سالها کار در صنایع فرانسه، کتاب مدیریت عمومی و صنعتی را منتشر کرد. و در آن دیدگاههای خود را در مورد مدیریت مناسب سازمان و افراد آن بیان کرد. فایول، کل سازمان را در قالب پیکره ای واحد تصور می کرد و فعالیتهای آن را به شش دسته قابال تقسیم می دانست: "فنی و تولیدی"، "بازرگانی و مبادله"، "مالی و بهینه سازی مصرف"، "ایمنی و حفاظت از اموال و افراد"، "حسابداری و تعیین وضعیت مالی"، و "وظایف مدیریتی".

وی وظایف مدیریتی را مشتمل بر برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و کنترل می دانست.

او معتقد بود که پنج دسته فعالیت اول، مشخص ترند؛ به همین دلیل در کتاب خود بیشتر به تحلیل فعالیت ششم مبادرت کرد. فایول ضمن بیان این واقعیت که اصول مدیریت باید به صورت انعطاف پذیر به کار برده شوند، حاصل تجربیات خود را در قالب چهاده اصل برای بهبود مدیریت سازمان و انجام وضایف مدیریت ارائه کرد:

1.  تقسیم کار- کاهش توع مسئولیتها و کارهایی که هر کس در یک محدوده معین انجام می دهد، موجب افزایش مهارت و بهبود عملکرد وی خواهد شد.

2.  اختیار- حق صدور دستور و اجرای آن به کمک پاداش یا تنبیه را اختیار می گویند. مسئولیت بر الزام به پاسخگویی در برابر نتایج دلالت دارد. میزان اختیار و مسئولیت افراد باید متناسب باشد.

3.  انضیاط- اطاعت و تعهد ناضی از توافق مدیر با کارکنان را انضباط گویند، خواه به صورت کتبی، خواه به صورت خط مشیهای نانوشته و شفاهی، برقراری انضباط، به طور عمده به توان رهبری مدیر بستگی دارد.

4.  وحدت فرماندهی- اختیار دستور دادن به هر کارمند باید مختص به یک مدیر باشد. هر کارمند باید بداند که از چه کسی دستور می گیرد و در برابر چه کسی مسئول است.

5.  وحدت مدیریت- برای اجرای هر برنامه واحد، باید یک مدیر مسئول تعیین شود؛ به طوری که مدیر مذکور بتواند با هدایت همه فعالیتهای معطوف به تحقق یک هدف معین، آنها را با هم هماهنگ سازد.

6.  تبعیت اهداف و منافع فردی از اهداف و منافع عمومی- منافع اعضاء یا گروههای فعال در سازمان نباید مهمتر از منافع و هدفهای عمومی تلقی شوند؛ مدیر موظف است با استفاده از الگوهای مطلوب، میان منافع فردی و سازمانی همبستگی ایجاد کند.

7.  جبران خدمت کارکنان- در ازای کار انجام شده، باید به همه کسانی که به طور مؤثر برای تحقق هدف کوشیده اند، پاداش منصفانه ای پرداخت شود؛ روشهای متعددی برای پرداخت پاداش وجود دارد. در هر صورت مبلغ پرداختی باید تا حد امکان از نظر کارکنان و کارفرمایان منصفانه تلقی شود.

8.  تمرکز- سازمانها نیز مانند سایر نهادهای اجتماعی، نیازمند آنند که توسط یک سیستم مرکزی هدایت شوند و فعالیتهایشان هماهنگ گردد. البته میزان مناسب تمرکز و عدم تمرکز در فعالیتها، به شرایط و محیط کار بستگی دارد؛ معمولاً درجه ای از تمرکز مطلوب است که به بهترین وجه توانائیهای کارکنان را بکار گیرد.

9.  سلسله مراتب- خط فرماندهی یا مسیر صدور دستور، معمولاً از مسئولان رده بالای سازمان شروع و به کارمندان جزء ختم می گردد؛ به این ترتیب، هر نوع ارتباط رسمی باید از طریق خط فرماندهی صورت بپذیرد و وحدت مدیریت را ممکن سازد. با وجود این، گاهی خط فرماندهی بیش از حد طولانی می گردد و موجب اشکال در ارتباطات و کندی فراگرد تصمیم گیری می شود، در این گونه موارد باید این اصل با انعطاف پذیری بیشتری اجرا شود.

10. نظم- رعایت نظم برای گردش صحیح کارها در سازمان ضرورت دارد. دستورالعمل نظم برای افراد و تجهیزات چنین است: انتخاب صحیح و قرار دادن افراد در جای مناسب خودشان؛ انتخاب صحیح تجهیزات و استفاده از اشیاء در جای مناسب.

11. عدالت- اگر با کارکنان سازمان، منصفانه و عادلانه رفتار شود، آنان با جدیت در جهت کسب اهداف سازمانی تلاش خواهند کرد و نسبت به سازمان وفادار خواهند ماند.

12. ثبات- کارکنان برای تطبیق با محیط سازمان و وظایف کاری خود، به زمان نیاز دارند. در واقع آنها پس از تسلط بر کار، به بهره دهی کامل می رسند. حال اگر قبل از بهره دهی کامل جا به جا شوند، هم هزینه هایی که سازمان برای آموزش آنها پرداخته است به هدر می رود و هم روحیه آنها تضعیف می گردد.

13. ابتکار عمل- اگر برای انجام همه کارها برنامه ریزی شود و برنامه ها به طور موفقیت آمیز به اجرا درآیند، ابتکار عمل در دست مدیران سازمان خواهدبود. مدیر باید کارکنان را تشویق کند تا حتی المقدور فعالیتهایشان را برنامه ریزی کنند.

