آموزشی  

ترجمه ، تالیف ، گردآوری یادداشت های دیگران

استاندارد ، كيفيت و هفت عامل اساسي در ارتقاء كيفيت محصولات خدماتي و توليدي (7m)

استاندارد ، كيفيت و هفت عامل اساسي در ارتقاء كيفيت محصولات خدماتي و توليدي (7m)

 

استاندارد را مي توان رعايت اصول و ضوابط در توليد يك خدمت يا محصول دانست كه كيفيت مطلوب را در آن به دنبال دارد . استاندارد ها معيارهاي پذيرفته شده از طرف مصرف كنندگان ، توليدكنندگان و موسسات و سازمان هاي ناظر بر كيفيت مي باشند .

استاندارد نمي تواند يك مفهوم ثابتي داشته باشد زيرا همراه با دگرگوني و پيشرفت هايي كه در اثر تحقيقات علمي حاصل ميشود معيارهاي استاندارد نيز تغيير يافته و در جهت تكامل و پويايي حركت مي كند . رعايت استانداردها باعث ايجاد شرايط يكنواخت و يكسان در ارائة خدمت يا توليد يك كالا در جامعه خواهد شد .

   امروزه سازمان هاي توليدي و خدماتي به طور روزافزوني به دنبال كسب نشان استاندارد براي تضمين كيفيت محصول خود بوده و رضايت مشتريان را به عنوان مبنايي براي سنجش كيفيت محصول توليدي خود مي دانند . دكتر " كانو " از استادان و محققان برجستة ژاپني مي گويد : فراورده يا خدمتي خوب است كه رضايت مشتري يا مصرف كننده را تامين كند .

به عبارتي كيفيت،  هريك از خصوصيات و ويژگي هاي يك فراورده يا خدمت و نيز عملكردي از آنها به منظور تعيين انطباق آن فراورده يا خدمت با شرايط تعيين شده در استاندارد مربوط به آن مي باشد .

با وقوع انقلاب صنعتي در جهان و شروع توليد انبوه مسئلة كيفيت در توليد و كنترل و بهبود آن مطرح شد كه آقاي پروفسور دمينگ آن را رضايت مشتري ناميد .

اگرچه روز به روز صنعت كشورما رو به توسعه مي باشد با اين حال بايد قبول كنيم كه از نظر كيفيت هنوزدرابتداي راه هستيم و بايد راه كار هاي اساسي در جهت افزايش كيفيت و كنترل آن بيابيم . به همين سبب به بررسي  مختصر هفت عامل اساسي كه در ارتقاء كيفيت محصولات توليدي مؤثر است وبه)هفت m) نيز معروف است مي پردازيم :

1- machine ( ماشين آلات) :

     طراحي وساخت ماشين آلات مشابه خارجي راهي است به سوي قطع وابستگي وما بايد ازمحققان ،صنعتگران و تلاشگراني كه در اين راه كوشش مي كنند حمايت نموده و آنها را دلگرم كنيم و با نظارت متخصصين بر كار آنها ابتكارات اين قشر را شكل صحيح علمي و فني بدهيم .

2- material (مواد اوليه) :

استفاده از مواد اولية مرغوب و درجة يك در فرمول ساخت و بسته بندي برابر است با جلب رضايت مصرف كننده كه اين مسئله در سرنوشت واحد توليدي نقش تعيين كننده اي را بازي مي كند . همچنين كنترل كيفيت مواد اوليه قبل از وارد شدن آن به فرمولاسيون و بررسي ويژگي هاي تعيين شدة آن بر اساس استاندارد هاي ملي و بين المللي يكي از راه هاي رسيدن به كيفيت مطلوب در محصول بوده و از طرفي عمده ترين نقش را در جلوگيري از متضرر شدن صاحبان صنايع دارد .

3- man ( نيروي انساني ) :

علي رغم پيشرفت چشمگير ربات ها ونرم افزار هاي كامپيوتري ، نيروي انساني كماكان محرك اصلي چرخة كيفيت است زيرا نه تنها آن را به حركت در مي آورد بلكه با استقرار سيستم هاي مديريت كيفيت جايگاه محصول خود را در بازار تضمين مي كند ، لذا بخش عظيمي از سرمايه گذاري ملي صرف تربيت و توسعة نيروي انساني مي شود . مجموعة انسانهاي تربيت شده ، ثروت گرانبهايي در هر كشور مي باشد و جبران خسارت هاي وارده به آن نه تنها به سرعت امكان پذير نيست بلكه بعضا ممكن است ميسر نيز نباشد . چراكه به حركت درآوردن تجهيزات و دستگاه هاي توليدي وايجاد افزوده در كالا ها ومواد به منابع انساني آموزش ديده وداراي فرهنگ كيفيت نياز دارد.در دوران كنوني با اين كه تكنولوژي قادراست مواد اوليه و حتي نيروي كار " ربات ها " را توليد كند ولي كماكان نياز صنعت به نيروي انساني فهيم ، هوشيار ، كنجكاو ، خلاق و تحليل گر به طور غير قابل تصوري افزايش يافته است . امروزه  صنعت به روح و انديشة انسان ها نيازمند است .