14. احساس وحدت و یگانگی- وحدت و هماهنگی کارکنان بر قدرت و انسجام سازمان می افزاید. مدیر باید برای تقویت روحیه کارکنان برای کار دسته جمعی، تلاش کند. روحیه کار دسته جمعی، با درک هدفهای سازمان حاصل می شود. به این ترتیب، کارکنان باید دریابند که کسب منافع شخصی، از طریق انجام خدمات سودمند دسته جمعی، بهتر میسر می گردد.

فایول فعالیتهای مدیریتی را از سایر فعالیتهای سازمانی متمایز می دانست. مطالعات فایول توسط برخی از صاحبنظران ارویک و گیولیک که وظایف مدیریت را مشتمل بر برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، هدایت، هماهنگی، گزارش دهی و بودجه بندی می دانستند پیگیری شد.

صاحبنظر دیگری که به مکتب "اصول گرایی در مدیریت" کمک کرد، مری پارکر فالت بود. در سال 1933 میلادی، در مراسم بزرگداشتی که پس از مرگ وی برپا شده بود از او به عنوان یکی از مهمترین زنان صاحبنظر آمریکا در زمینه جامعه شناسی و علوم اجتماعی یاد شد.

در نوشته های فالت در مورد سازمانها، جلوه هایی از اهتمام به شناخت گروهها و تعهد عمیق وی به همکاری انسانی در سازمان، مشاهده می شود. از دیدگاه او "گروهها"، ساز و کارهایی برای ترکیب تواناییها و استعدادهای افراد گوناگون، جهت ارائه خدمات بهتر تلقی می شوند. وی سازمانها را به مثابه جوامع کوچکی در نظر می گرفت که مدیران و کارکنان باید به طور هماهنگ در آنها کار کنند؛ بدون اینکه یکی بر دیگری سلطه ای داشته باشد؛ همچنین، آنها باید بتوانند از طریق گفتگو و حل واقعی اختلافات، تضادهایشان را از میان بردارند. فالت، وظیفه مدیران را کمک به افراد در سازمان به منظور همکاری در جهت کسب تلفیقی از منافع می دانست. فالت بر این باور بود که اگر هر یک از کارکنان را مالک بخشی از شرکت کنیم، احساس مسئولیت جمعی ایجاد و تقریت خواهدشد. امروزه نیز این موضوع، تحت عناوینی چون "برنامه های مالکیت کارمند" و "سهیم کردن کارکنان در سود و درآمد" مورد بحث قرار می گیرد. فالت معتقد بود که اشتغال به کسب و کار نوعی خدمت است؛ بنابر این، همواره باید سودهای شخصی را در ارتباط با حسن نیت و رضایت عامه مردم در نظر گرفت. این مباحث نیز امروزه تحت عناوینی نظیر "اخلاق در مدیریت" و "مسئولیت اجتماعی سازمان" پیگیری می شود.

 

منابع: مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۶ساعت 23:34  توسط محمد رضا رستمخانی  | 

تعاریف اصطلاحات مدیریت

مدیریت

مدیریت فراگرد به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی بر مبنای یک نظام لرزشی پذیرفته شده است که از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل عملیات برای دستیابی به اهداف تعیین شده، صورت می گیرد.

(تغییر به سوی هدف با استفاده از ساز و کار بازخور را فراگرد گویند.)

 

مدیریت منابع انسانی

مدیریت منابع انسانی شناسایی، انتخاب، استخدام، تربیت و پرورش نیروهای انسانی به منظور نیل به اهداف سازمان می باشد.

 

اصول مدیریت

اصول مدیریت عبارتند از: برنامه ریزیریا، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و سرپرستس و کنترل

 

مدیریت، علم و هنر

آن بخش از مدیریت را که با آموزش فرا گرفته می شود، ((علم مدیریت)) و بخشی از آن را که از طریق کسب تجارب و اندوخته ها و به کارگیری آنها در شرایط گوناگون حاصل می شود، ((هنر مدیریت)) می دانند. به دیگر سخن علم ((دانستن)) است و هنر ((توانستن)).

 

سازمان

سازمان عبارت است از مجموعه ای از افراد که برای تحقق اهدافی معین همکاری می کنند. در همه سازمانها از انسانها استفاده می شود و همه آنها هدفمند بوده، از "تقسیم کار" بهره می گیرند.

 

اصول مدیریت علمی تیلور:

1-  مدیریت باید علمی باشد. در این اصل روش علمی جانشین روش تجربه و خطا می گردد. تیلور معتقد بود که با مطالعه علمی کار باید کوشید بهترین روش انجام کار را پیدا و به صورت دستورالعمل به کارکنان ابلاغ کرد. مطالعه علمی کار، شامل حرکت سنجی و زمان سنجی و تعیین استانداردهای تولید و کارکرد بر اساس آن است.

2-  انتخاب کارکنان باید اساس علمی داشته باشد. با استفاده از روشها و فنون علمی افرادی باید برای کار انتخاب شوند که مهارت و توانائیهای لازم برای انجام مؤثر و موفقیت آمیز آن را داشته باشند.

3-    آموزش و تربیت کارکنان باید جنبه علمی داشته باشد.

4-  روابط نزدیک و دوستانه و روحیه همکاری باید بین مدیریت و کارکنان وجود داشته باشد.با توجه به این اصل کار و مسئولیت باید به طور مساوی میان مدیران و کارکنان تقسیم شود. برنامه ریزی و کارهای فکری را مدیران و کارهای جسمی را کارکنان انجام دهند.

 

مکتب روابط انسانی

تحقیقات تیم مایو (التون مایو از دانشگاه هاروارد و همکارانش، روث لیسبرگر و وایت هد) نشان داد که میزان تولید، تابع همکاریهای گروهی است، به عبارت دیگر، تبدیل گروه (به معنای تجمعی از افراد) به تیم (به معنای تشریک مساعی افراد برای نیل به اهدافی مشترک و از پیش تعیین شده)، عامل اصلی در میزان تولید است. به طور خلاصه می توان گفت ایجاد روابط انسانی میان کارگران و سرپرستان، عامل مهم و تعیین کننده در افزایش تولید و کارآیی کارکنان بوده است.

مطالعات التون مایو در هاتورن (شرکت وسترن الکتریک) سرآغاز جنبشی بود که بعدها به نام نهضت یا مکتب روابط انسانی مشهور شد و تا به امروز ادامه دارد، همانطور که نظرات و مفاهیم نهضت مدیریت علمی نیز امروزه در قالب مهندسی صنایع متبلور گشته است.

 

تجزیه و تحلیل شغل

تجزیه و تحلیل شغل، شرح خلاصه وظایف و مسئولیتهای شغل، رابطه آن شغل با مشاغل دیگر، دانش و مهارتهای لازم برای انجام دادن آن، و شرایط کار است.

 

برنامه ریزی نیروی انسانی

برنامه ریزی نیروی انسانی فرآیندی است که بوسیله آن سازمان معین می کند که برای نیل به اهداف خود به چه تعداد کارمند، با چه تخصص و مهارتهایی، برای چه مشاغلی و در چه زمانی نیاز دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۶ساعت 23:30  توسط محمد رضا رستمخانی  | 

تاریخچه MBA

Master of Business Administeration

 

تاریخچه MBA

  MBAمدل آمریکایی آموزش مدیریت است. تقریبا اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 شکل گرفت به این ترتیب که بعد از جنگ جهانی دوم که تقاضا برای مدیرهای خیلی حرفه ای بالا رفت. مهندسانی که در صنعت کار می کردند مهارتهای جدیدی برای مدیریت لازم داشتند. MBA مخفف Master of Business Administeration است. تا اوایل دهة 60 کشورهای دیگر دنیا MBA نداشتند و شروع به ایجاد و گشترش این رشته کردند. بعد از آمریکا ، انگلستان اولین کشوری بود که MBA را ایجاد کرد. MBA را در ایران مدیریت بازرگانی می گوییم که سال هاست در کشور وجود دارد. و تفاوتی که با رشته های دیگر دارد این است که MBA یک رشتة‌علمی نیست. یعنی درصد عمدة کسانی که این رشته را می خوانند نمی خواهند کار تحقیقی بکنند. بلکه هدفشان این است که مهارت های مدیریتی خودشان را افزایش دهند. به طور کلی این رشته حالت تحقیقی ندارد و تنها توسعه مهارت است. و کاری که می کند این است که اگر فردی که متخصص است و می خواهد مدیر شود مهارت لازم را به او آموزش می دهد. مثل حسابداری ، بازاریابی ، اقتصاد، کامپیوتر و ...، در حال حاضر طبق آخرین آمار000/60 نفر فارغ التحصیل MBA هستند.

الان رشد MBA در آمریکا متوقف شده ولی در آسیای شرقی و در کشورهای در حال توسعه رشد خوبی دارد. در دهة 90 ناگهان رشد فارغ التحصیلان MBA زیاد شد. البته اخیرا از نظر آموزش رقبای دیگری هم پیدا کرده. مثلا افراد را در داخل شرکت کاملا متناسب با نیازهای شرکتشان آموزش می دهند. بحث آموزش از راه دور هم باز یک رقیب MBA است. کسانی که فارغ التحصیل MBA می باشند وارد عرصه مدیریت می شوند و در سطوح مختلف مثل مدیر تولید یا بازاریابی یا مدیر مالی مشغول به کار می شوند و یا نهایتا مدیر عامل شرکت می شوند. گروه دوم که شاید 9/9 درصد از فارغ التحصیلان MBA هستند وارد کار مشاوره می شوند. برخی در شرکت های مشاورة مدیریت (در ایران مثل سازمان مدیریت صنعتی) کار می کنند و گروهی به عنوان کارشناس مثلا تحلیل گر مالی  یا تحلیل گر بازار یا متخصص نیروی انسانی در سازمان ها کار می کنند بدون اینکه وارد کار اجرایی شوند. گروه سوم که درصد کمی هستند ممکن است ادامة تحصیل بدهند و دکترا دریافت کنند و استاد شوند. رویکردی کنونی دنیا، رویکرد کار آفرینی است به این معنا که ما باید فارغ التحصیلان MBA را تشویق کنیم تا خودشان کسب و کار راه بیاندازند.

کسانی که در کار تجارت بوده و مدیر هستند، بعد از مطالعه MBA احساس می کنند مهارتشان بیشتر شده است. حقوق کسانی که MBA خوانده اند در آمریکا 5/3 برابر کسانی است که با همان تحصیلات و سن در موقعیت های دیگری کار می کنند. این است که فارغ التحصیلان MBA رشد بیشتری می کنند و می توانند بهتر در سازمان ارتقا پیدا کنند و یا یاد می گیرند که بهتر پول دربیاورند. وقتی MBA می خوانیم یاد می گیریم که چگونه باید ارتباط برقرار کنیم یا چگونه باید یک مسئله را حل کنیم. با پیچیدگی ها و سیاست ها در داخل یک سازمان آشنا می شویم. این مباحث به هرحال به کسی که در سازمان به عنوان کارمند کار می کند خیلی کمک می کند که رشد موثری داشته باشد.