متا سفانه در كشور ما اكثر كارگران شاغل در صنايع بي سواد و يا كم سواد هستند و اكثرا از روستاهاي اطراف مراكز صنعتي جهت كار جمع آوري شده اند و فاقد هر گونه اطلاعات فني در زمينة كاري مي باشند و اين موارد نقش كارگران ما را در فاكتور كيفيت بي رنگ جلوه مي دهد . بنابر اين آموزش همراه با كار در زمينه هاي مختلف در اين خصوص از اهميت ويژه اي برخوردار است و بايد به خاطر داشته باشيم كه كنترل كيفيت موضوعي است كه كلية افراد تشكيل دهندة يك شركت در آن سهيم هستند .ازطرفي متخصصين مشغول در واحد توليدي نيز  دوره هاي لازمه را پس از جذب  طي نكرده و صرفا به همان اطلاعات كسب شدة قبلي كفايت مي كنند . كه اين نيز در نهايت به ضرر واحد توليدي تمام خواهد شد . واحد هاي توليدي براي بالابردن ميزان توليد با جلب رضايت مشتريان خود و رسيدن به كيفيت مطلوب به جهت توان رقابت در بازارهاي داخلي وخارجي مجبورند براي كيفيت هزينه هاي سنگيني را متحمل شود  و يكي از اساسي ترين آن ها هزينه براي آموزش پرسنل خود مي باشد .

4- method ( روش توليد ) :

جايگزيني روش هاي علمي و سيستماتيك جديد به جاي روش هاي سنتي نكتة بسيار مهم در صنايع كشور ما مي باشد كه متاسفانه در سطح كشور كمتر يافت مي شود . و بيشتر مخلوطي از اين دو روش را استفاده مي كنند كه در نتيجة آن نه اصالت اولي را دارد نه تكنولوژي كامل دومي را .

در هر حال  كشور ما يكي از كشورهاي نفت خيز وداراي محصولات متنوع كشاورزي در جهان بوده و با توجه به اين امتياز مي تواند با روش هاي توليد جديد در فراوري اكثر محصولات شيميايي و غذايي و ديگر محصولات صنعتي قدم بردارد .اما يك مشكل هميشه در بخش صنعت كشور ما وجود دارد . و آن عدم جذب نيروهاي متخصص و دانشگاهي  در بخش هاي مختلف توليد است . علي رغم اين كه مي دانند در مدارس و دانشگاه هاي ما علوم روز را به دانش پژوهان مي آموزند.با اين حال صنايع ما از از اين گروه آنچنان كه بايد نمي توانند بهره بگيرند زيرا اولا همة رشته هاي صنعتي لازم در دانشگاه هاي ما تربيت نمي شوند . ثانيا  اكثر صنايع ما به هنگام تجهيز به تكنولوژي از تكنولوژي سوختة كشورهاي صنعتي استفاده مي كنند  واين با علوم كسب شدة مهندسين مغايرت داشته و آن طوري بايد از معلومات خود استفاده نمي كنند .  ثا لثا  به كنترل كيفيت وانجام هزينة لازم در اين بخش كمتر بها مي دهند  و اين ها خود سبب شده اند كه صنايع مادر مقابل صنايع توليدي روز دنيا ناكارآمد و مشتري گريز باشد .

5- management ( مديريت ) :

اولين بار چيني ها در حدود 1100 سال قبل از ميلاد مسيح به صورت سازمان يافته چهار وظيفة مديريتي برنامه ريزي ، سازماندهي ، رهبري و كنترل را تجربه كردند . بعد از آنها اين ايراني ها بودند كه مديريت را با تجربيات و نگرش هاي خود آزمودند . اما متاسفانه هنوز كه هنوز است  در سازمان هاي دولتي فقط به شعار شايسته سالاري اكتفا مي كننندو در خيلي از صنايع نيز تمايلي براي جذب مديران متخصص نبوده و صاحبان سرمايه مديرت صنايع  را دردست دارند كه البته با برخورد به موضوع تجارت جهاني و باز شدن كامل مرزها اقتصادي كشور به نقطة ايست خواهند رسيد .

يك مدير  دانا و مدبر قادر است كلية عوامل مثبت و سازنده را جهت پيشرفت يك بخش يا يك واحد توليدي فراهم و هماهنگ كند . از جمله تعهدات مديريت هر واحد تعيين خط مشي كيفيت و برنامه ريزي  و عملي كردن آن مي باشد . سطح قابليت مديران و افراد مسئول در سازمان ها و كارخانجات ميتواند منجر به ورشكستگي وزوال يا جهاني شدن آن مركز شود . انديشيدن به كيفيت در جامعة ما بايد به صورت بنيادي و زير بنايي تحقق يابد كه اين امر ازجملة وظايف مديران سازمان ها، واحد هاي توليدي و خدماتي مي باشد . دارا بودن دانش مركب از علم و تكنولوژي مهندسي و هنر  ، جمع آوري و مطالعة نظريات و پيشنهادات كارگران و كارمندان و اينكه آنان بدانند كه نتيجة كارشان يكي از عوامل اساسي پيشرفت سازمان يا كارخانه مي باشد از جملة خصوصيات بارز يك مدير نمونه و موفق است .

6- market(بازار ):

   داشتن يك مدير بازارياب، بررسي ميزان بازار ، يافتن سليقه هاي مصرف كننده ، توجه به قدرت خريد مردم و جلب اعتماد فروشندگان از جملة عواملي است كه بايد مد نظر داشت .

7- mony ( سرمايه ) :

عدم استفاده از سرماية كافي براي يك طرح ضررهايي را به همراه دارد كه برخي از آنها براي آيندة واحد توليدي مشكلات عمده اي را در بر دارند .استفادة به موقع و به جا از سرمايه در مراحل مختلف توليد براي بالا بردن كيفيت توليد يا خدمت در ترسيم آينده اي خوب و موفق نقش عمده اي دارد .

 

 

 

 

محمد رضا رستمخاني

كارشناس اداره كل استاندارد و تحقيقات صنعتي استان زنجان

مهر ماه 1383

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۵ساعت 7:26  توسط محمد رضا رستمخانی  | 

 
مدل لباس