در ایران اولین دوره مدیریت اجرایی در دهه 70 میلادی توسط مرکزی تحت عنوان ICMS و با همکاری دانشگاه هاروارد راه اندازی شد که متاسفانه بعد از انقلاب مورد بی توجهی قرار گرفت و منحل گردید. دومین گام در این راستا توسط سازمان مدیریت صنعتی برداشته شد که در اواخر دهه 60 شمسی اقدام به راه اندازی دوره مدیریت اجرایی کرد. سرانجام در اول دهه 80 شمسی دانشگاه صنعتی شریف به اتکای وجهه منحصر به فرد خود اقدام به راه اندازی این رشته با توجه به نیاز شدید کشور نمود. در حال حاضر علاوه بر سازمان مدیریت صنعتی, دانشگاههای تهران، علامه طباطبایی و علم و صنعت ایران نیز دارای دوره کارشناسی ارشد با گرایش مدیریت اجرایی و دانشگاه شریف با گرایش MBA هستند. همچنین در دانشگاه آزاد اسلامی در دو واحد علوم تحقیقات تهران و اهواز پذیرش دانشجو در گرایش مدیریت اجرایی صورت می‌گیرد.

گرایش های MBA در دنیا و ایران چیست؟

MBA در طیفی از حوزه های عملیاتی تا حوزه های تجاری گسترده می شود. در ایران چیزی که به نام MBA درس داده می شود با خارج کمی فرق دارد. در ایران گرایش هایی مثل مدیریت تکنولوژی و مدیریت اطلاعات و عملیات داریم که جایش در دانشکده های صنایع است. در آمریکا MBA به تجارت گرایش دارد. مهم ترین تمرکز آن روی بازاریابی و کارآفرینی است. و در کنار آنها گرایش منابع انسانی و سازماندهی است، MBA در ایران به طیف عملیاتی آن نزدیکتر است و در حوزه های مالی و بازاریابی ضعیف است.

 سازمان مدیریت صنعتی حدود 12ـ10 سال پیش که MBA اجرایی را راه اندازی کرد اولین جرقه MBA بود. هرچند قبل از انقلاب یک دورة خیلی خوب MBA در مدرسه عالی مطالعات مدیریتی داشتیم که الآن دانشگاه امام صادق شده است ، چند شرکت بزرگ بخش خصوصی با همکاری دانشگاه هاروارد آنجا را راه انداخته بودند. و یکی دو دانشگاه دیگر هم این کار را می کردند که ادامه پیدا نکرد. آنجا تقریبا 4 دوره فارغ التحصیل خیلی خوب داشت که اکنون آدم های برجسته ای در مدیریت هستند. بعد از آن دوره MBA نداشتیم تا در دهة 70 که سازمان مدیریت صنعتی مدیریت اجرایی را با گرایش هایی مختلف مثل مدیریت شهری و بیمارستانی پایه گذاری کرد. کلمه MBA را عملا دانشگاه شریف معمول کرد.  MBAیکی از پرطرفدارترین و پر سود ترین رشته های تحصیلی است و برای تحصیل در آن شما با هر مدرک لیسانسی می توانید در آزمون های مربوطه ثبت نام کنید. 

رشته MBA به دلیل تفاوت های ماهیتی از ظاهر آسان و جذابی نسبت به سایر رشته ها برخوردار است ولی در عمل برای موفقیت در کنکور و تحصیل در آن نیازمند توانمندی های هوشی و ذاتی خواهید بود که می تواند تضمین کننده موفقیت یا شکست شما در این رشته باشد.

ضرورت و اهمیت MBA

توسعه کشور و ارتقاء استاندارد زندگی در آن مستلزم بهبود و ارتقاء کیفیت مدیریت در سازمانهای اقتصادی و اجتماعی است. با بهبود مدیریت است که میتوان بهره وری را افزایش داد و از ظرفیت ها و امکانات موجود، کالا و خدمات بیشتری را تولید و ارائه نمود و ظرفیت های زیادتری را بوجود آورد.  

بهبود مدیریت نیز مستلزم آگاهی و تسلط به دانش مدیریت است. امروزه مدیریت به عنوان یکی از شاخه های معرفت بشری پیشرفت زیادی نموده است و آموزش و تحقیق در زمینه آن گسترش فراوانی یافته است . باتوجه به اهمیت مدیریت در رشد و ارتقاء سازمانها و جوامع، نظامهای آموزش عالی کشورها، آموزش و تحقیق در حوزه مدیریت را از نظر کیفی و کمی به سرعت توسعه داده اند.

یکی از زمینه های بارز توسعه آموزش مدیریت ایجاد رشته کارشناسی ارشد مدیریت سازمان (MBA) در کشورهای مختلف جهان است. این رشته به سرعت نخست در امریکا و کشورهای صنعتی و سپس در کشورهای در حال توسعه، گسترش یافته است.

همانطوریکه قبلا" ذکر شد، فارغ التحصیلان دوره های کارشناسی و مخصوصا" فارغ التحصیلان دوره های فنی و مهندسی وارد این دوره شده و در یک آموزش فشرده و پرکار به فراگیری دانش و فنون مدیریت می پردازند. ترکیب دانش تخصصی دوره کارشناسی و آگاهی و تسلط به دانش و فنون مدیریت در دوره کارشناسی ارشد، از فارغ التحصیلان این دوره مدیران کارآمد و مؤثری میسازد که در افزایش کارآئی و رشد سازمانهای اقتصادی - اجتماعی تأثیر بسزایی دارند. به خاطر کسب همین توانائی هاست که در سه دهه اخیر، دوره های MBA در کشورهای مختلف جهان به سرعت گسترش یافته و تنها در کشور آمریکا حدود 700 موسسه آموزش عالی، دوره MBA ارائه میدهند.

اگر می خواهید خود را قانع کنید که چرا باید MBA را انتخاب کنید، کار دشواری نخواهید داشت. جایگاه MBA در دنیای امروز امکان ادامه تحصیل در برترین دانشگاههای داخل و خارج را در اختیار شما قرار خواهد داد. در صورتی که زمینه شغلی مد نظر شما باشد، با توجه به اینکه این رشته بسیار نوپاست و با استقبال شدید سازمانها نیز مواجه شده است می توان بازار کار بکر و دست نخورده ای برای آن در نظر داشت، هرچند در آمریکا علی رغم سابقه 80 ساله هنوز بازار کار بسیار وسیعی در اختیار فارغ التحصیلان قرار دارد. در ایران نیز آمارهای فعلی نشان از تضمین شغل در آینده دارد. MBA قابلیتهای شما را ورای تخصصی که اکنون دارید توسعه خواهد داد و شما را به شخصی مبدل خواهد کرد که هیچ سازمانی قادرنخواهد بود به راحتی از روی تخصص شما عبور کند . این نکته که قادر هستید MBA را به عنوان رشته   دوم همراه با رشته اصلی خود امتحان دهید نیز قابل توجه است. هرچند MBA ارزشی ورای رشته های تخصصی و فنی در دنیای امروز دارد.

زمینه های فعالیت فارغ التحصیلان

فارغ التحصیلان این دوره با فراگیری دانش و فنون مدیریت قادر خواهند بود در زمینه های ذیل فعالیت نمایند :

· اداره امور واحدهای ستادی سازمانهای تولیدی و اجتماعی در جهت کمک به مدیران این سازمانها برای اداره مؤثرتر سازمانهای خود

· اداره و راهبری مؤثر و کارآمد یک سازمان یا یک بخش تخصصی از آن نظیر بخش های تولید، تحقیق و توسعه، مالی، فروش، پرسنلی و اطلاعات           

· ایجاد تحول در یک بخش تخصصی سازمان با تجدید تشکیلات، رویه ها و شیوه های اداری آن بخش

· کارآفرینی در یک سازمان برای شروع فعالیت های جدید یا ایجاد و اداره سازمانهای جدید

· طراحی تحول در کل یک سازمان و رهبری و هدایت تحولات کلی بعد از کسب تجربیات مدیریتی

آینده شغلی:

دوره کارشناسى ارشد مدیریت اجرائى به منظور پرورش کادر مدیریت اجرایى بنگاههاى تولیدى و خدماتى خصوصى، تعاونى و دولتى و نیز تأمین مدیر براى طرحهاى بزرگ عمرانى طراحى و ایجاد شده است. برنامه بهبود نظام مدیریت در سطح واحدهاى تولیدى و خدماتى از طریق رشته مدیریت اجرائى، لازمه دستیابى به اهداف خاص آموزشى زیر است:

 - آماده کردن شرکت کنندگان براى قبول وظایف مدیریت از طریق آشنایى با آخرین دستاوردهاى دانش مدیریت و تقویت قابلیتهاى تحلیل، ابتکار، خطرپذیرى، ارتباطات، تصمیم گیرى و بالاخره رهبرى مؤسسات تابعه.

- ایجاد زمینه جهت ارتباط نزدیکتر و موثرتر میان مدیران و کادر مشاوران و کارشناسان مدیریت از طریق دستیابى به دیدگاهها و زبان مشترک علمى، در جهت استفاده بهینه مدیران از کادر مذکور.

از اینرو انتظار مى رود شرکت کنندگان این رشته مهارتهاى زیر را کسب نمایند:

- نگرش علمى به مدیریت: این مهم از طریق آشنائى وسیع با تجربیات دنیاى صنعتى و پژوهش هاى معمول در رشته مدیریت و نیز پى بردن به اهمیت نگرش علمى به مسایل مدیریت محقق خواهد شد که در آنصورت از تفکر یک بعدى، شتاب زدگى در عمل و پیش داورى درباره روشهاى کارآمد مدیریت که از ویژگى هاى نگرش غیرعلمى است پرهیز خواهد شد.

- کسب دانش مدیریت: آشنایى مدیران با تجربیات کشورهاى صنعتى و نیز تحقیقات اندیشمندان مدیریت موجب ارتقاء سطح دانش هایى در این زمینه مى شود و این امر از سوئى زمینه استفاده مؤثرتر از فنون جدید مدیریت را توسط مدیران فراهم مى کند و از سوى دیگر ارتباط و همکارى نزدیکترى میان مدیران و کارشناسان مدیریت ایجاد کرده موجب مى شود که مدیران از مشاوران و کادر ستادى خود بهتر استفاده کنند.

نقش و توانائی

فارغ التحصیلان این دوره با فراگیری دانش و فنون مدیریت قادر خواهند بود در زمینه های ذیل فعالیت نمایند :

1- اداره امور واحدهای ستادی سازمانهای تولیدی و اجتماعی در جهت کمک به مدیران این سازمانها برای اداره مؤثرتر سازمانهای خود

2- اداره و راهبری مؤثر و کارآمد یک سازمان یا یک بخش تخصصی از آن نظیر بخش های تولید، تحقیق و توسعه، مالی، فروش، پرسنلی و اطلاعات          

3- ایجاد تحول در یک بخش تخصصی سازمان با تجدید تشکیلات، رویه ها و شیوه های اداری آن بخش

4- کارآفرینی در یک سازمان برای شروع فعالیت های جدید یا ایجاد و اداره سازمانهای جدید

5- طراحی تحول در کل یک سازمان و رهبری و هدایت تحولات کلی بعد از کسب تجربیات مدیریتی

بازار کار MBA

اگر به بازار کار MBA در ایران نظر بی افکنیم ایران حداقل تا 10 سال آینده نیازمند متخصصین این رشته خواهد بود این پیش بینی با توجه به تراکم زیاد مهاجرت فارغ التحصیلان این رشته از کشور برای کار یا ادامه تحصیل در خارج کشور و نیاز شدید سازمان های بزرگ و اقتصادی  و شرکت های دولتی و خصوصی که تعدادشان کم هم نیست بسیار با وسواس صورت گرفته است.

اما بازار کار MBA در خارج از کشور نیز از جایگاه مطلوبی برخوردار است و کشورهای آمریکا و کانادا در جذب متخصصین این رشته درنگ نمی کنند. از خاطر نبرید که بسیاری از دانشجویان این رشته از همان ابتدای تحصیل دعوت به کار می شوند.

هدف از فراگیری MBA

بگذارید این موضوع را با مثالی باز کنیم. شما حتما با نام آقای قلمچی دارنده بزرگترین مرکز آموزش کنکور آشنا هستید. قلمچی تا ده سال پیش یک دبیر ساده ریاضی و فیزیک بود که گاهی اوقات در ساعات فراغت از مدرسه به تدریس خصوصی می پرداخت اما امروز با در آمد سالانه حدود 4 میلیارد تومان یکی از مشهورترین و پر درامد ترین افراد ایران است که نحوه درآمدش هم کاملا آشکار است و اتفاقا مردم با میل و رقبت حاضر هستند به موسسه او پول بپردازند سوالی که مطرح می شود این است که چطور این اتفاق می افتد؟چرا از میان این همه دبیر فقط یک نفر می تواند تا این حد موفق عمل کند؟در واقع کار MBA همین است MBA به شما به عنوان یک فرد عادی در هر تخصص و دانشی امکان می دهد تا ذهن خود را متوجه خلاء ها , نیازها, شکاف ها و کمبودهای بازار کنید و بر اساس تکنیک ها و تاکتیک هایی که بازار و کسب و کار شما می طلبد بهترین راه برای توسعه کسب و کار خود را پیدا کنید و سهم خود را از بازار افزایش دهید. مثالهای ایرانی و خارجی از این دست بسیار هستند هایدا بزرگترین Fast food زنجیره ای، در ابتدا فقط یک ساندویچی ساده بود اما از همان ابتدا ایده ای بزرگ بود و یا ebay یک سایت معمولی بود ولی هم اکنون یکی از پر سود ترین سایت های اینترنتی دنیاست.

MBA تا حد کمی به شما می آموزد که در ایجاد یا توسعه یک کسب و کار چگونه اولین باشید اما تا حد بسیاری به شما یاد می دهد چگونه در کسب و کار خود و در بازار رقابتی بهترین باشید.

دوره کارشناسی ارشد مدیریت سازمان به منظور پرورش مدیران کارآمد برای   اداره سازمانهای اقتصادی- اجتماعی، تولیدی و خدماتی طراحی شده است.

رشته MBA یا کارشناسی ارشد مدیریت حرفه ای بازرگانی چنانچه از نامش پیداست تنها مدیریت بازرگانی نیست، از آنجا که در ایران آموزش مدیریت به سه شاخه بازرگانی، صنعتی و دولتی تقسیم می شود برای اکثر متقاضیان این گمان پیش می آید که MBA تنها در بر گیرنده مباحث مدیریت بازرگانی است و به طور مثال برای مدیریت صنعتی باید به سراغ رشته دیگری رفت در حالی که این تصور کاملا اشتباه است.

MBA مدیریت Business است و Business یعنی کلیه عملیاتی که از تولید تا فروش و خدمات پس از فروش کالا یا خدمات را شامل میشود و به صورت مکرر اتفاق می افتد.

برای رشته MBA حدود 30 گرایش مختلف در کشور های مختلف تعریف شده است. اما چهار گرایش اصلی این رشته که تقریبا در همه دانشگاه ها تدریس می شوند به شرح زیر است:

1- بازاریابی و مدیریت فروش ( Marketing )

2- مدیریت مالی و مدیریت موسسات مالی ( Finance )

3- مدیریت تولید و سیستمهای تولید و پروژه ( Operation )

4- مدیریت منابع انسانی ( Human Resources )

امروزه حتی MBA با گرایش هایی مانند تجارت الکترونیک و فن آوری اطلاعات نیز ارائه می شود که نشان از انعطاف پذیری بالا و نیاز روز افزون به فارغ التحصیلان این رشته است.

متاسفانه امروزه بسیاری بدون توجه به محتوای MBA آن را با نام مدیریت سازمان می شناسند و تنها به بخش بسیار کوچکی از اهدافی که در این دوره بررسی می شود می پردازند. اگر بخواهیم تعریفی دقیق تر از اهداف MBA داشته باشیم باید توجه داشت که هدف این دوره پذیرش فارغ التحصیلان دوره های کارشناسی در رشته های مختلف به خصوص رشته های فنی و مهندسی و پرورش افرادی است که قادر باشند در زمینه های ذیل انجام وظیفه نمایند :

1- اداره و راهبری مؤثر و کارآمد سازمان یا یک بخش تخصصی از آن نظیر بخش های تولیدی، بازاریابی و فروش، اطلاعات و مالی

2- ایجاد تحول در یک بخش تخصصی سازمان

3- طراحی، هدایت و رهبری تحول در کل سازمان پس از کسب تجارب عملی در مدیریت

4- کارآفرینی با ایجاد فعالیت های جدید در درون سازمان و یا ایجاد سازمانهای جدید

5- ارائه خدمات مشاوره ای و مطالعاتی در زمینه های مزبور به مدیران سازمانهای اقتصادی و اجتماعی

دانستنیهای MBA :

· آیا میدانید که MBA پرهزینه ترین رشته دانشگاهی در خارج کشور است و هزینه سالانه آن در برخی دانشگاهها به 70000 دلار در سال می رسد؟

· آیا می دانید که MBA در دانشگاه هاروارد تنها رشته ای است که به دلیل اطمینان از اشتغال خوب فارغ التحصیلان آن در آینده تحت پوشش کامل وام CITIBANK آمریکا قرار دارد و دانشجویان کلیه هزینه های خود را از آنجا تامین می کنند؟ آیا می دانستید که اکثر دانشگاههای آمریکا، کانادا و اروپا به دلیل تقاضای بسیار بالای داخلی به اتباع خارجی جهت MBA پذیرش نمی دهند؟

· حتما کل دروس، کلاس ها، تحقیقات و ارائه آنها باید به زبان انگلیسی باشد. حتی در کشور هایی مانند فرانسه، آلمان و روسیه هم با تمام تعصباتی که روی زبان اصلی شان دارند، MBA به زبان انگلیسی تدریس می شود. حتی اگر تمام درس ها و مباحث مشابه باشد ولی زبان تدریس و تعلیم انگلیسی نباشد، رشته تحصیلی دیگر MBA نیست و از نظر حرفه ای وقتی MBA نباشد دیگر تفاوتی ندارد که چه اسمی داشته باشد.

· خصوصیت بارز دیگر MBA این است که علاوه بر درس های تئوری باید همراه با تحقیق Case Study، بازیهای تجاری Business Games، و ارائه نتایج در قالب  Presentation و معمولا تز و کارآموزی می باشد.

· مباحث یک برنامه MBA باید مرتبا مورد باز بینی و نو سازی قرار گیرد تا دانشجویان بتوانند با آخرین نیاز ها و دست آورد های علم مدیریت آشنا شوند.

قبل از انتخاب MBA به این موارد دقت کنید:‌

قبل از تصمیم گیری برای انتخاب این رشته، اگر شاغل هستید و باید هزینه زندگی را خودتان تامین کنید، حتما به این نکته فکر کنید که برای گذراندن این دوره نیاز به برنامه زمانی پیچیده و گذراندن یک زندگی سخت و پرکار دارید. درس ها به شدت وقت گیر هستند و هریک از دروس بیش از ۱۲ واحد درس کارشناسی وقت می گیرند. در نظر داشته باشید که باید حداقل ۴۰ ساعت در هفته زمان برای مطالعه و انجام پروژه های درسی اختصاص دهید.

اگر زبان انگلیسی شما خوب نیست یا زبان خود را تقویت کنید و یا از خیر این دوره بگذرید چون احتمالا این رشته برای شما ساخته نشده است.

و در پایان اگر همسر و فرزند دارید مطمئن شوید می توانند با این مساله کنار بیایند که طی دو سالی که در این رشته تحصیل می کنید یا در منزل نخواهید بود و یا در ساعاتی هم که در منزل هستید به نظر می رسد که باز هم در منزل نیستید...چون زمانی برای مشارکت در زندگی نخواهید داشت.

توجه داشته باشید که رشته MBA بر خلاف سایر رشته های کارشناسی ارشد دارای ۵۷ واحد درسی است که معادل دو دوره کارشناسی ارشد در رشته های دیگر است و باید در هر ترم ۱۲ تا ۱۵ واحد با این حجم را بگذرانید...

پس خوب فکر کنید...شرایط زندگی خود را در نظر بگیرید...و تلاش کنید...اگر مسیرتان را درست بروید احتمالا طی چند سال آینده مدیر ارشد یکی از سازمان های موفق کشورمان خواهید بود...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۶ساعت 23:14  توسط محمد رضا رستمخانی  | 

آشنايي با UPS - منبع تغذيه بدون وقفه

ادامه كار با رايانه به هنگام قطع برق مطمئناً براي شما اتفاق افتاده اسن كه در حال كار با رايانه هستيد واحتمالاً در حال طراحي و يا برنامه نويسي و از اين قبيل هستيد كه ناگهان برق قطع شده و تمامي زحمات چند ساعته شما بدون اين كه بر روي ديسك ذخيره شوند از بين رفته اند . در اين حالت احتمالاً عصباني شدهايد ولي چاره اي نداشته و بعد از وصل مجدد برق شهر تمامي كار هاي خود را از سر گرفته ايد .
قطع برق شهر يك اتفاق عادي است كه در پيشرفته ترين كشورهاي دنيا نيز گرچه به ندرت ولي اتفاق مي افتد اما هميشه قطع برق به انجام مجدد كارها به مدت يكي دو ساعت ختم نمي شود و ممكن است خسارات زيادي را در بر داشته باشد به عنوان مثال يك بانك اگر مدتي بدون برق باشد در سيستم ان اختلال وارد مي شود و يا ايك سرويس دهنده اينترنت و يا يك سرور اگر مدتي بدون برق باشند به مرور مخاطبان خود را از دست خواهد داد در اين جاست كه
UPS به كمك مي شتابد.

مشكلات برق شهر
يكي از مشكلات برق شهر نوسانات شديد لحظه اي است . اين رخداد كه دلايل گوناگوني از جمله صاعقه و القاي كابل هاي ارتباطي دارد موجب صدمات جدي به وسايل الكتريكي مي شود چه بسا زماني كه دستگاهي از جمله رايانه خاموش بوده و به دليل اين كه دوشاخه آن به پريز متصل بوده صدمه ديده است . به همين دليل توصيه مي شود در زماني كه دستگاه ها خاموش هستند آنها را از پريز برق جدا كنيد .
از ديگر مسائل موجود نويز الكتريكي است كه ممكن است موجب قفل شدن (
hang ) رايانه و در نتيجه از دست رفتن اطلاعات شود . افت لحظه اي ولتاژ كه در اثر روشن شدن يك وسيله الكتريكي قوي به وجود مي آيد نيز مي تواند موجب راه اندازي مجدد رايانه شده كه از بين رفتن اطلاعات را در بر خواهد داشت . توجه داشته باشيد كه كوچكترين نوسانات برق كه جتي ممكن است نا محسوس باشد مي تواند براي CPU مضر بوده و موجب سوختن و يا نيم سوز شدن ترانزيستورهاي موجود در آن شود . به همين دليل است كه پس از مدت ها كار با رايانه مثلاً پس از يك سال متوجه مي شويد كه رايانه شما نسبت به روزهاي نخست خود كند تر شده و بيشتر قفل مي كند . براي جلوگيري از صدمات ناشي از اختلالات برق شهر مطمئناً به شما خريد يك UPS توصيه نمي شود بلكه يك محافظ تقويت كننده برق حدوداً 700 وات براي يك ريانه و دستگاه هاي جانبي ان كافي به نظر مي رسد . اما UPS علاوه بر خاصيت هاي شوك گيري،تقويت و تنظيم برق شهر خصوصيات منحصر به فرد ديگري دارد كه گاهي آن را براي رايانه هاي موجود در موسسات ضروري مي كند .

وظيفه
UPS
UPS هاي كوچك معمولاً درون خود، يك باتري دارند كه هنگام وجود برق در حالت عادي آن را شارژ مي كنند . هنگام قطع برق يا افت ولتاژ زماني كه ولتاژ از يك مقدار كمتر شود UPS بهع طور اتوماتيك منبع تغذيه رايانه را از برق شهر به باتري موجود درون خود تغيير مي دهد اين كار طي مدت زماني حدود يك يا 2 ميلي ثانيه انجام مي پذيرد و در نتيجه رايانه متوجه قطع جريان الكتريكي نشده و به كار خود ادامه مي دهد . UPS هاي متفاوت با طول مدت پشيباني متفاوتي وجود دارد كه بنا به نياز و كاربد نوع مورد نظر استفاده مي شود برخي UPS ها تنها براي مدت كوتاهي مثلاً 5 دقيقه به رايانه برق رساني مي كنند . اين فرصت خوبي براي ثبت و ذخيره كارهاي انجام شده است . برخي ديگر نيز تا 45 دقيقه دوام تغذيه دارند و اين امكان را به كاربران مي دهند كه طي اين مدت كار خودرا تكميل و به پايان برسانند .
براي ادارات و موسسات بزرگ تر و مهمتر نيز
UPS هايي طراحي شده است كه مدت زمان بسياري رايانه هاي موجود را د رهنگام قطع برق از بابت تغذيه پشتيباني مي كنند . خوب است بدانيد كه براي كار هاي بزرگ UPS داراي باتري درون ساخته نبوده و تنها حكم يك شارژ كننده و سؤييچ كننده را دارند . براي اين UPS ها باتري هاي بيروني در نظر گرفته شده كه بنا به نوع نياز و به تعداد معين به UPS متصل مي شوند .
مي دانيد كه هنوز منبعي براي ذخيره جريان متفاوت ساخته نشده است باتري متصل به
UPS نيز جريان مستقيم با DC دارند اما اكثر لوازم خانگي از جمله رايانه با برق متناوب شهر كار مي كنند . بنابراين UPS يك مبدل نيز دارد كه جريان DC را به AC تبديل مي كند اين ها تنها وظايف UPS نيستند . UPS قابليت كنترل جريان و ولتاژ و تنظيم و تقويت انها را نيز دارد . در يك كلام مي توان گفت UPS به رايانه مي گويد كه نگران هيچ چيز از جانب برق شهر و اختلالات ومشكلات آن نباش من تمامي كار ها راانجام داده و يك جريان تصفيه شده سالم به شما تحويل مي دهم .
با اين توضيحات شايد تصميم بگيريد كه يك
UPS تهيه كنيد فكر خوبي است .

 

منبع : پارسا ستوده نيا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۶ساعت 23:12  توسط محمد رضا رستمخانی  | 

 
مدل لباس